رفتن به محتوای اصلی
غلام مجدد سلیمان لایق، طراح سیاست های نژادپرستانه دولت افغانستان

غلام مجدد سلیمان لایق، طراح سیاست های نژادپرستانه دولت افغانستان

لایق در ایام مهاجرت در آلمان رابطه تنگاتنگ را پس از سقوط حکومت طالبان با صبغت الله مجددی که شوهر خواهر لایق می شود، بر قرار نمود و پس بعد از چندین سفر به کابل در ضمن ملاقات های محرمانه با کرزی توانست، توجه او را به خود جلب کرد.

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

هرچه دولت افغانستان کوشش داشته که به عنوان دولت همه اقوام تبارز کند اما در عمل دولتی تک قومی و متعصب می باشد و محدود کردن اقوام دیگر از جهات مختلف از اهداف آن است. پلان کنار گذاشتن و محدود کردن اقوام غیر پشتون از دولت افغانستان و پیش بردن سیاست قبیلوی با همکاری عناصر کارکشته و ماهر مانند سلیمان لایق پیش برده می شود.

غلام مجدد سلیمان لایق کیست؟

"غلام مجدد سلیمان لایق" سابقا معاون اول شورای مرکزی حزب وطن در زمان داکتر نجیب الله و عضو دفتر سیاسی حزب دموکراتیک خلق در زمان ببرک کارمل، وزیر اقوام و قبایل، ریس آکادمی علوم و هم زمان آمر زون های شرق و جنوب شرق کشور بوده است. سلیمان لایق روابط پشت پرده با گروه های تمامیت خواه و حلقه قبیلوی در دو سوی سرحد دارد.

سلیمان لایق درسه دهه اخیر وارث و ادامه دهنده نظریات و اندیشه های برتری خواهانه قومی و قبیلوی " غلام محمد فرهاد رهبر سابق گروه قومی "افغان ملت" و "محمد گلخان مهمند" و طراح اندیشه کتاب "دوهمه سقوی" بوده و طرفدار سرکوب و محدودیت و به انزوا کشاندن اقوام غیر پشتون و تقسیم آنان کشوربه شهروندان درجه اول، دوم و سوم می باشد و درین هدف در هریک از نظام های حاکم قبیله غالب، آقای سلیمان لایق بصورت مستقیم شامل در حکومت و یا غیر محسوس و پشت پرده، بوسیله افراد طرفدارش در سیاست های نظام های قبیلوی سه دهه اخیر تاثیر داشته است. گرچه وی نویسنده اصلی کتاب دوهمه سقوی نمی باشد ولی اساس اندیشه و طرح نوشتن این کتاب توسط او مطرح و بوسیله پیروانش چاپ ونشر شد. او بدلیل اینکه انسان مرمو، فریبکار و سیاست بازیست که هیچ گاهی خود را علنا افشا نمی سازد، در زمان حکومت داکتر نجیب الله همین سیاست را پشت پرده دنبال می کرد و همه بد نامی گرایشات قبیله گرائی را به گردن داکتر نجیب الله گذاشت. لایق قصد داشت تا حوادث شمال را توسط داکتر نجیب الله اجرا کند و خود را مانند محمد گل مومند به صفت مسوول صفحات شمال مقرر کرده و بر اساس مشورت لایق به داکتر نجیب، "جمعه اسگ" و "رسول بی خدا"، برای سر کوب مردم شمال به شمال اعزام شده بودند که خوشبختانه به اهداف شان نرسیدند .

این چهره مرموز در دهه هشتاد میلادی ریاست قبایل سابق را به وزارت اقوام و قبایل و پشتو تولنه سابق را به آکادمی علوم ارتقا داد و خودش را نیز به صفت وزیر و رییس اکادمی علوم مقرر نمود. او بیشتر کارمندان عالیرتبه وزارت قبایل و ریاست اکادمی علوم را از میان تحصیل کردگان قبایل آزاد آن طرف مرز و و از ولایات سرحدی با پاکستان از بین قبایل این طرف سرحد اکمال و مقرر نمود و بدین ترتیب وزارت قبایل و اکادمی علوم را به مرکزمتعصب ترین افراد قبیله گرا و برتری خواه مبدل نموده بود.

سلیمان لایق پیش از آن و بعد بويژه در دهه هشتاد میلادی رابطه بسیار نزدیک با خوانین دو سره قبایل سرحدی از جمله "خان عبدالغفار خان"، خان ولی خان، نسیم ولی ، اجمل ختگ، صمد خان اچگزی و دیگر خانان قبایل آن طرف سرحد برقرار کرده بود و برای نزدیکی بیشتر با آنان دخترش را خانم صوفی جمعه خان، استاد دانشگاه پشاور و منشی خاص اجمل ختگ ودر دهه هشتاد میلادی، مامور عالیرتبه وزارت خارجه افغانستان ساخت. به این ترتیب بود که صوفی جمعه داماد لایق شد و روابط بسیار محرمانه و گرم میان او و خوانین قبایل پاکستانی بوسیله صوفی جمعه بر قرار گردید. جالب این است تعداد زیادی از تحصیل کردگان پشتون تبار قبایل آزاد از پاکستان بحیث مامورین عالیرتبه ملکی و نظامی هنوز هم با وجود داشتن تابعیت پاکستانی در عالی ترین مقامات کشوری و لشکری در افغانستان مصروف کاراند و بیشتر آنان چهره های مشهور و شناخته شده می باشند که درین باره آقای لایق و همکارانش سهم مهم را ایفا کرده اند.

این چهره مرموز و پشت پرده یعنی سلیمان لایق، بعد از سقوط حکومت داکترنجیب همراه با خانواده اش مدت بیش از سه سال را نزد خان عبدالولی خان سپری کرد. پس از آن به آلمان پناهنده شد .لایق در ایام مهاجرت در آلمان رابطه تنگاتنگ را پس از سقوط حکومت طالبان با صبغت الله مجددی که شوهر خواهر لایق می شود، بر قرار نمود و پس بعد از چندین سفر به کابل در ضمن ملاقات های محرمانه با کرزی توانست، توجه او را به خود جلب کرد. او برای نزدیکی با کرزی از همان مامورین عالیرتبه پشتون تبار که قبلا در آکادمی علوم و وزارت اقوام وقبایل بودند استفاده کرده تا این که زمینه نصب خود را به صفت مشاور دفتر یوناما در کابل و مشاور وزارت معارف کشور فراهم نمود.

چهره های قبیله سالاری که برای نفوذ لایق در دستگاه کرزی او را کمک کردند، این ها می باشند:

1- "زلمی هیوادمل" سابق کارمند پشتو تولنه و رییس تحریرات لایق در آکادمی علوم و بعد از ایجاد دولت انتقالی تا اکنون مشاور ارشد حامد کرزی در امور فرهنگی است.

2- "سرور ماموند" رییس سابق نشرات وزارت اقوام وقبایل و کارمند عالیرتبه وزارت خارجه افغانستان که بعد ازسقوط طالبان در دفتر یو نا ما در کابل بحیث مشاور ارشد و آدم باصلاحیت کار می کند و در تقرر لایق به عنوان مشاور دردفتر یوناما نقش مهم داشته است . وی از قوم ماموند پاکستان است.

3- "عبدالرشید وزیری" معین سابق وزارت اقوام و قبایل و مسوول تفتیش شورای مرکزی حزب وطن که پس از ایجاد دولت انتقالی تا هنوز مشاور وزارت قبایل و سرحدات و مشاور آکادمی علوم کنونی می باشد. وی از قوم وزیری پاکستان است.

4- "صدیق پتمن" مامور عالیرتبه سابق پشتو تولنه و آکادمی علوم و بعد از تشکیل دولت انتقالی تا اکنون معین وزارت معارف است.

4- "کبیر رنجبر" معاون سابق لایق در آکادمی علوم و فعلا وکیل پارلمان و ریس حزب دموکرات افغانستان می باشد.

5- "عبدالرحمان هوتک" رئیس سابق نشرات وزارت اقوام وقبایل و فعلا مسوول اداره ای بنام حقوق بشر که در پاکستان قبلا ایجاد کرده است می باشد .

و افراد دیگر..........

سلیمان لایق برای تحقق و جامعیت بخشیدن به نظریات قوم گرایانه وبرتری خواهانه قبیلوی خود در شرایط کنونی نیز تلاش دارد با استفاده از پست کنونی اش در دفتر یوناما در کابل و پست مشاوریت در وزارت معارف و با استفاده از نفوذ مجددی شوهر خواهر و دیگر افرادی که در بالا نامبرده شد برای تک قومی سازی کابینه و دیگر ارگانهای دولتی و حضور سمبلیک اقوام غیر پشتون در ترکیب ارگانهای رهبری کننده دولت ، از بنیاد به نفع قبیله غالب و انحصار گرا، تسجیل و اقداماتی را توسط کرزی درین موارد انجام دهد.

لایق در دهه هشتاد میلادی ، زیر نام ملیشه های قومی چندین قطعه ملیشه ای قومی را در چارچوب لوا ها، غند ها وکندک ها در یازده ولایت سرحدی با پاکستان متشکل از قبایل طرف افغانی و قبایل طرف پاکستانی ایجاد کرده و این ملیشه های قومی را با تسلیحات خفیفه و ثقیله ساخت شوروی سابق تجهیز نمود و میلیاردها افغانی معاش نیز به آنان معاش پرداخت می کرد. بیشتر این ملیشه ها بعد از مدت کوتاهی همراه با تسلیحات و پول فراوان به آن طرف سرحد به پاکستان فراری می شدند و تا سقوط حکومت داکتر نجیب، وضعیت بدین گونه ادامه داشته است . لایق درآن زمان نیز رهبری دولت را زیر عنوان مذاکره با حکمتیار و دیگر تنظیم های اسلامی مقیم پاکستان فریب می داد و در بیشتر ملاقات ها و مذاکرات با گروه های اسلامی مخالف دولت وقت نقش عمده و اساس را به عهده داشته است .

داکتر نجیب الله، لایق را استاد خود خطاب می کرد و طبق مشوره و گفته های او عمل می نمود. به گونه ای که در سال های اخیر گرایشات قبیلوی و تعصب علیه اقوام دیگر بالای داکتر نجیب غلبه نموده و در برابر اقوام صفحات شمال کشور حرکت نا سنجیده شده ای را انجام داد و منجر به سقوط حکومتش گردید . سلیمان لایق در حال حاضر نیز در کنار کرزی و جامعه جهانی قرار گرفته و مصروف همان نقشه های فتنه گرانه جهت انحصار طلبی قوم گرایانه علیه اقوام دیگر کشوربوده و تلاش دارد تا دیگر اقوام غیر پشتون را از حاکمیت کاملا براند. چنانچه که در ساختار جدید کابینه انحصاری کنونی کرزی بخوبی مشاهده می گردد که در حقیقت اقوام غیر پشتون از قدرت رانده شده اند . طرح مذاکره با طالبان هم مانند دوران حکومت داکتر نجیب است و تطبیق پلان اربکی سازی نیز مانند ملیشه سازی آن زمان را بیاد همه می آورد که چگونه آقای لایق اکنون نیز می خواهد قبایل را دوباره مانند گذشته با تسلیحات قوای ناتو تجهیز نماید.

سلیمان لایق با کار مشترک و نزدیک با همراهی نوراحمد نور سابق عضو دفتر سیاسی و منشی کمیته مرکزی حزب- د- خلق- الف- و عضو هیات اجرائیه شورای مرکزی حزب وطن و سفیر افغانستان در امریکا طی سال های اخیر تلاش دارند، جناح ها وجزایر جدا شده احزاب چپ پشتون تبار را زیر نام چندین سازمان سیاسی در داخل وبیرون کشور انسجام مجدد داده و همه این گروه های چپ را در خدمت کرزی قرار دهند . تا کنون این دو تن به این کار خویش موفقانه عمل کرده اند که نمونه آن جدا نمودن حزب متحد ملی علومی از جبهه ملی و یکجا شدن آن با نهضت فراگیر را می توان تذکر داد. بدین ترتیب این دوموفق خواهند شد تا اعضای غیر پشتون در ین دو جناح را ازین دو سازمان تصفیه نمایند. درین اواخر برگزاری نشست های مشترک میان گروه ها و جناح های مختلف احزاب چپ سابق و بخصوص جناح های جدا شده حزب دموکراتیک خلق به تشویق این دوتن در آلمان برگزار گردید که خود نمایندگی از تحرک سیاسی لایق و نور در خارج از کشور می کند.

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

43 دیدگاه
usman

غلام مجدد سلیمان لایق، طراح سیاست های نژادپرستانه دولت افغانستان

اگر از زبان فارسی ضمیرها، بودن، شدن، کردن و لغات ترکی مثل آقا، خانم، چاپ، خان، تومان، گمرک، بشقاب، اتاق، کمک، شلوغ، آشپز، توپ، قاچاق، یواش، قالی، آماج، .... را منها کنیم، باقی لغات آن عربی هستند و به جرات میشود گفت که زبان فارسی همان عربی شکسته است. دولت ایران تعلیم زبان عربی را در کل مدارس از دورۀ اول راهنمائی تا ختم دانشگاه را اجباری کرده تا زبان بی بار و فاقد ارزش تکلم فارسی را کمی بهتر کند

کابل وطن

غلام مجدد سلیمان لایق، طراح سیاست های نژادپرستانه دولت افغانستان

به آنانیکه به آقای سلیمان لایق میتازند!
نمخواستم واردبحثی شوم که ناجوانمردانه وبه دورازهمه موازین اخلاقی وصداقت دربدنام ساز ی کسی براه انداخته اید که روزی شعرش شوری بوددروصفت دراوگران دامنه های چونغروشعارش شررافگنی دردل تاریکی های ممتد قرن اندرقرن!
لایق سزاواراین همه تهمت ودروغ وبرچسب های ناجوانمردانه نه بل نویسنده ,شاعروارمانگرایست که بالبخند ومحبت باید به سلامش رفت.
تشکر

usman

غلام مجدد سلیمان لایق، طراح سیاست های نژادپرستانه دولت افغانستان

در مقایسۀ نژادی رنگ ( پوست، مو و چشم ) در نظر گرفته میشود، و چون زبان ارثی نیست بلکه اکتسابی است بهمانخاطر در نظر گرفته نمی شود با این حساب فارس های اصیل در جنوب ایران از نژاد آفریقائی هستند.

usman

غلام مجدد سلیمان لایق، طراح سیاست های نژادپرستانه دولت افغانستان

فارس های پای منقلی بخاطر روشن نگه داشتن منقلشان قصۀ های سفارشی را در این یا ان مقوله آغاز میکنند و به شرح در می آورند و موقع ثبوت شروع به فریب کاری از قماش نابودی، سرقت، و یا سوزاندن می کنند. آنها در این شگرد و شیوه با نمایش دارائی های خیالی خودشانرا به اجداد فرضی شان که نژاد تراش ها برایشان تراشیده اند، وصل میکنند. برای مثال
1. در سارویۀ اصفهان کتابخانه ای بود که عظمت آن خیلی بیشتر از اهرام ثلاثۀ مصر بود ولی عرب ها طوری نابود کردند که حتی خشتی از آن کتابخانه بر جای نمانده است.
حالا چرا عرب ها اهرام ثلاثه مصر را از بین نبرده اند، معلوم نیست!!!
2. اوستا بر روی 1200 پوست گاو نوشته شده بود ولی اسکندر مقدونی آتش زد!!!
3. زمانیکه فارس ها از جنوب روسیه به جنوب ایران مهاجرت کردند، زبان بسیار حرفه ای داشتند ولی هزار و چهار صد سال پیش عرب ها این زبان را نابود کردند
اگر فارس های مجهول الهویه موقع آمدن به ایران زبان گفتاری و نوشتاری داشتند پس چرا گل نبشتۀ بابلی منتسب به کورش به زبان پارسیان نیست؟
4. در دو هزار و پانصد سال پیش زمانیکه فارس ها از جنوب روسیه به جنوب ایران مهاجرت کردند، چشم آبی و مو طلائی بودند ولی بعد ها یونانی ها بطور مداوم به فارس ها تجاوز کردند که نتیجۀ آن تجاوزها فارس های اصیل در شهرهای بندرعباس، چابهار، آبادان، کرمان و بوشهر تغییر رنگ داده و سیاهپوست شده اند

usman

غلام مجدد سلیمان لایق، طراح سیاست های نژادپرستانه دولت افغانستان

استوانۀ منشور حقوق بشری
منتسب به کورش
در سال ۱۸۷۹ میلادی، به دنبال کاوش‌های گروه انگلیسی در معبد بزرگ اِسَـگیلَـه در شهر باستانی بـابِـل در بین‌النهرین استوانه‌ای از گل پخته بدست باستان‌شناسی کـلدانی به نام « هرمز رسـام » پیدا شد تحقیقات اولیه نشان می‌داد که گرداگرد این استوانه گِـلین را نوشته‌هائی به خط و زبان بابلی در برگرفته است و متعلق به فرمانروای بابِـل است ولی بعد از دوسال تحقیق به این نتیجه رسیدند که این گل نبشته در سال ۵۳۸ پیش از میلاد به دستور کورش تحریر شده است.. این استوانه امروزه در موزه بریتانیا در شهر لندن نگهداری می‌شود.
حالا چرا بعد از دو سال تحقیق آن را به کورش نسبت داده اند، بعنوان سوال میماند ولی واقعیت های هست که نمی شود انکارش کرد. این استوانه در شهر بابل که پایتخت کشور بابل بوده، به دست کاتبان و تاریخ نویسان بابلی و به خط و به زبان بابلی تحریر شده و در همان جا ( در معبد بزرگ اِسَـگیلَـه ) نیز پیدا شده است. سنت تاریخ نویسی قبل از حمله کفتار وار کورش حدود دوهزار سال در بابل رواج داشته. صنعت و فن ساخت چنین کتیبه‌های استوانه‌ ای متعلق به مردم بابل است با اینکه نمونه‌های فراوانی از آن با همان محتوا و مضامین در بابل پیدا شده در مقابل هیچ نمونۀ مشابه آن چه قدیمیتر و یا جدیدتر که متعلق به سرزمین مثلآ پارس باشد، تاکنون پیدا نشده است.
بنا به مندرجات عهد عتیق، کورش مجری و برآورد کنندۀ یک‌ آرزوی ویرانگر قدیم بود. آنجا که به نقل از خدای بزرگ یهودیان که دست راست کورش را گرفته و او را منصوب و منتخب خود نامیده، آمده است: «من خود بر ضد بابل بر خواهم خواست و آنرا نابود خواهم کرد. نسل بابلیان را ریشه‌کن خواهم کرد تا دیگر کسی از آنان زنده نماند. بابل را به باتلاق تبدیل خواهم کرد تا جغدها در آن منزل کنند. با جاروی هلاکت بابل را جارو خواهم کرد تا هر چه دارد از بین برود (کتاب اشعیا، باب ۱۴، بند ۲۲ و ۲۳؛ باب ۴۴، بند ۲۸؛ باب ۴۵، بند ۱ و ۱۴)»؛ «پس از هفتاد سال، سلطان بابل و قوم او را بخاطر گناهانشان مجازات خواهم نمود و سرزمین ایشان را به ویرانه‌ای ابدی تبدیل خواهم کرد (کتاب اِرمیا، باب ۲۵، بند ۱۲)». این روایت به قتل و غارت کشور بابل به دست کورش و نیزه اندازهایش اشاره میکند که با ابزارهای عقلی و فنی یهودیان عملی شد.
کورش با نیزه اندازهایش تمدن درخشان «بابل» را برای همیشه از بین برد و تعداد مردانی که در زمان کورش به دست او و نیزه اندازهایش کشته و معلول شدند، شمار زنان و اطفالی که بیوه و یتیم و بی‌خانمان و ربوده شدند، میزان اموالی که به غارت رفت، هزینه‌هایی که از دسترنج مردم بینوا تأمین شد و بر دوش آنان تحمیل گردید، خسارت‌هایی که به اقتصاد و کشاورزی و بازرگانی و پیشه‌ها وارد آمد، زمین‌های سوخته و ویرانی که بر جای ماند، و آسیب و رنجی که به جسم و روح و به فرهنگ و تمدن و آینده بشریت رسید، غیر قابل محاسبه و تخمین است.
برای نمونه از سنت قدیم و درخشان تاریخ نویسی بابلی مراجعه کنید به منشور مشهور 300 ماده ای حمورابی عادل در 3300 سال قبل. گزیده ای از بخش‌های آغازین و پایانی منشور حمورابی عادل به شرح زیر است:
I. منم حمورابی، سلطانی که خدایان مرا برگزیدند تا برای مردم رفاه را به ارمغان بیاورم، تا عدالت و انصاف را در زمین گسترش دهم، تا ظلم و بدی را از بین ببرم، تا قوی نتواند بر ضعیف ظلم کند و زور بگوید.
II. منم حمورابی، آن کسی که فراوانی و برکت را زیاد کند، آن کسی که بر چهار گوشه دنیا گام می‌گذارد، آن کسی که بابل را بزرگ و باشکوه کرد، آن کسی که قلب خدای خود مردوک را متوجه خود کرد، آن کسی که معبد اسگیلا را آباد کرد، آن کسی که شهر اور را آبادان کرد، آن کسی که شهر اوروک را زیبا و با طراوت کرد.
III. منم حمورابی، سلطان چهارگوشه دنیا، سلطان بابل، سلطان توانا، کسی که قانون و عدالت را در زمین برقرار کرد، کسی که به مردم آسایش بخشید.
IV. منم حمورابی، سلطان کبیر، من چوپان مردمی بودم که مردوک آنان را به من سپرده بود، من سرزمین‌های آرام برای مردم فراهم ساختم، من بر مشکلات بزرگ پیروز شدم، من عدو را ریشه‌کن کردم، من محاربه را کنار نهادم، من به همه سرزمین‌ها آسایش ارمغان کردم، من کاری کردم تا همه مردم در دوستی و صلح زندگی کنند، من اجازه ندادم کسی مردم را آزار دهد و برنجاند و بترساند، سایه مهربان من بر فراز شهر گسترده شده است.
V. من ملل سومر و بابل را در آغوش خود گرفتم، آنان را به سوی خوشبختی رهنمون کردم، من همیشه و همواره در صلح و آشتی بدانان فرمان راندم، من همه مردم را در پناه علم خود قرار دادم، من اجازه ندادم تا قوی بر ضعیف ظلم کند و زور گوید، من اجازه ندادم تا کسی به طفل یتیم یا زن بیوه ظلم کند.
VI. من حمورابی هستم، سلطان عادل، موسس قوانین، مجری عدالت، من سلطانی هستم که به مظلوم عدالت می‌بخشد، بگذارید هر ظلم دیده ای که ادعایی دارد به نزد من بیاید، من قلب مردوک را شاد کردم، من قلب مردوک را از خود خوشنود کردم، برای همه روزهایی که خواهند آمد، برای همیشه!»

gasam@yahoo.com

غلام مجدد سلیمان لایق، طراح سیاست های نژادپرستانه دولت افغانستان

و تئوری در رابطه با حرکت اقوام کوچ نشین آریائی از زادگاه اصلی شان
I. عده ائی بر این باورند که زاد گاه اصلی آریائی ها جنوب روسیه است و آنها از جنوب روسیه بطرف ایران و هند سرازیر شدند به عبارت دیگر انها روسی الاصل هستند. یعنی مو طلائی، چشم آبی و سفید پوست هستند
II. عده ائی هم بر این باورند که زادگاه اصلی آریائی ها قارۀ افریقا است و آنها از افریقا به جنوب ایران آمده و از انجا بطرف هندوستان و از هند وستان به سرزمینی که امروزه قارۀ استرالیا می نامند سرازیر شدند. و بومیان شبه افریقائی استرالیا همان آریائی هائی آفریقائی الاصل هستند.
بنظر من زاد گاه اصلی اریائی ها باید آفریقا باشد بخاطر اینکه مردم جنوب ایران، هندی ها و بومیان استرالیا خیلی شبیه افریقائی ها هستند و هیچ شباهتی به روس ها ندارند.

akbar

غلام مجدد سلیمان لایق، طراح سیاست های نژادپرستانه دولت افغانستان

فارس ها عادت دارند که همیشه با کیر دیگران داماد شوند
بچند نمونۀ با " کیران دیگران داماد شدن " فارس ها در زیر توجه کنید
1. پیامبر اسلام، فارس بود چون قریش معرب کورش است
2. باراک اوباما رئیس جمهور امریکا در اصل اهل بوشهر است بخاطر اینکه اوباما یعنی آب با ما و همچنین رنگ پوست اوباما مثل مردم بوشهر سیاه است
3. رفت و آمد ایرانی ها به کرۀ ماه با قالیچه های پرنده در زمان کورش
4. سلمان پارسی 350 سال عمر کرد
5. حضرت علی آریائی بود اما حضرت عمر آریائی نبود
6. کعبه را ایرانی ها ساخته اند
7. افغانستان مال ایرانی هاست بخاطر این که در زمان سلسلۀ غزنویان افغانی ها نزدیک به صد سال بر ایرانی ها حکومت کردند.
8. شعرهای ابونواس از زبان فارسی تاثیر گرفته است!!! اصلاٌ در زمان ابونواس، زبان فارسی وجود نداشت.
9. نیشاپور یا همان ابرشهر پایتخت مدرن ساسانیان با ساختمان های بسیار عظیم سنگی بود که در جهان همتا نداشت و اگر امروز خشتی از آن همه ساختمان های عظیم سنگی پیدا نیست، مقصر عرب ها هستند که همۀ آنها را پودر کرده و از بین برده اند!!!
10. عراق مال فارس هاست چون عراق از ریشۀ اراک است
11. مسلمانان شیعه آریائی هستند ولی مسلمانان سنی آریائی نیستند
12. علت شکست ایران از عرب ها، ترسیدن فیلهای ایرانی از شترهای اعراب بود!!
13. مردم شهرهای بندرعباس، چابهار، آبادان، کرمان و کازرون در جنوب ایران فارس نیستند بخاطر اینکه رنگ پوست شان سیاه و شبیه آفریقائی ها هستند.
14. اسکندر مقدونی فارس بود.
15. هزار سال قبل از میلاد در باکتریا واقع در شمال افغانستان نسخۀ اصلی بایبل ( انجیل ) افغانی بدست زرتشت نوشته شده بود، بوسیلۀ چنگیز خان سوزانده شد".
16. لسان اهل الجنه عربی و فارسی است و ملائکه اسمان چهارم به لفت فارسی تکلم می کنند.
17. ابن مقفع ده ها کتاب را از " زبان پهلوی " به زبان عربی ترجمه کرده است!!!
در سال 1840 اوژن فنلاندن استاد نژاد تراش و قصه نویس معروف، هخامنشیان را پدر خوانده برای فارس های مجهول الهویه انتخاب کرد و برای اولین بار از زبان پهلوی نام برد. بدون اینکه معلوم کند خط پهلوی چیست، از کجا آمده و مورد مصرف آن چه بوده است. بعد دیوید نیل مکنز لغات نامۀ " زبان پهلوی " را نوشت. بعد نژاد تراش ها با پادوهای داخلی شان در یک حرکت هماهنگ شایعه انداختند که ابن مقفع ده ها کتاب را از زبان پهلوی به عربی ترجمه کرده است.
18. در هزارۀ دوم و اول قبل از میلاد کشورهای آسیای مرکزی مسکن هندواروپایی ها بوده اما در قرن ششم و هفتم این مناطق تحت اشغال تورکان در آمده و مردم این مناطق را تورکی ساختند.؟؟؟!!! ا
مسئله اینجاست که ترک ها قرن های متمادی به روس ها به ارمنی ها، به یونانی ها، به چینی ها، به هندی ها، و به فارس ها حکومت می کردند پس چرا آنها را ترکی نساختند؟

akbar

غلام مجدد سلیمان لایق، طراح سیاست های نژادپرستانه دولت افغانستان

اگر عرب ها در امارات یبوست بگیرند، فارس ها به چه وضعی می افتند؟ من یقین دارم که فارس ها از گرسنگی خواهند مرد فارس ها بصورت عشیره ای ریخته اند روی عن عرب ها در امارات، دارن خودشان را خفه میکنند. اما چنین بنظر می رسد که عن عرب ها سوء هاضمه دارد بخاطر اینکه فارس ها بعد از خوردن عن عرب ها، بطرف همه پارس می کنند.

akbar

غلام مجدد سلیمان لایق، طراح سیاست های نژادپرستانه دولت افغانستان

چرا فردوسی، سعدی و حافظ یک بیت شعر در رابطه با کورش و هخامنشیان نگفته اند زمانیکه اسلام ظهور کرد، مگر یک هزار سال از کورش ساختگی نگذشته بود؟ چرا مورخین عرب هیچ اشاره ای به کورش و هخامنشیان نکرده اند؟ مشخص است که جریان تهوه آور هخامنشیان قصه های هستند که توسط نژادتراش ها با پادوهای داخلی شان در ایران به رشتۀ تحریر در آمده اند.

akbar

غلام مجدد سلیمان لایق، طراح سیاست های نژادپرستانه دولت افغانستان

شعری از شاعر جامی از فارس های افراطی در مدح سلطان محمود غزنوی
هستم سگکی بر آستانت / خرسند زتو به استخوانی
شد سـگ کوی تو جامی، / چون سگانت داغ کن
تا بداند هـــر کـــه بیـند، / کز سـگان کـوی تست

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 43 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس