سارتر می گوید: هر انسانی که در هر گوشه ای از جهان کشته می شود، ما همه به نوعی در کشته شدن آن شخص مقصیر هستیم. انسان افغانستانی، در صورت که بخواهد کشوری به نام افغانستان وجود داشته باشد و در این جغرافیای سیاسی حکومت قانونی به میان بیاید، بایست در برابر هم میهنان شان که انواع جنایات و حق تلفی، بالای آنها صورت گرفته است، رفع تقصیر کند. این رفع تقصیر، در قدم اول اقدام مردم افغانستان برای محاکمه افراد جنایت کار و متهم به نقض حقوق انسانی در طی سالیان جنگ های داخلی در افغانستان میباشد.
مردم افغانستان همیشه قربانی منافع افراد جنایت کار ، با روپوش قوم و مذهب و ارزش های همگانی بوده اند. این افراد، مردم افغانستان را با این گونه پوشش های ارزشی اغوا کرده و با استفاده سؤ از آن منافع خویش را تحقق بخشیده اند.
هر بار که سخن از عدالت و محاکمه اشخاص جنایت کار گفته می شود، همزمان با آن، مسایل قومی، زبانی، سمتی، مذهبی و … مطرح می گردد. زیرا جنایتکران تطبیق عدالت را بی حرمتی به قوم خاصی در افغانستان تلقین کرده اند. در حالی که این مسایل، نوعی ایدیولوژی سازیِ است که افراد جنایت کار برای منفعتِ خود، آن را ساخته اند وبا این گونه ایدیولوژی سازی منافع ملی و شهروندی مردم افغانستان را به قربانی می گیرند.
جرم یک امر فردی است که به غیر از مجرم به هیچ کسی دیگر قابل سرایت نیست. پس مردم افغانستان بایست آگاهانه برای محاکم جنایت کاران اقدام کنند.
یکی از جنایاتی که در دوره جنگ های داخلی در افغانستان آنهم در شهر پرجمعیت کابل به شکل عمدی، آگاهانه وسیستماتیک توسط جنایات کاران صورت گرفته یکی هم، قتل عام مردم افشار بود که درآن یک شهر انسان فقط به جرم هزاره بودن نابود گشتند.
این جنایت توسط فرماندهان جنگ های داخلی از جمله عبدالرب رسول سیاف (چهره مخفی و پروژه مخفی تفرقه افگنی بین اقوام در افغانستان زیر نام مذهب و قوم و…)، احمد شاه مسعود، شیخ محسنی، سید حسین انوری، (دلقک روزگار) یونس قانونی و … صورت گرفت.
بزرگ ترین جنایت را این افراد در تاریخ افغانستان و جهان به نام شان ثبت کردند که شامل تجاوز به زنان در برابر مردان خانواده، کشتن مردان خانواده در برابر زنان، به برده گی گرفتن دختران و زنان، کشتار مردم در اماکن همگانی از جمله در تکیه خانه افشار، بی حرمتی به اجساد مردگان، قتل و تجاوز به جرم هزاره بودن، بود.
عبدالرب رسول سیاف، یکی از قصابان این فاجعه هولناک، در حمله و تجاوز به افشار به عساکرش گفته بود: «سربریده سخن ندارد، هزاره ی خوب هزاره ی مرده است».
جنایت به چگونگی و کیفیت عمل جنایت کار مرتبط است نه به کمیت جنایت. مهم این است که جنایت برای چه صورت گرفته است و جنایت کار چه هدفی از جنایت اش داشته است. هم در آموزش دینی اسلام و هم در حقوق بشر، نفس یک آدم، نمونه ای از تمام بشریت و عالم در نظر گرفته شده است. هنگامی که یک شخص را می کشند در حقیقت همه بشریت را کشته اند.
جنایت افشار، یکی از جنایات ضد بشری در تاریخ بشریت است. زیرا این جنایت از طرف احمد شاه مسعود، برهان الدین ربانی، عبدالرب رسول سیاف، شیخ آصف محسنی و دیگران به هدف محو نابودی که گروه اتنیکی صورت گرفته است. در این تراژیدی یک شهر انسان به جرم هزاره بودن قتل عام شده اند ونیت جنایت کاران، از این جنایت، نسل کشی بوده است.
این نسل کشی ها با نسل کشی های قبلی زمان عبدالرحمان خان و پاکسازی قومی وردک توسط طالب-کوچی های زمان کرزی بی رابطه نیست. زیرا قربانی هر سه قضیه هزاره های افغانستان و اجرا کننده این جنایان حکومت افغانستان بوده که از طرف یک قوم اداره می شده است. این جنایت تا وقتی ادامه خواهد داشت که حاکمیت قبیله جای خود را به دولت حقوقی ندهد.
در اعلامیه حقوق بشر، این نوع جنایت، وحشت ناک ترین جنایت بشری دانسته شده است، که گروهی از مردم به خاطر موجودیت شان کشته می شوند. زیرا انسان نمی تواند اگزیست و وجود اش را تغییر بدهد. موجودیت، چیزی است که به طور طبیعی برایش داده شده است، تغییر آن بیرون از اراده انسان است. انسان می تواند مذهب، دین و ارزش های فرهنگی اش را تغییر بدهد اما نمی تواند خون شان را تغییر بدهد. تغییر مذهب و دین در تاریخ بشر بسیار اتفاق افتاده است، ولی تغییر قومیت ناممکن است.
چقدر وحشتناک است که قومی به موجودیتش افتخار کند و موجودیت قوم دیگر را نپذیرد و به نابودی آن اقدام کند. وحشتناکتر از آنکه ابزار دولت و حاکمیت به دست قومی که تحمل دیگران را ندارد، داده شود و جنایت و نابودی قوم دیگر توسط حاکمیت انجام شود و این کار قرن ها تداوم داشته باشد و هرگاه این وحشت به مرور زمان و قربانی مردم از بین برود و دست های برای احیای آن دراز شود و آنرا دوباره حاکم بسازد.
تراژدی افشار، جنایتی است که انسان های بی گناه، برای موجودیت شان به مثابه یک قوم قتل عام شده اند. فاجعه ی افشار جنایتی است که برای نسل کشی یک قوم به راه اندخته شده و نیت جنایت کاران نیز؛ محو ونابودی یک نسل بشری به نام هزاره در افغانستان بوده است.
روایت تلخ فاجعه:
شب 21 و 22 دلو سال 1371 خورشیدی پیهم از طرف فرماندهان این جنگ بالای خانه های مردم درمنطقه افشار، از سلاح های سنگین استفاده می شود. در این دو شب به طور کامل، افشار به یک “ویرانه” تبدیل می شود وعده زیادی از ساکنان این منطقه، زیر آوار می شوند.
به روز بیست دوم دلو، قتل عام برای پاک سازی محل تصرف شده از مردم هزاره، عملا توسط عساکر؛ شورای نظار به فرماندهی احمد شاه مسعود، نیروی های اتحاد اسلامی به رهبری عبدالرب رسول سیاف و افراد حرکت اسلامی به فرماندهی شیخ آصف محسنی وسید حسین انوری آغاز می شود.
این قتل عام با هدف پاک سازی هزاره ها یا به گفته عبدالرب رسول سیاف: «سربریده سخن ندارد، هزاره ی خوب هزاره ی مرده است» صورت می گیرد. در نتیجه ی این جنایت، مردم افشار زیر آوار، در راه ها کشته و فرار می شوند، تعدادی که در خانه می مانند، با تجاوز و انواع بی حرمتی کشته می شوند و تعدادی هم که در اماکن عمومی و مقدس پناه برده بودند، همان جا تیرباران می گردند.
در کل بنا به آمار «پروژه عدالت برای افغانستان» و پژوهش گران دیگر، 12000 هزار انسان بیگناه به جرم هزاره بودن، کشته می شوند و5000 هزار نفر که بیشترین آنها زنان بودند به اسارت برده می شوند. خانه ها همه ویران چور و چپاول می شود. دراین حمله در منطقه افشار هیچ دیواری باقی نمی ماند که مورد اثابت گلوله های راکت و سلاح های سنگین دیگر قرار نگرفته باشد. پژوهشگران در گزارش های نوشته اند که اکثریت اسرا هم بعد از مدتی به قتل رسیده اند.
در این نوشته ما در پی ارایه امار نیستیم. فجایعی که در افشار صورت گرفت همه شهروندان کابل به یاد دارند. برای ما مهم اصل مساله یعنی جنایت ضد بشری و کیفیت این جنایت است ولو که در این جنایت یک نفر به قتل می رسید آنهم به جرم هزاره بودن و به خاطر اگزیست و وجود خود، باز هم این جنایت همان کیفیت را داشت که هم اکنون با کشته شدن بیش از 12000 هزار انسان دارد.
جامعه جهانی باید بدانند که عدم تطبیق مفاد کنوانسیون های و میثاق های مهم و معتبر ملل متحد در مورد ملل فقیر و گروه های اتنیکی ضعیف و بی دفاع و تطبیق سریع و جدی آن در مورد شهروندان کشور های نیرومند و مقتدر، خلأ بزرگ را در تعریف بشر بوجود آورده است. این امر محرومیت شدید را بوجود آورده که زمینه های نفرت و خشونت را میان مردمان جهان و حتی تمدن ها بوجود می آورد. یگانه راه جلوگیری از این معضل، تامین عدالت و محاکمه جنایت کاران است.
چیزی که این موضوع را باز هم وخیم تر می سازد اینست که در افغانستان نه تنها جنایتکاران مجازات نمی شوند، بل قدرت سیاسی کشور برای شان هدیه شده و جامعه جهانی از بقای آنها در قدرت نامشروع شان حمایت می کنند و آنها با استفاده از ابزار دولتی و چتر نیروهای خارجی به جنایات شان ادامه میدهند که موجبات بیزاری مردم را در مقابل جامعه جهانی فراهم می آورند.
پیشنهاد ما به حکومت افغانستان و سازمان ملل متحد و کنوانسیون های جنایات نسل کشی، این است تا این دو روز را به رسمیت بشناسند و عاملان این جنایات را که علیه مردم افغانستان صورت گرفته، به عنوان یک امر حقوقی و قانونی و برای ارج گذاری به عدالت و حرمت گذاشتن به جامعه انسانی و انسان هایی که مورد تجاوز و قتل و نسل کشی قرار گرفته اند، به روز محاکمه عاملین ان تبدیل کنند.
افغانستان با قبول اعلامیه حقوق بشر و کنوانسیون های حقوق بشری مکلف به محاکمه جنایت کاران در افغانستان می باشد و از طرف دیگر جنایت از نوع نسل کشی و ضد بشری فراتر از صلاحیت حکومت به سازمان ملل اجازه می دهد که این گونه جنایت کاران را به محکمه بکشاند.
بنابراین برای شکل گرفتن یک دولت در و مشروعیت یابی آن در افغانستان، خیلی مهم است که عدالت در این کشور تطبیق شود تا این برخورد قانونی در ذهن مردم افغانستان نهادینه شود و ما را از مفهوم بدوی عدالت که انتقام گیری است به مفهوم مدرن عدالت که مجازات قانونی است، نزدیک بسازد.
نگذاریم تا جنایت کار با ایدیولوژی سازی از مذهب، قوم و مسایل دیگر برای شان پناه گاه بسازند و منافع ملی و مردمی افغانستان را بار بار برای منفعت جنایت کارانه شان قربانی کنند.
میثاق های جهانی که در فاجعه افشار از نورم های آنها بطور گسترده تخلف صورت گرفته است:
1. اعلامیه جهانی حقوق بشر 1948
2. میثاق منع شکنجه و سایر مجازات غیر انسانی 1987 و 1984
3. میثاق منع انواع تبعیض علیه زنان 1971
4. میثاق حقوق کودک 1989
5. میثاق بین المللی رفع انواع تبعیض نژادی 1965
6. میثاق بین المللی حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی 1969
7. میثاق سازمان ملل در مور د حقوق زنان 1953
9. میثاق برخورد با اسرای جنگی 1949
10. کنوانسیون ملل متحد علیه جرایم سازمان یافته، دسامبر 2000
11. میثاق سازمان ملل در جلوگیری از نسل کشی یا ژینو ساید، جنوری 1951
12. میثاق وضعیت مهاجران 1967
13. میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی ۱۹۶۶
شبکه ی سر تاسری مردم هزاره
………………………………………………………………………………………….
تذکر: هیچ وبسایت حق ندراد که نام و یا آدرسش را به روی این عکسها علاوه نماید. این عکسها به منظور زنده نگهداشتن خاطره قتل عام افشار منتشر می شود.
نظرات
20 دیدگاهطرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار
عبدالرحمن حداقل یکصد هزار لشکر حکومتی و قبایلی پشتون تبار را برای سرکوب و قتل عام هزاره ها بسیج کرد و آنهمه نسل کشی، http://www.armans.info/articles/print.php?id=2249
طرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار
از همه تاسف آور بی تفاوتی جامعه جهانی است. در افشار و سربرنیتیسا قتل عام صورت گرفت ولی شیوه و طرز قتل عام و تجاوز در افشار آنقدر وحشتناک است که از تصور آدمی بالا میباشد ولی متاسفانه مرتکبین و مسولین این جنایت مانند سربرنیتسا مورد محاکمه و توجه جامعه جهانی قرار نگرفته است و برعکس متحدین امریکا به شمار میروند.
http://dari.rozgar.eu/files/Attachments/Junghaie_Afshar_455973258.pdf
طرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار
صد كه بكوييد باور نميكنم.باور نميكنم كه نفر هاى سياف به امر سياف و به هيج عنوان نفرات مسعود به امر مسعود اين كار را كرده باشد.اين كار كار دست افغان نيست,اين مردوم انقدر بست باور نميكنم كه بوده باشند.شايد اى اس اى كدام كروب انتحارى را فرستاده باشد كه ما نا دان ها در كله كله يكديكر خود بزنيم.دربين خصومت ايجاد كند وكرنه هزاره عزيز ماست دوست و برادر ماست.ولى بايد ما خر نشويم.به هر صورت بكزشته كزشت جنايت شد كسى هم اثبات ندارد .خداى باك جزاى ظالم را ميدهد درين دونيا و در اخرت هم .اينده را احتياط.ازين به بعد بايد جنايت كار كر فتار و به سزاى اعمالش برسد.بايد از كوجى ها شروع ميشد كه نشد.
طرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار
خاله بینا
با همین چند جمله عالمانه و تحلیل عمیق و دانشمندانه توانستی تمام مشکلات اوغانستانه در یک دقیقه حل کنی .
مه میگوم بیشک که به راه بزک پنجشیر آمر صاحب روان هستی
طرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار
Saleh Na Saleh wa Na Khalaf aman Qabeela graai shenakhta shoda Ahmed Farid Samin masool site e Nangeen wa Roswai Graan Afghanistan ast
Saleh ya farid samin mekhowahad ke aab ra khet konad wa mahi begirad
Saleh az hama jenayat, wahshat wa rezalat wa Mazalem e Qabeela Saalaran alai mardoom mazloom e Hazara defa mekonad
Saleh (Ahmed Farid Samin) az qatl e haam ha wa Kala Monaar hai Abdul Rahman Khan alai Hazara ha defa mekonad
Saleh ya Farid Samin amin hala az Gharat Gari, Wahshi gari wa kochandan e ejbaari hazara ha tawasot e Kochi Talib ha defa mekonad
Wali az waqiha Afshar Perahan e Osamn sakhta wa ba na haq Pai Massoud e Qahraman ra mekhowad ke dar en waqiha bekashand
ta hab ra khet karda mahi said konad
طرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار
صالح جان!
حرف مزخرف از تو انسان كثيف و بست بيرون ميشود همه مربوط به خودت است.تو انسان بست را همه ميشناسند.همان بابر هستى نا مت را تغير ميدهى.ولى در تعفن تو انسان كثيف همتا ندارى.بجف مانند كلاب.
طرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار
خاله بینا
کدام حرف من مورد قبول شما قرار نگرفت؟ منکه تایید کردم شما به بزک پنجشیری افتخار ابدی بخشیده اید. هر باریکه شما تحلیل عالمانه و دانشمندانه میکنید کشور گل و گلزار میشود. کاملا همانطوریکه بزک پنجشیر مسعود افشار را گل و گلزار ساخت
طرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار
بابر نام!
تو خو زن با كستانى هستى,تو جه اشك ازدها ميريزى.باكستانى بلاى تا ن سوار است جه بيناموسى است كه نميكند و شما برايش كاكل بازى ميكنيد. برو او بيغيرت باكستانى را از خانه ات بكش و زده به كشورش روانش كو.اصلا اين جنايات بخاطر تفرقه اندازى و ايجاد خصومت و كدورت شده است.كه دربين اقوام برادر نفاق باندازد و ما در سر يكيكر بكوبيم و دشمن خاك و مردوم ما به هدف برسند و بخندند.اصلا اين سياست انكليس است و اى اس اى انرا بيشه كرده است.درست جنايت شده ولى امروز تجارت بالاى اجساد ان بيكناهان است.كسى از نام مردوم نجيب هزاره نوشته است . به اين جناب كه حق انراداده است تا از نام مردوم عزيز هزاره جيزى بنويسد.دركجا كدام مردوم و به جه طريق اين اقا را اجازه داده تا از نا م مردوم هزاره بنويسد. تا يك عده افراد مزخرف به نفاق افكنى ببردازند.يك عده از بدر بدر فاشيست امروز اشهاى ساختكى ميريزند ولى در حقيقت تشنه به خون اقوام برادر هستند, حتى به شهداى عزيز كشور كه رسم مردى و مردانكى نيست, ناروا ميكويند و زهر تعصب قبيلوى اوغان فاشيستى خودرا ميرريزند.برو برادر ما امروز دوست و دوشمن خود را ميشناسيم.به ان شهداى باك كشور ما درود ميفرستيم و هركه ظلم كرده ترازوى عدالت بدست ان عادل بيكران است. او ميداند باكه جه كند.ولى ما امروز شهدا را دوباره شهيد نسازيم. تفرقه انداز را بشناسيم و از بين خود ترد كنيم.كرجه اين خبث ها بيوسته نام خودرا تغير ميدهند.ولى ما از طرز اداى كلمات مزخرف شان ان شبشى هاى زن با كستانى را ميشناسيم و برايشان جواب مطابق احوال شان ميدهيم.
طرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار
خاله بینا
یعنی شما میگویید که این بزک پنجشیری آمرصاحب نه بلکه تنها پشتونها افشار را گل و گلزار ساختند ؟
یک منبع معتبر که نخواست نامش افشا شود برایم گفت که هزاره ها کاملا دروغ میگویند زیرا در وقتی که افشار گل وگلزار میشد بزک پنجشیر اصلا در کابل نبود بلکه مصروف اتن یا قرصک با سیاف در خانه قاضی فضل الرحمن در پشاور بودند
از اینرو او هیچگونه ارتباطی با مسله افشار ندارد
امید در این رابط هم با تحلیل عالی ، دانشمندانه و کارملوف مابانه خویش ما را افتخار همیشگی نصیب کنید
طرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار
آقای صالح ! واقعۀ افشار یک حادثه دلخراش و وحشتناک در تاریخ سه دهه گذشتۀ وطن جنگ کشیدۀ ماست که عوامل و علت های بروز آنرا باید از بعُد های مختلف مطالعه کرد . اینکه درآن جنایت کیها مقصر بوده و کیها حادثه خلق نموده اند را نمیتوان با نظریات مغرضانه و هدفمند به دید همگان قرار داد . جنایت کاران و خیانت کاران امروز چنان برقه های رنگین دینی و مذهبی برو کرده اند که بمشکل میشود ایشان را آفتابی و آشکارا نمود . امروز جنایت افشار دستآویری شده بر حلقات معین سیاسی که میخواهند با وسعت دادن آن روپوشی اندازند بر دیگر جنایاتی که از نگاه وحشت آفرینی و آدمکشی کمتر از واقعۀ افشار نبوده است .
جنایت جنایت است باید محکوم و تقبیح شود چی آنرا عبدالرحمن خان انجام داده یا نادر خان ، حبیب الله کلکانی انجام داده یا برهان الدین ربانی ، امین انجام داده یا کارمل ، حکمتیار انجام داده یا مسعود . مشکل ما اوغانستانی ها درین است که بدون اسناد و ارایه دلیل مؤجه صرف با دید غرض آلود میخواهیم طرف مقابل را محکوم نمائیم . وقتی کرزی بابا با اسناد و پشتاره پول آخند ها گیر افتاد ، اجنت ایرانی اش نمی شمارند ولی آنی را که این خیانت بابا را انتقاد میکند اجنت ایرانی اش میدانیم . زهیی عدالت و داوریی که ما داریم .
محترم آقای صالح ! امروز وطن مشرک ما به گودال تجزیه و سقوط ابدی کله ملاق است ، امروز یتیمان و بیوه زنان ما گرسنه شکم و پا برهنه اند ، امروز چار اجنت و مزدور استخبارات بیگانه گان رهبری حکومت به اصطلاح اسلامی را روکش اند که هم پختون هم تاجک و هم هزاره گدی های کوکیی بیش نیستند . درین گیر و دار تجارت و وطن فروشی که هفت پشت ما را قرضدار و مدیون بانک جهانخوار تجارت جهانی چند یهود بیآزرم نموده اند ، آیا لازم است از اکثریت سازی های دروغین ، از ملی سازی های بی مفهوم بخاطر بقای یک اقلیت محدود بیدانش و فاشیست که خیر و برکت شان حتی به هم قبیله و قوم و خویش شان نرسیده ، سینه چاک دفاع نمائیم ؟
بیآید بخاطر داعیه وطن خویش که همگی ( هزاره ، ترکمن ، پشتون ، تاجک ووو ) از آب و خاکش استفاده نموده ایم مشترکأ و یکجایی به تمام جنایت کاران نفرین بفرستیم و تجربه تلخ گذشته را معیار قرار داده بخاطر بیرون رفت ازین منجلاب راهی و کوچه یی را سراغ نمائیم . درغیر آن اگر به همین غرور و غیرت بیجا چند روز دیگر صبر کنیم بسیار نا وقت خواهد بود و آنگاه جنایات افشار ، مزار ، یکاولنگ وو را برای همیش فراموش خواهیم نمود !
طرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار
مزار خان
نوشته زیر را حتما بخوان و بعد بگو که آیا به نظرت مغرضانه و دستاویزی است برای پوشش دیگر جنایات یا واقعا بی غرضانه نگاشته شده است ؟
http://dari.rozgar.eu/files/Attachments/Junghaie_Afshar_455973258.pdf
طرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار
آقای صالح از ناقلین شمال میگفت بخاطر ساعت تیری به کابل پرس? میاید. نان مردم شمال را خوردید ولی به دسترخوان شان شاشیدید.
طرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار
شیوا صاحب
بدون دلیل اتهام نبندید. اول از کجا میدانید که من از جمله ناقلین استم و دوم منظور تان اگر از ..... نمک را خوردن و نمکدان را شکستن است پس بگویید چه نمک حرامی کرده ام ؟
طرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار
صالح جان از موضع كيرى نفاق افكنانه و مغرضانه و براز كينه و تعصب خودت در برابر رهبران عزيزالقدر غير بشتون طورى استنباط ميكردد كه تو يا جاسوس باكستان هستى كه ميخواهى احساسات مردوم را به شور بياورى تا يك عده هم شروع كنند لعنت و نفرين به قوم وتبار خودت.تو شايد زن با كستانى باشى واز انجا كماشته شده باشى و لى در بين ما نفاق مياندازى.بيدون رزالت تو به اندازه كافى فضا بين اقوام كشور ما زهر الود است.باور نميكنم كه به كدام مرض روانى مبطلابا شى.ازينكه نامت را تغير ميدهى من به اين فكر شدم.جون خم خم ميروى .هتمى و ضرورى كدام هدف خبيثه دارى .به هر صورت در بستى همتى ندارى.اوغان خر.
طرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار
خاله بینا
دو سوال دارم که حتما باید جواب بدهی
اول اینکه به نظر شما هیمن اقوام برادر وطن شما کی ها اند ؟
دوم آیا بزک پنجشیر مسعود اوغان بود یا خراسانی ؟
تشکر
طرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار
هرجه كه بود ناموست را از زير باى باكستانى نجات داد.او در روى جهان از احترام و عزت بر خوردار است به نام نامى ان مدافع راستين ,در بسيارى از كشسورهاى جهان جاده ها باركها نامكزارى شده و ميشود.او خودش باربار كفته بود كه من از افغانستان هستم بخاطر قوم خاصى مبارزه نميكنم.او متعلق به همه مردوم افغانستان بود و هيجوقت مثله قومى را دامن نزده است.بر حق كه مسعود عزيز قهرمان ملى كشور ماست.اكر كدام كودن بخواهد ويا نخواهد,كارى ازو بوره نيست..به كوشش مكس شكر مردار نميشود.مانند تو قوله كش ها زياد است.به غير از ناقلين باكستانى كه امروز همه طالب هستند و كشور مارا به خاك و خون ميكشند باقى همه اقوام برادر كشور عزيز ما هستند.يك سوال من هم از خودت كنم .جرا نام مستعارت را زود زود تغير ميدهى؟ ميترسى ؟ ويا علت ديكرى نهفته دارى كه ما نميدانيم.ولى بازهم او قهرمان سالهاست كه شهيد شده حالا دوسيه او نزد ان خالق بيكران او فتاده است. ولى تو تا هنوز ترس دارى.اين راه و رسم مردانكى ,انسانى و اسلامى نيست كه عقب شهدا به دروغ و جفنك ببردازد ولى انسانهاى مزخرف به هيج رسمى بند و واز نيستند.
طرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار
خاله بینا
آیا بزک پنجشیری مسعود قهرمان پشتونها یا به گفته شما اوغان های خر هم است ؟
طرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار
از نظر من باید واقعه افشار اتفاق میافتاد ورنه عبدالعلی مزاری افغانستان را به ایرانی ها تسلیم میداد . احمد شاه مسعود در ان زمان وزیر دفاع بود و به خاطریکه تحصیلات عسکری نداشت برای او فرقی میانی وزارت دفاع و باغ کمپنی که برای سگ جنگی لچک های کابل روز های جمعه میرفتند , نداشت . ولی با ان همه خر یت خود درک نموده بود که اوضاع حساس است و مجبوراء با دشمن خود سیاف برای غلبه به حزب وحدتی ها و عبدالعلی مزاری که روحاء مستقیم از قم و تهران اکمالات میشد , متحد گردید . باقی همه شما میدانید که اوباش های تحت قومانده مسعود و اشراری تحت فرمان سیاف از دسپلین و نظم عسکری واقف نبودند و فاقد تحصیلات ابتداییه بوده به جز جوانا و خرابات های قشلاق خود خدا ره ده خدایی نمیشناختند . مخلوطی از وحشت و بربریت داخل جنگ شدند و افشار از چهاراهی دهمزنگ و سر گردنه هوتل کانتینینتال و فرقه قرغه و جنگلات پغمان محاصره نموده شروع به جنگ نمودند . اکثر قوماندان های جنگی عبدالعلی مزاری را قسیم فهیم و خودی مسعود با پول های هنگفت تر از پول های که ایرانی ها برای هزاره های تحت فرمان مزاری برای نابودی کابل و مردمان ان داده بودند خریده و از محل جنگ فراری دادند یکی از پوسته های مهمی که توسط مسعود با پرداخت یک لک دالر خریده شده بود کوه پشت سر فاکولته تخنیک بود . وقتی قوای مسعود از بالای این پوسته که مستقیم بدنه ساختمان فاکولته تخنیک که مقر فرماندهی عبدالعی مزاری بود شروع نمودن به فیر نمودن . . مزاری بعد از مقاومت کوتاهی فرار نموده و جنگ مغلوبه گردید و قوای مسعود از طرف گردنه باغ بالا و اشراری سیاف از طرف پغمان و کوته سنگی داخل خانه های افشار شدند و از این لحظه به بعد جنگ نبود بلکه انتقام و نفرت پشتون و پنجشیری از قوم هزاره چنان به اوج خود رسیده بود که نظیر ان در هیچ جنگی داخلی دیده نشده بود در افغانستان . حالا شما ها چه نتیجه از موضوع گرفته اید . باشد سر جایش ولی از نظر نظامی تحت تصرف دراوردن منطقه سوق الجیشی مانند افشار در قلب کابل توسط گماشتگان خارجی چون ایران خود معضله حساس باید بوده باشد . مسعود از مقر فرماندهی خود مقابل مکتب نادریه و یا عمر شهد ( خانه غلام بچه ظاهر خان ) قبل از شروع جنگ , اول اخطاریه اعلان نمود . . بعد از دو روز فیر های اخطارات نمود و در مرحله سوم افشار و فاکولته تخنیک و اکناف افشار را توسط انواع زرهدار ها و هاوان ها تحت اتش گرفت و سیاف همچنان , وقتی مطمین شدند که سه حصه مردم افشار و جنگجویانی مزاری کشته و یا زخمی شده اند . . بعد امر داخل شدن به افشار را داد . این جنگ را به نوع بهتری با تلفات کم تر نیز میتوانستند بجنگند ولی ار جایی که همه فریقین در امور نظامی دوره ندیده بودند مردم بی گناه زیاد کشته شد .
طرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار
خاله سوتیا
یک چیز را در تحلیل عالمانه ، دانشمندانه و همه جانبه خود در مورد فاجعه افشار فراموش کردید که در همان روز و شب ها روابط بزک پنجشیر مسعود و ملا کندهاری محسنی متحد او با قم و سپاه پاسداران هزار ها مراتبه نزدیک تر نسبت به حزب وحدت و مزاری با آنها بود
طرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار
صالح (babor)
o harami bache harami Benazir baz paida shudi !! tu sharm nadari ! tu abro nadari ? ma fekr karda bodom ke khod ra entehar kardi ama baz ba som pashi paida shudi ?hale tu chura dar sangar Jahad nisti ? bradaran ba ghairat pukhun wa beghana setiz halqa ba gosh englis wa ISI jang karda rawan hastand ama tu dar inja dombak zada khod ra bazi meti ?! bro entehar ko ke 70 bakera montazer ast ! o bache harami Benladin , padaret megan hamle qalbe saresh amada bod ! agar o bemora 2 bar yatem meshi , chand sal pish madaret Benazir ra az dast dadi wa hali padar ra .:
طرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار
باعرض تسلیت محضر آنانیکه درحادثه افشارمصیبت وگرفتاری کشیده اند. نمایی ازویرانی افشارقلب هرانسان بادرد وانسان سالار را بدرد می آورد واو را وامیدارد تا به همه ای جنایتکاران وانسان ستیزان تاریخ نفرین فرستد. بدون تردید دراین عمل وحشیانه وخونین همه ای سران جهادی ذینقش بودند. امروز برانسانهای شریف وبادرد ودرک کشور است تا بخاطر این رویداد غم انگیزوسیاه، به مسعود- سیاف - مزاری - محسنی و..... نفرین فرستندونسبت به کارنامه ها وطرزالعمل های شوم وضدبشری آنان تبری جویند. برای من بسیار زیبنده است که دوستان نقل وقولی ازسارترآورده اند! این نشانگربلوغ ورشد فکری مردم هزاره است. برخلاف حلقاتی معینی که میخواهند ازفاجعه افشار برای خودکلاه نمدین ساخته وجنایتهای انجام شده زیرریش مزاری را لاپوشانی وبرطبل نفاق وبدبینی بکوبند!! هستند افراد وعناصرکه به قضایای تاریخی برخورد عاری ازتعصب وعلمی دارند. فراموش نباید کرد که فاجعه افشار زمانی جنایت وسفاکی تعریف میشود که آنرا بادید انسانی به تماشا نشینم . هرگاه دراین داوری برخورد دینی واسلامی داشته باشیم؛روشن است که بخش کوچکی ازآنچه را قشون اسلام درجریان حمله به سرزمین ما به انجام رسانیده اند .مسعود- سیاف- مزاری- محسنی ودیگران انجام نداده اند.
طرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار
For an independant judgement and assessment of Afshar tragedy, I invite all the readers to read the following article which I found informative and constructive.
thankshttp://urozgan.org/fa-AF/article/1336/
طرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار
من فکر نمیکنم نویسنده واقعا احمد ولی بدخشی باشد.
به باور کامل او احمد ولی اوغان است که در زیر نام بدخشی خود را پنهان کرده است
طرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار
به این لینک ها نگاه کنید و ببینید که برادران هزاره ما هنوز هم دنبال ایران ها را ایلاه نداده اند :
http://64.130.220.65/Multimedia%5Cpics%5C1389%5C11%5CPhoto%5C175.jpg
http://64.130.220.65/Multimedia%5Cpics%5C1389%5C11%5CPhoto%5C169.jpg
http://64.130.220.65/Multimedia%5Cpics%5C1389%5C11%5CPhoto%5C168.jpg
http://64.130.220.65/Multimedia%5Cpics%5C1389%5C11%5CPhoto%5C163.jpg
http://64.130.220.65/Multimedia%5Cpics%5C1389%5C11%5CPhoto%5C159.jpg
http://64.130.220.65/Multimedia%5Cpics%5C1389%5C11%5CPhoto%5C160.jpg
http://64.130.220.65/Multimedia%5Cpics%5C1389%5C11%5CPhoto%5C161.jpg
باقی خودتان فکر کنید که جزای قروت او گرم است یا نه . . مه میگم که خودی برادر ههای هزاره ما اکثر به مخالف عبدالعی مزاری بودند و هستند .
طرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار
این لینک ها کار نمیکنه و شاید محسنی مره جادو کرده که به مخالف برادر های هزاره زبان بند شوم . پرووا نیست برادر ها . لینک ها ره کاپی و پیست کنین . بالکل کار میکنه .