رفتن به محتوای اصلی
طرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار

طرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار

(21، 22 و – ادامه آن تا چند روز- دلو 1371)

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

(21، 22 و – ادامه آن تا چند روز- دلو 1371)

مردم هزاره: برای ایجاد یک جامعه انسانی و عادلانه که اساس آن را ارزش های شهروندی تشکیل دهد، اجرای عدالت و محاکمه ناقضان حقوق بشر و جنایاتکاران جنگی ناگزیر است. در غیر آن، زندگی عادلانه شهروندی و دولت حقوقی به عنوان یک نهاد اجتماعی شکل نخواهد گرفت؛ حکومت به عنوان یک نهاد اجرایی- حقوقی مشروعیت نخواهد یافت و گروه های اجتماعی برای حفظ حیثیت و وقار شان، دست به اقدام تطبیق عدالت، آنهم به شیوه خشونت آمیز، دست خواهند زد.

دولت حقوقی و مدرن وقتی به میان می آید که به عنوان شخص ثالث و مرجع مستعد و معتبر، عدالت را در جامعه انسانی پیاده کند. هرگاه حکومت چنین اعتباری را نتواند کسب کند، مشروعیت ندارد.

افغانستان، کشوری است که در آن انواع ی ظلم، ستم، تجاوز و جنایات ضد بشری توسط فرماندهان جنگ های داخلی، صورت گرفته است. بنابران، تا عدالت تطبیق نشود، جامعه انسانی به اساس ارزش های حقوقی و بشری، در آن شکل نگرفته و به مفهوم مدرن آن تکمیل نمی شود. به این اساس؛ احتمال هرگونه وضعیت جنگی و برگشت به دوره جنگ های داخلی،امکان پذیر میگردد.

سارتر می گوید: هر انسانی که در هر گوشه ای از جهان کشته می شود، ما همه به نوعی در کشته شدن آن شخص مقصیر هستیم. انسان افغانستانی، در صورت که بخواهد کشوری به نام افغانستان وجود داشته باشد و در این جغرافیای سیاسی حکومت قانونی به میان بیاید، بایست در برابر هم میهنان شان که انواع جنایات و حق تلفی، بالای آنها صورت گرفته است، رفع تقصیر کند. این رفع تقصیر، در قدم اول اقدام مردم افغانستان برای محاکمه افراد جنایت کار و متهم به نقض حقوق انسانی در طی سالیان جنگ های داخلی در افغانستان میباشد.

مردم افغانستان همیشه قربانی منافع افراد جنایت کار ، با روپوش قوم و مذهب و ارزش های همگانی بوده اند. این افراد، مردم افغانستان را با این گونه پوشش های ارزشی اغوا کرده و با استفاده سؤ از آن منافع خویش را تحقق بخشیده اند.
هر بار که سخن از عدالت و محاکمه اشخاص جنایت کار گفته می شود، همزمان با آن، مسایل قومی، زبانی، سمتی، مذهبی و … مطرح می گردد. زیرا جنایتکران تطبیق عدالت را بی حرمتی به قوم خاصی در افغانستان تلقین کرده اند. در حالی که این مسایل، نوعی ایدیولوژی سازیِ است که افراد جنایت کار برای منفعتِ خود، آن را ساخته اند وبا این گونه ایدیولوژی سازی منافع ملی و شهروندی مردم افغانستان را به قربانی می گیرند.

جرم یک امر فردی است که به غیر از مجرم به هیچ کسی دیگر قابل سرایت نیست. پس مردم افغانستان بایست آگاهانه برای محاکم جنایت کاران اقدام کنند.

یکی از جنایاتی که در دوره جنگ های داخلی در افغانستان آنهم در شهر پرجمعیت کابل به شکل عمدی، آگاهانه وسیستماتیک توسط جنایات کاران صورت گرفته یکی هم، قتل عام مردم افشار بود که درآن یک شهر انسان فقط به جرم هزاره بودن نابود گشتند.

این جنایت توسط فرماندهان جنگ های داخلی از جمله عبدالرب رسول سیاف (چهره مخفی و پروژه مخفی تفرقه افگنی بین اقوام در افغانستان زیر نام مذهب و قوم و…)، احمد شاه مسعود، شیخ محسنی، سید حسین انوری، (دلقک روزگار) یونس قانونی و … صورت گرفت.

بزرگ ترین جنایت را این افراد در تاریخ افغانستان و جهان به نام شان ثبت کردند که شامل تجاوز به زنان در برابر مردان خانواده، کشتن مردان خانواده در برابر زنان، به برده گی گرفتن دختران و زنان، کشتار مردم در اماکن همگانی از جمله در تکیه خانه افشار، بی حرمتی به اجساد مردگان، قتل و تجاوز به جرم هزاره بودن، بود.

عبدالرب رسول سیاف، یکی از قصابان این فاجعه هولناک، در حمله و تجاوز به افشار به عساکرش گفته بود: «سربریده سخن ندارد، هزاره ی خوب هزاره ی مرده است».

جنایت به چگونگی و کیفیت عمل جنایت کار مرتبط است نه به کمیت جنایت. مهم این است که جنایت برای چه صورت گرفته است و جنایت کار چه هدفی از جنایت اش داشته است. هم در آموزش دینی اسلام و هم در حقوق بشر، نفس یک آدم، نمونه ای از تمام بشریت و عالم در نظر گرفته شده است. هنگامی که یک شخص را می کشند در حقیقت همه بشریت را کشته اند.

جنایت افشار، یکی از جنایات ضد بشری در تاریخ بشریت است. زیرا این جنایت از طرف احمد شاه مسعود، برهان الدین ربانی، عبدالرب رسول سیاف، شیخ آصف محسنی و دیگران به هدف محو نابودی که گروه اتنیکی صورت گرفته است. در این تراژیدی یک شهر انسان به جرم هزاره بودن قتل عام شده اند ونیت جنایت کاران، از این جنایت، نسل کشی بوده است.

این نسل کشی ها با نسل کشی های قبلی زمان عبدالرحمان خان و پاکسازی قومی وردک توسط طالب-کوچی های زمان کرزی بی رابطه نیست. زیرا قربانی هر سه قضیه هزاره های افغانستان و اجرا کننده این جنایان حکومت افغانستان بوده که از طرف یک قوم اداره می شده است. این جنایت تا وقتی ادامه خواهد داشت که حاکمیت قبیله جای خود را به دولت حقوقی ندهد.

در اعلامیه حقوق بشر، این نوع جنایت، وحشت ناک ترین جنایت بشری دانسته شده است، که گروهی از مردم به خاطر موجودیت شان کشته می شوند. زیرا انسان نمی تواند اگزیست و وجود اش را تغییر بدهد. موجودیت، چیزی است که به طور طبیعی برایش داده شده است، تغییر آن بیرون از اراده انسان است. انسان می تواند مذهب، دین و ارزش های فرهنگی اش را تغییر بدهد اما نمی تواند خون شان را تغییر بدهد. تغییر مذهب و دین در تاریخ بشر بسیار اتفاق افتاده است، ولی تغییر قومیت ناممکن است.

چقدر وحشتناک است که قومی به موجودیتش افتخار کند و موجودیت قوم دیگر را نپذیرد و به نابودی آن اقدام کند. وحشتناکتر از آنکه ابزار دولت و حاکمیت به دست قومی که تحمل دیگران را ندارد، داده شود و جنایت و نابودی قوم دیگر توسط حاکمیت انجام شود و این کار قرن ها تداوم داشته باشد و هرگاه این وحشت به مرور زمان و قربانی مردم از بین برود و دست های برای احیای آن دراز شود و آنرا دوباره حاکم بسازد.

تراژدی افشار، جنایتی است که انسان های بی گناه، برای موجودیت شان به مثابه یک قوم قتل عام شده اند. فاجعه ی افشار جنایتی است که برای نسل کشی یک قوم به راه اندخته شده و نیت جنایت کاران نیز؛ محو ونابودی یک نسل بشری به نام هزاره در افغانستان بوده است.

روایت تلخ فاجعه:

شب 21 و 22 دلو سال 1371 خورشیدی پیهم از طرف فرماندهان این جنگ بالای خانه های مردم درمنطقه افشار، از سلاح های سنگین استفاده می شود. در این دو شب به طور کامل، افشار به یک “ویرانه” تبدیل می شود وعده زیادی از ساکنان این منطقه، زیر آوار می شوند.

به روز بیست دوم دلو، قتل عام برای پاک سازی محل تصرف شده از مردم هزاره، عملا توسط عساکر؛ شورای نظار به فرماندهی احمد شاه مسعود، نیروی های اتحاد اسلامی به رهبری عبدالرب رسول سیاف و افراد حرکت اسلامی به فرماندهی شیخ آصف محسنی وسید حسین انوری آغاز می شود.

این قتل عام با هدف پاک سازی هزاره ها یا به گفته عبدالرب رسول سیاف: «سربریده سخن ندارد، هزاره ی خوب هزاره ی مرده است» صورت می گیرد. در نتیجه ی این جنایت، مردم افشار زیر آوار، در راه ها کشته و فرار می شوند، تعدادی که در خانه می مانند، با تجاوز و انواع بی حرمتی کشته می شوند و تعدادی هم که در اماکن عمومی و مقدس پناه برده بودند، همان جا تیرباران می گردند.

در کل بنا به آمار «پروژه عدالت برای افغانستان» و پژوهش گران دیگر، 12000 هزار انسان بیگناه به جرم هزاره بودن، کشته می شوند و5000 هزار نفر که بیشترین آنها زنان بودند به اسارت برده می شوند. خانه ها همه ویران چور و چپاول می شود. دراین حمله در منطقه افشار هیچ دیواری باقی نمی ماند که مورد اثابت گلوله های راکت و سلاح های سنگین دیگر قرار نگرفته باشد. پژوهشگران در گزارش های نوشته اند که اکثریت اسرا هم بعد از مدتی به قتل رسیده اند.

در این نوشته ما در پی ارایه امار نیستیم. فجایعی که در افشار صورت گرفت همه شهروندان کابل به یاد دارند. برای ما مهم اصل مساله یعنی جنایت ضد بشری و کیفیت این جنایت است ولو که در این جنایت یک نفر به قتل می رسید آنهم به جرم هزاره بودن و به خاطر اگزیست و وجود خود، باز هم این جنایت همان کیفیت را داشت که هم اکنون با کشته شدن بیش از 12000 هزار انسان دارد.

جامعه جهانی باید بدانند که عدم تطبیق مفاد کنوانسیون های و میثاق های مهم و معتبر ملل متحد در مورد ملل فقیر و گروه های اتنیکی ضعیف و بی دفاع و تطبیق سریع و جدی آن در مورد شهروندان کشور های نیرومند و مقتدر، خلأ بزرگ را در تعریف بشر بوجود آورده است. این امر محرومیت شدید را بوجود آورده که زمینه های نفرت و خشونت را میان مردمان جهان و حتی تمدن ها بوجود می آورد. یگانه راه جلوگیری از این معضل، تامین عدالت و محاکمه جنایت کاران است.

چیزی که این موضوع را باز هم وخیم تر می سازد اینست که در افغانستان نه تنها جنایتکاران مجازات نمی شوند، بل قدرت سیاسی کشور برای شان هدیه شده و جامعه جهانی از بقای آنها در قدرت نامشروع شان حمایت می کنند و آنها با استفاده از ابزار دولتی و چتر نیروهای خارجی به جنایات شان ادامه میدهند که موجبات بیزاری مردم را در مقابل جامعه جهانی فراهم می آورند.

پیشنهاد ما به حکومت افغانستان و سازمان ملل متحد و کنوانسیون های جنایات نسل کشی، این است تا این دو روز را به رسمیت بشناسند و عاملان این جنایات را که علیه مردم افغانستان صورت گرفته، به عنوان یک امر حقوقی و قانونی و برای ارج گذاری به عدالت و حرمت گذاشتن به جامعه انسانی و انسان هایی که مورد تجاوز و قتل و نسل کشی قرار گرفته اند، به روز محاکمه عاملین ان تبدیل کنند.
افغانستان با قبول اعلامیه حقوق بشر و کنوانسیون های حقوق بشری مکلف به محاکمه جنایت کاران در افغانستان می باشد و از طرف دیگر جنایت از نوع نسل کشی و ضد بشری فراتر از صلاحیت حکومت به سازمان ملل اجازه می دهد که این گونه جنایت کاران را به محکمه بکشاند.

بنابراین برای شکل گرفتن یک دولت در و مشروعیت یابی آن در افغانستان، خیلی مهم است که عدالت در این کشور تطبیق شود تا این برخورد قانونی در ذهن مردم افغانستان نهادینه شود و ما را از مفهوم بدوی عدالت که انتقام گیری است به مفهوم مدرن عدالت که مجازات قانونی است، نزدیک بسازد.

نگذاریم تا جنایت کار با ایدیولوژی سازی از مذهب، قوم و مسایل دیگر برای شان پناه گاه بسازند و منافع ملی و مردمی افغانستان را بار بار برای منفعت جنایت کارانه شان قربانی کنند.

میثاق های جهانی که در فاجعه افشار از نورم های آنها بطور گسترده تخلف صورت گرفته است:

1. اعلامیه جهانی حقوق بشر 1948

2. میثاق منع شکنجه و سایر مجازات غیر انسانی 1987 و 1984

3. میثاق منع انواع تبعیض علیه زنان 1971

4. میثاق حقوق کودک 1989

5. میثاق بین المللی رفع انواع تبعیض نژادی 1965

6. میثاق بین المللی حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی 1969

7. میثاق سازمان ملل در مور د حقوق زنان 1953

9. میثاق برخورد با اسرای جنگی 1949

10. کنوانسیون ملل متحد علیه جرایم سازمان یافته، دسامبر 2000

11. میثاق سازمان ملل در جلوگیری از نسل کشی یا ژینو ساید، جنوری 1951

12. میثاق وضعیت مهاجران 1967

13. میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی ۱۹۶۶

شبکه ی سر تاسری مردم هزاره

………………………………………………………………………………………….

تذکر: هیچ وبسایت حق ندراد که نام و یا آدرسش را به روی این عکسها علاوه نماید. این عکسها به منظور زنده نگهداشتن خاطره قتل عام افشار منتشر می شود.

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

20 دیدگاه
باآمد تغییرنام اوغانستان به خراسان

طرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار

در آستانه هفتادوهفتمین سالروز شهادت شهید عبدالخالق هزاره
http://www.hazarapeople.com/fa/?p=3802
نیم نگاهی بر غصب و" تصرف عدوانی" املاک هزاره ها در زمان عبدالرحمن جابر
عباس دلجو
مسئله غصب و تصرف عدوانی زمین ها و املاک شخصی هزاره ها را در زمان عبدالرحمن جابر، هم از منظر حقوق مدنی و هم از نگاه احکام اسلامی، میتوان به بحث کشید. بررسی ابعاد حقوقی و کیفری تصرف عدوانی زمین های هزاره ها در عصر حاکمیت سیاه عبدالرحمن بر عهده فرزانگان، دانشمندان و کارشناسان مسائل حقوقی، جامعه ما است که با طرح دعاوی حقوقی و کیفری بر علیه غاصبین و مجرمین، درین زمینه وارثین هزاره هائی را که در حاکمیت سیاه استبداد در گذشته، املاک شان بغارت رفته بودند، یاری رسانند

و از طرف دیگر وظیفه علمای اسلامی است که در قبال غصب و تصرف عدوانی املاک هزاره ها توسط پشتون ها، به کمک و یاری وارثین جان باختگان و مظلومان و محرومان و مال باختگان دوره استبداد سیاه عبدالرحمن خان برخاسته و با بیان احکام صریح قرآن کریم و احادیث نبوی که کشتار و تصرف و غصب و تعدی و تجاوز را بر جان و مال مسلمان حرام دانسته، برای احقاق حقوق از دست رفته آنان اقدام عملی نمایند. اما این قلم با توجه به محدودیت بضاعت علمی و حوصله این مقال، صرف به طرح بحث غصب زمین های هزاره ها پرداخته، امیدوارم تا این بحث، مدخلی شود بر ادامه بحث های ازین قبیل تا در فرجام به اعاده حقوق از دست رفته مردم مظلوم جامعه هزاره، منجر گردد .
معنای اصطلاحی تصرف: "تصرف كه از آن به ید تعبیر می‌شود عبارت است از سلطه و اقتداری كه شخص به طور مستقیم یا به واسطه غیر، بر مالی دارد"1.
http://ffta1.com/index.php?option=com_content&task=view&id=1618&Itemid=1

rastgo

طرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار

بسیار جالب است که شما فعلا درگیر و زیر آماج کوچی‌ها قرار دارید هیچ اقدامی تا هنوز بخاطره حل قضیه دایمیرداد نکردید که زندگی زند‌ها در خطر قرار دارد ! بر عکس شما دعوا حقٔ برای مرده‌ها می‌‌کنید ؟ آنهم بی‌ خبر ازینکه در قدم اول جوابگوی اصلی‌ شما خود خواهد بودید بخاطره سینه بریدن‌ها ، رقص مرد‌ها ،، تجاوز‌های دسته جمیی افراد وحدت که رهبری وحدت اطلاع داشتند ! این خوب راهی‌ مظلومیت و حقٔ طلبی هست که فیلم کسانی‌ را گرفتد که برای شما سپر شده بودند توسط شعار‌های مزاری (از خدا خواستم که در بین شما بمیرم ) و مردم را هم مانع رفتن از ساحه جنگ کرد ! در مقابل از شو رأی هماهنگی‌ شوما هم سوال می‌‌شود که از ۳ طرف بالای مردم راکت باران کردید، به نام زن‌های سنی چه فجا نبود که انجام نه شد ! زیر شعار (هزاره و اوغو براره - دشمن شورای نظاره ) مگر زن‌ها شورای نزار با وحدت جنگ می‌‌کرد ؟آیا خبر دارید که همو اوغو برار شومو (گلبدین) در قتل دایمیرداد دست دارد؟ و حتا صیاف را هم کمک می‌کرد که با وحدت جنگ کند در آن زمان ؟ این کار‌ها به جز دامن خود را بالا کردن است و بس. اگر شما می‌‌خواهید با صیاف تصفیا حساب کنید اول رأی خود را برایش ندهید ! ۲ از گلبدین و صیاف ، حقّانی ، کرزای حقٔ تان را بخواهید که چرا اولین بار و توسط کی‌ علیه شما آغاز شد !۳ رشه یابی‌ کنید که آیا واقعاّ مسعود در صدد حذف شما بوده است یا دیگران ! اگر مسعود مزاری را حذف می‌کرد ، خلیلی را هم که در محاصره طالبان در بامیان گیر مانده بود و ۱۰۰ % امکان می‌‌رفت که به سرنوشت مزاری دچار شود نجات نه می‌‌داد چون به اصطلاح شما مسعود یک شخص خود خواه بود . چرا این کار را کرد ؟یک آدم خود خواه باید یک دشمن دیگر خود را هم کم می‌‌کرد ؟ چون در دسیسه حذف وحدت به خاطر

همسوی اتحاد اولاً کاملا بی‌ طرف بود اما بعدأ ناا خواسته پایش کشیده شد. شما یک بار فیلم مزاری را که در جمهوری سکوت است ببیند ، مزاری از مسعود به عنوان طرف اصلا یاد نه می‌‌کند فقط یک بار نام از ا‌و می‌‌برد اما طرف اصلی‌ ، صیاف ، مولوی خالیص ، حقانی ، محسنی ،اکبری ، هادی و دیگران هستند . من این را نوشتم که ما باید دشمن اصلی‌ خود را بشناسیم چون دشمن ما مشترک هست . ما باید سنگر مشترک تحکیم کنیم نه یک بار دیگر علیه یک دیگر به دسیسه‌های دشمنان سنگر بگیرم چون کمیابی ما در وحدت ما است ناکامی ما در اختلافات ما . بگذارید نسل نو راه درست و همبستگی را پیگیری کنند

sharif Hamdam
طرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار

BROTHER go please read a very open minded article on (( urozgan.org)) by a an educated Tajik who lives in America and then think independently about the Afshar tragedy and judge.
I do believe we Hazara, Tajik and uzbek must be together and united at this cretical time. but, that does not mean that the horrific crime committed by Sayaf, Masoud and their accomplices should be forgotten.
Hazara and Tajik do have a lot in common. we must help each other and create an atomsphere of friendship and good and friendly relationship.
Unfortunately Masoud and his men durig his acts of genocide in Kabul in early 1990s created an environment of mistrust and pesimism between Hasara and Tajik tha will take quite some time to return to normality.
you speak of Ahmad shah’s assistance to Khalili in Bamyan and therefor count it as something good for him wheras he helped because he deperately needed allies to save him from Taliban.
he was on the brink of total defeat and he wanted survive through becoming ally with Dostum and Khalili.

HAVE AN OPEN,FREE AND INDEPENDENT CONSCIENCE AND MIND. MASOUD PERPETRATED ONE of THE MOST BARBARIC CRIMEs AGAISNT HAZARAS IN RECENT HISTORY. AND HE IS RESPONSIBLE FOR CREATING HORRENDOUS ENMITY BETWEEN HAZARAS, TAJIKS AND UZBEKS. he was also responsible for Talban coming to afghanistan because he got so much involved in brutal fighting against others that enemies of Afghanistan had found the chance and time to create taliban to come to Afghanistan and kill us all.

rastgo
طرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار

listen brother sharim hamdam: i think u see everything from wahdadi hazara vinkels to hide thier crimes ! all know that Masood was the only man who recisted mostly and strognly then others . when masood recisted most of ledar included Khalili and Dostom fleed to Mashhad and Turkey !ofcourse Masood would stronger alliance against taliban himselves was the strongest site of recistence thats y others were under his commond! i was in a confrence out side of afghanistan when ustad Mohaqiq blaimed Masood about failing Bamyan to Taliban at that time ! and he said Masood would weak us (hazara) and didnt want hazara get stronger ! see the point Moqiq said to make happy hazaras in the confrence and blamed Masoud ! infact Hazaras had every thing but they didnt have technics talent men to fight !(there is a vido Masood give example about failing bamyaan ) . now lets see if Mohaqiq was right so Y masood saved Khalili !?
Masood never othered his men to make crime in afshar but mazari knew what is going on in his check points!
in the front line was Sayaf men and Harakaties and they fought directly to wahdatis how comes the name of tajiks in hazara Geneciding ! Genecide could happen mostly in the front line ! when Wahdat made shurai Hamahangi against masood , Wahdatis killed by them name suni in ther checkpoints and raping women in thier area.Golbedinis in the south and east by Zardad and Qalam comonder looted and killed tajiks (sorobi and 4 asiab) in the north Dostam hang pakol in Salang pas tunel to kill tajiks ! we are not claiming ! Y shurai Hamahangi did this ? Y Mazari didnt know the technic of ISI and Golbedin ? just to defeat Masood !? Y Mazari requares 35 % right for hazara from Rabani and 2 importand ministries ( such as defence or interior or intellent ministeries).. where is hazara rights now ? u dont have any importand ministery ! karzai lied to hazaras and gav nothing what he promised to hazaras ! instead they sent kuchi Taliban to kill them in Daimirdad and still continues every year in Hazara jat ! y hazaras are silient! Y they dont want 35 % rights and interior ministry?Hazaras are to silent against Taliban geneciding in Yaka olang , Mazar that taliban do it in Daimirdad again! we have to demonstrate about kabul regim to charge taliban and their supporters !when taliban joined in the gov , they will kill us again coz we still fighting eachother ! my brother i m telling u this not the right time to provoke the afshar case against tajiks , this the time to get unity and get stronger and be one voice to defeat the common enemy!

Shiwa
طرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار

Dear Hamdam, We should not stir old fires. No sides in Afghanistan has been completely faultless. We need to identify our true and historic enemies. People like Salih, who is from Naqeleen, are not shedding tears for Hazaras or Tajiks or Uzbicks. These people are bent on repeating the cruelty of Abdul Rahman Khan again. We need beware.

sharif Hamdam
طرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار

Dear Shiwa,
I absolutely agree with u on the point that we do have shared enemies who have oppressed our people for centries in the most barbaric way imagineable, and that requires us to stand united and together.
Tajiks and Hazaras do have a lot in common and our shared interests bind us to have one united position.
Having said this, we must not forget the innocent people who suffered horrendous cruelty in early 1990s.
We should say no to oppression,barbarity, sysematic killings of a an ethnic group and injustices even if it comes from our trible or even from our biological brothers

Our concience, as free,open minded human beings must stay clear and must not support injustices even if it comes from our family members.

The savage war between Wahdat and Jamiat tarnished the friendly relationship we had and it really takes time to mend and restore the cordial friendship we had before.
the memories of Afshar are still fresh in the hearts of many people who lost loved ones in those vicious wars.
We, the new generations of Hazara and Tajik must learn from the mistakes of our past leaders not to commit the same catastrophic blunders.

I yearn for good and brotherly relations between all people of Afghanistan, especially between Hazara and Tajik.

sharif Hamdam
طرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار

Dear Shiwa,
I absolutely agree with u on the point that we do have shared enemies who have oppressed our people for centries in the most barbaric way imagineable, and that requires us to stand united and together.
Tajiks and Hazaras do have a lot in common and our shared interests bind us to have one united position.
Having said this, we must not forget the innocent people who suffered horrendous cruelty in early 1990s.
We should say no to oppression,barbarity, sysematic killings of a an ethnic group and injustices even if it comes from our trible or even from our biological brothers

Our concience, as free,open minded human beings must stay clear and must not support injustices even if it comes from our family members.

The savage war between Wahdat and Jamiat tarnished the friendly relationship we had and it really takes time to mend and restore the cordial friendship we had before.
the memories of Afshar are still fresh in the hearts of many people who lost loved ones in those vicious wars.
We, the new generations of Hazara and Tajik must learn from the mistakes of our past leaders not to commit the same catastrophic blunders.

I yearn for good and brotherly relations between all people of Afghanistan, especially between Hazara and Tajik.

باآمد تغییرنام اوغانستان به خراسان

طرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار

1آقای نویسنده پشتون ز وی فکر می کنند که از نام مردمی شریف هزاره استفاده کرده که تفریق اندازی کنی ؟کور خواندی ‏مردمی‏ غیر افغان خوب میدانند ه که تو اوغان هستی !!http://www.youtube.com/watch?v=X4Rfe1SdXhc&feature=related

. تصرف سرزمين و املاک
پس از قتل عام هزاره‌ها توسط وی، بخش هايي از سرزمين هزاره‌جات که غنی‌ترين زمين‌های کشاورزی محسوب‌ مي‌شد، از چنگ هزاره‌ها خارج و به پشتون‌ها واگذار گرديد. سرزمين دايه، دای چوپان، و ديگر مناطق ارزگان از هزاره ها گرفته شد. در ولايت پروان نيز زمين‌های مرغوب از چنگ هزاره‌ها گرفته شده «دره دوشی، و دره وادو و دره اشرف و ساير نقاط موطن و مسکن هزاره شيخ علی از وجود ايشان تهی گرديد و حضرت والا فرمان داد که از مردم افاغنه سکنه غوری و بغلان در مواضع مذکوره جای دهند».(۶)

پس از تسلط حاکميت عبدالرحمن در کشور، چراگاه‌ها و اراضی مردم هزاره و بسياري از اقوام محكوم به عنوان هزينه‌هاي جنگ و پاداش همکاری با دولت رسما برای افغان‌های کوچی داده شد. «فقط از 1892م به بعد که امير عبدالرحمن خان هزاره جات را فتح کرد و آن را زير تسلط مستقيم خود قرار داد، ما در هنگام تابستان کوچ نشينان را به تعداد زياد در اين بخش‌های مرکزی کشور می‌يابيم. رويداد بعد از فتح به اين صورت بود که چراگاه‌های هزاره‌جات بين قبايل مختلف کوچ‌نشين به عنوان پاداش همکاری آنها در اين فتح و برای کسب اطمينان از عدم قدرت گرفتن مجدد هزاره‌ها، تقسيم شد. امير عبدالرحمن خان به شعب مختلف قبيله‌ای برای چراگاه‌های جديدشان تأييديه رسمی (فرمان) داد ... »(۷)

در تداوم سياست تصرف سرزمين، انتقال تدريجی پشتون‌ها پس از سرکوب خونين اقوام تاجيک، ازبک و ترکمن، به شمال (ترکستان) کشور شدت بيشتری به خود گرفت و کوچی‌ها را به مراتع هزاره جات مسلط ساخت. «کوچی‌های «پشتون» افغانستان به تدريج، اراضی کشت شده‌ي هزاره و چراگاه‌های دايزنگی، بهسود، ناهور، مالستان و جاغوری را برای خود تخصيص دادند و هزاره‌ها را مجبور ساختند تا زندگی مشقت‌بار و سختی را تعقيب نمايند. اين همه ظلم سبب شد تا امور زراعتی و کشت هزاره‌جات سقوط کند.»(
http://www.nasransari.blogfa.com/post-28.aspx
پس از قتل عام هزاره‌ها توسط وی، بخش هايي از سرزمين هزاره‌جات که غنی‌ترين زمين‌های کشاورزی محسوب‌ مي‌شد، از چنگ هزاره‌ها خارج و به پشتون‌ها واگذار گرديد. سرزمين دايه، دای چوپان، و ديگر مناطق ارزگان از هزاره ها گرفته شد. در ولايت پروان نيز زمين‌های مرغوب از چنگ هزاره‌ها گرفته شده «دره دوشی، و دره وادو و دره اشرف و ساير نقاط موطن و مسکن هزاره شيخ علی از وجود ايشان تهی گرديد و حضرت والا فرمان داد که از مردم افاغنه سکنه غوری و بغلان در مواضع مذکوره جای دهند».(۶)

پس از تسلط حاکميت عبدالرحمن در کشور، چراگاه‌ها و اراضی مردم هزاره و بسياري از اقوام محكوم به عنوان هزينه‌هاي جنگ و پاداش همکاری با دولت رسما برای افغان‌های کوچی داده شد. «فقط از 1892م به بعد که امير عبدالرحمن خان هزاره جات را فتح کرد و آن را زير تسلط مستقيم خود قرار داد، ما در هنگام تابستان کوچ نشينان را به تعداد زياد در اين بخش‌های مرکزی کشور می‌يابيم. رويداد بعد از فتح به اين صورت بود که چراگاه‌های هزاره‌جات بين قبايل مختلف کوچ‌نشين به عنوان پاداش همکاری آنها در اين فتح و برای کسب اطمينان از عدم قدرت گرفتن مجدد هزاره‌ها، تقسيم شد. امير عبدالرحمن خان به شعب مختلف قبيله‌ای برای چراگاه‌های جديدشان تأييديه رسمی (فرمان) داد ... »(۷)
http://goshayesh.org/index.php?option=com_content&view=article&id=58:1389-02-09-08-43-43&catid=34:afgh&Itemid=77
نقل شمه ای از تاریخ خونبار هزاره هاhttp://www.hazarapeople.com/fa/?p=4022

باآمد تغییرنام اوغانستان به خراسان

طرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار

http://www.youtube.com/watch?v=X4Rfe1SdXhc&NR=1
http://www.youtube.com/watch?v=-V9V8sGRrwU&feature=related
‏آقای نویسنده از نام مردمی شریف هزاره استفاده کرده که تفریق اندازی کنی؟ کو رخواندی
مردمی‏ غیر افغان خوب میدانند ه که تو اوغان هستی !!http://www.youtube.com/watch?v=93FHizSSR1s&feature=related
مجسمه های بودا را درحالت تخریب نشان میدهد

زندگی یک فامیل فقیر مردم بامیان را دریک مغاره

وسموچ کنار بودا ی بامیان که تقریبآ دو هزار سال

قبل بوسیله نیاکان شان ساخته شده اند مشاهده مینمائید
http://archive.khawaran.com/Nabizada_NohminSalroozeQatleAamBamiyan.htm

باآمد تغییرنام اوغانستان به خراسان

طرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار

http://www.youtube.com/watch?v=X4Rfe1SdXhc&NR=1
http://www.youtube.com/watch?v=-V9V8sGRrwU&feature=related
‏آقای نویسنده از نام مردمی شریف هزاره استفاده کرده که تفریق اندازی کنی؟ کو رخواندی
مردمی‏ غیر افغان خوب میدانند ه که تو اوغان هستی !!http://www.youtube.com/watch?v=93FHizSSR1s&feature=related
مجسمه های بودا را درحالت تخریب نشان میدهد

زندگی یک فامیل فقیر مردم بامیان را دریک مغاره

وسموچ کنار بودا ی بامیان که تقریبآ دو هزار سال

قبل بوسیله نیاکان شان ساخته شده اند مشاهده مینمائید
http://archive.khawaran.com/Nabizada_NohminSalroozeQatleAamBamiyan.htm

باآمد تغییرنام اوغانستان به خراسان

طرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار

‏آقای نویسنده از نام مردمی شریف هزاره استفاده کرده که تفریق اندازی کنی؟ کو رخواندی
مردمی‏ غیر افغان خوب میدانند ه که تو اوغان هستی !!
http://www.youtube.com/watch?v=93FHizSSR1s&feature=related
مجسمه های بودا را درحالت تخریب نشان میدهد

زندگی یک فامیل فقیر مردم بامیان را دریک مغاره

وسموچ کنار بودا ی بامیان که تقریبآ دو هزار سال

قبل بوسیله نیاکان شان ساخته شده اند مشاهده مینمائید
http://archive.khawaran.com/Nabizada_NohminSalroozeQatleAamBamiyan.htm

sharif Hamdam

طرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار

My heart is bursting out of my chest for AFSHAR.
AFSHAR catastrophic tragedy exposed loudly and unambiguously to our people and to the world the savage and barbaric nature of those who perpetrated this horrific and shocking crime against humanity. AFSHAR remains an open and bleeding wound in the hearts of our people and generations to come. AFSHAR, under no circumstances, must not be forgotten and lessons by our leaders and people must be learnt from this poignant catastrophe.
Brothers and sisters, who you have watched this film and who you read my message, be informed if we do not take if our elite and leaders do not take realistic and practical measures to safeguard our people from the same possible tragedies (as we saw in AFSHAR) in the future, our future may even look bleaker than what we experienced in the past.
The solution to our complex and grim fate and future is not alone to cry out and write, or chant and shout slogans, but rather finding a concrete way to empower our people through the creation of an effective, government like system within our people.
This requires a leader who is committed, knowledged and who stands ready to sacrifice all his being for the cause of his people. Hope we may see Mazari like leader emerge amongst our people and finish the unfinished work of late Mazari.
Dardmand, Melbourne Australia.

صالح

طرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار

از همه تاسف آور بی تفاوتی جامعه جهانی است. در افشار و سربرنیتیسا قتل عام صورت گرفت ولی شیوه و طرز قتل عام و تجاوز در افشار آنقدر وحشتناک است که از تصور آدمی بالا میباشد ولی متاسفانه مرتکبین و مسولین این جنایت مانند سربرنیتسا مورد محاکمه و توجه جامعه جهانی قرار نگرفته است و برعکس متحدین امریکا به شمار میروند.

Shiwa
طرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار

صالح صاحب شما که از ناقلین شمال استیتد درمورد قتل عام مزار شریف چه مگویید؟ آیا شما هم دست داشتید یا نه؟

sammie

طرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار

در افغانستان جنايات زيادى از جانب تمام اقوام صورت گرفته ولى از حق نبايد گذشت كه پشتونها در طول تاريخ بيشتر و بدترين جنايات را مرتكب شده اند كه نمونه آن قتل عام هزاره ها در افشار و مزارشريف و جاهاى ديگر و جنايات و قتل عام هاى تاجيك ها ذر شمالى و نقاط ديگر است.
يك واقعه غمگين و جالبى كه از پاكستان بخاطر دارم كه شرح آن خوب نيست ولى بخاطر اينكه مردم بداند كه طالبان و پشتونهاى دوطرف مرز چكارها كه نكردند.
وقتى در پشاور پاكستان بودم از زبان بچه ها شنيدم كه ميگفتند كه يك اوغان است كه ناموس فروشى ميكند و وقتى كه بچه ها پرسان كرده كه چرا اين بيغيرتى را ميكني اين مرد گفته كه شما فكر ميكنيد كه او زن من است؟ من او را از شمالى آوردم و اينجه كاروبار ميكنم مه خو زن و اولادايم ده افغانستان است.
خوب دقت كنيد كه اينها با نواميس مردم چيكردند و اين زن يا دختر يكى از هزاران زن هاى بود كه بدست جانوران وحشى افتاده بود.
راستى يك داستان ديگر را از زبان يك افغان ديگر شنيدم كه خدا ميداند صحت دارد يا نه ولى اين مرد قسم خورد كه بچشم خود ديده. اين مرد گفت كه در يكي از نقاط سرحدي افغانستان و پاكستان مردم آنجا رسم و رواج دارند كه زنهاى شانرا در يك جايي مثل يك ماركيت ميبرند و زنها زير چادر هستند و خريدار فقظ ميتواند يك انگشت زن را ببيند و او را در مقابل مبلغى بخرد و بعد از چند مدتى همينطور او را ميفروشد و يكى ديگرى را ميخرد.
طوري كه گفتم من نميدانم اين تا چه اندازه صحت دارد و اگر خدا نكرده صحت داشته باشد مگر اين يكى از بزرگترين جنايت بر زن و بشريت نيست؟ 

Zamanzai

طرح مساله حقوقی جنایت بشری در افشار

در جنگ حلوا تقسیم نمیکنند. میخ زدن بر فرق مردم، رقص مرده و سینه بریدن را مردم فراموش نمیکنیم.
سیاف صاحب یک مجاهد است و او صرف دست به یک عمل بمثل زده بود. از مزاری که فرشته جور کرده اید مگر بیگناه بود؟ هزاران نفر از مردم هزاره در جنگ های داخلی بین گروف مزاری و دیگران کشته شوده بودند. چرا از آن شهیدان یاد نمیکنید؟
حالا حقیقت را مردم حتی نمایندهای هزاره میدانند و بهیمن خاطر است که ۳۰ نفر از برادران هزاره با تشویق خلیلی و محقق در ولسی جرگه به سیاف صاحب رای دادند.

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 20 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس