خوشحالم که امروز در جمع شما حضور دارم و می توانم با کمال افتخار بگویم که تاکنون چنین جمعیت مشتاقی را یکجا برای شنیدن شعر در هیچ کجای دنیا ندیده ام. مدجین از این لحاظ برای من فراموش نشدنی ست و باید آن را پایتخت شعر یا یکی از پایتخت های مهم شعر جهان نامید.
دوستان، همکاران و علاقمندان شعر؛
من از کشوری آمده ام که نامش افغانستان است. سرزمینی که مردمش مانند شما از انواع جنایات رنج برده و متاسفانه این جنایات به شکل سیستماتیک آن همچنان ادامه دارد.
زمانی اگر اینجا کشتارهای سیستماتیک، راسیسم و تبعیض نژادی وجود داشت، در سرزمین من پادشاهان افغان هزاران تن از مردم مرا مانند برده فروختند، دست به قتل عام و ژنوساید زدند، مردم مرا مجبور کردند که از خانه و کاشانه خود بگریزند، خانه و کاشانه آنان غارت و ویران شد و زمین هایشان به دستور شاهان افغان غصب و به سربازان متجاوز و اشغالگر آنان داده شد. اگر در چند دهه اخیر ایالات متحده آمریکا نقش حامی متجاوزین به حقوق شما را بر عهده داشت، در سرزمین من، بریتانیا از جنایتکاران افغان دفاع می کرد و جنایتکاران افغان با سلاح و حمایت مادی و معنوی بریتانیا جنایات سیستماتیک را علیه مردم من مرتکب می شدند.
دوستان عزیز،
سیاست مداران و رسانه های غرب علاقمند هستند تا تاریخ شروع جنگ در افغانستان را از زمان به قدرت رسیدن گروه های طرفدار اتحاد جماهیر شوروی سابق در افغانستان معرفی کنند. برای همین همیشه در رسانه های غرب می خوانیم که دوران جنگ را سی سال معرفی می کنند. این نوع تبلیغات در حقیقت برخواسته از رویارویی قدرت ها در جریان جنگ سرد است. در این سرزمین که نامش افغانستان گذاشته شده، قرن هاست که جنگ در جریان است و بواقع دوزخ روی زمین می باشد. قرن هاست که در این سرزمین مردمش سرکوب شده و فرهنگ و تمدن آن تخریب و تاریخ آن جعل می شود. جریان راسیسم افغان که زمانی در حدود سال های 1933 تلاش های وسیعی را برای پیوند با نازیسم در آلمان داشت، جنایاتی به مراتب شدید تر از نازیست ها در سرزمین من انجام داده اند.
بگذارید برای شما نمونه ای بیاورم.
خبرنگار تایمز در کلکته در اکتبر 1893 گزارش می دهد که پادشاه افغان، ده هزار تن از اسیران مردم هزاره را به عنوان برده فروخت.
درست یکسال پیش از آن گزارش می شود که پادشاه افغانستان وعده ی گرفتن زمین های مردم هزاره و دادن آن را به سربازان افغان می دهد.
در همان دهه آخر دو قرن پیش، پادشاه وقت افغان بیش از 60 درصد مردم مرا قتل عام کرد و زمین های غصب شده قربانیان را به سربازان خود داد.
درست پس از یک قرن عده ای جنایتکار، کاملا مسلحانه به خانه و کاشانه من حمله کرده، غارت کرده و غصب کرده و ده ها هزار تن از مردم مرا بی خانمان می کنند و ادعا می کنند که زمین های مردم مرا پادشاهان افغان به آنان بخشیده اند. در جایی که باید این جنایات و حملات و ادعاها سند جرم شمرده شده و مورد بازخواست قانون و عدالت باشد، دولت افغانستان از آن حمایت کامل کرده و جامعه ی جهانی نیز در مقابل این جنایات سیستماتیک کاملا بی تفاوت است.
پادشاه وقت افغانستان بر اساس راسیسم و با استفاده از احساسات قبیله ای و دین دست به چنین جنایاتی زده بود و حدود یک قرن پس از آن همین حادثه در وسعت دیگری توسط طالبان و باز هم بر اساس راسیسم در نقطه نقطه افغانستان تکرار شد. به گزارش های نهادهای بین المللی حقوق بشر نگاهی بیاندازید. جنایتکاران افغان در رژيم امارت اسلامی طالبان در گوشه گوشه ی افغانستان دست به کشتار سیستماتیک مردم من زد. در شمال افغانستان در شهر مزار شریف، در چند روز بیش از هشت هزار تن از مردم من کشته شدند. جنایتکاران افغان، با کافر خواندن مردم من، دین و راسیسم را با هم ترکیب کرده و این جنایات را در بامیان، یکاولنگ و نقاط دیگر ادامه دادند.
مردم من و مردم آمریکای لاتین شباهت های بسیار زیادی با یکدیگر دارند. ولی با این وجود هیچ اطلاع درستی از هم ندارند و خوشحالم که من اینجا هستم تا نخستین ارتباط را چه با ادبیات و چه حقوق بشر در این پایتخت شعر آمریکا برقرار کنم.
در چند روزی که در شهر مدجین بسر می برم، با شاعران، علاقمندان شعر و خبرنگاران مختلف آمریکای لاتین برخورد داشتم. بیشتر آنان افغانستان پس از رژيم جنایتکاران طالب را افغانستانی آزاد می پندارند و رژيم فاسد و مافیایی حامد کرزی را طرفدار آزادی. متاسفانه تبلیغات رسانه های غربی و دروغ پردازی های سیاستمداران غربی باعث شده تا افکار عمومی جهان معلومات نادرستی از افغانستان داشته باشند.
رژيم کنونی افغانستان که در راس آن یک رييس جمهور غیر قانونی قرار دارد رژيمی ست که بر بنیاد راسیسم فعالیت می کند و ارتباط مستقیم و هماهنگی با جنایتکاران طالب و سایر گروه های تروریستی دارد.
همین امروز شنیدم که جنایتکاران در جنایتی تازه به کودکان سرزمینم در غزنی حمله ور شده اند. چند روز قبل از آن در دایکندی به کودکان وطنم حمله کردند و پیش از حدود یکماه پیش در بامیان. جنایتکاران طالب و حامیان دولتی آنان بصورت برنامه ریزی شده، پایه های دگرگونی و تحول در افغانستان را هدف قرار داده اند، روزی در کابل جنایت مرتکب می شوند، روزی دیگر در ولایت هرات، روزی در قندوز، روزی دیگر در میدان. ارگ ریاست جمهوری افغانستان در کابل به مرکز عمده ی ترويج تروریزم و رهبری خشونت در نقاط مختلف افغانستان تبدیل شده است.
اگر در کلمبیای یک دهه پیش شما شاهد بمب گذاری های مختلف در شهر مدجین بوده اید و هر روز خبر کشته شدن جوان یا نوجوانی را در گوشه ای از این شهر می شنیدید، امروز در افغانستان همان جنایات در وسعت و اندازه بزرگتر توسط جنایتکاران افغان دنبال می شود. هر روز ما شاهد کشته شدن ده ها تن در افغانستان هستیم.
چهره ای که از افغانستان در آمریکای لاتین و بخش های دیگر جهان تبلیغ می شود، چهره ای کاملا دروغین است. رژيم حامد کرزی بصورت مستقیم در جنایاتی مانند کوچ اجباری و تبعیض دست دارد. بنیادگراترین عناصر در راس ادارات دولتی قرار داده شده اند. کلیدی ترین پست های دولتی در اختیار عده ای نژادپرست است که ارتباط مستقیم با گروه های تروریستی مانند طالبان دارند و خشونت را علیه مردم من رهبری می کنند. مردم من هر روز شاهد جنایات جنایتکاران افغان به شکل های مختلف مانند کوچ اجباری، تبعیض، حملات انتحاری، انفجار و مسدود کردن راه ها هستند و از آن رنج می برند. اما حامیان دولتی این جنایتکاران به شمول حامد کرزی تمام تلاش های خود را بکار بسته اند تا دوباره آنان به قدرت بازگردند. اگر ده سال پیش سیاستمداران افغان برای بدست آوردن امتیازات و امکانات بیشتر برای خود و جریان قبیله ای که متعلق به آن هستند، خود را مخالف سرسخت تروریزم جا زده اند، امروز آن ها هر کدام بر ارتباط بیشتر و مستقیم تر با تروریستان افغان تبلیغات کرده و وحشت طالبانی را به جریانی مردمی تشبیه می کنند. برای خارج کردن آنان از فهرست سیاه سازمان ملل کوشش می کنند و خلاف خواست نهادهای حقوق بشر برای محاکمه آنان، هر روز ترتیبات تازه ای را برای مشروع جلوه دادن آنان روی دست می گیرند.
اشغالگران افغان در چند قرن اخیر تا توانسته اند اختلاف بین گروه های قومی را با جنایاتی سیستماتیک در افغانستان گسترش داده اند تا قدرت بیشتری بدست آورند و زمین بیشتری غصب کنند و زندگی قبیله ای را که در آن همواره حقوق زنان و کودکان نقض می شود گسترش دهند.
چپاول دارایی مردم و تجارت مواد مخدر از نمونه های بارز دیگری ست که رژيم حامد کرزی مانند سایر حکومت های قبیله گرای پیش از وی، در آن نقش اساسی دارد. به جرات می توانم بگویم که سرزمین من زخمی ترین سرزمین در این کره ی خاکی می باشد. تروریست های افغان و حامیان دولتی آن چنان وضعیتی بوجود آورده اند که این سرزمین به مرز تجزیه کشیده شده است. مردمی که تمدن و فرهنگ، زندگی آرام و آزاد می خواهند امروز از خود می پرسند که آيا واقعا می توان با کسانی که دانش آموزان را هدف قرار می دهند، روی آنان اسید می پاشند، مکاتب را آتش می زنند، کتاب نابود می کنند و زن را موجودی جز انسان می دانند و با حیوان بارکش عوض می کنند و راسیسم را مانند یک سیاست پایدار دنبال می کنند، زندگی آرامی داشت.
در افغانستانی که چهره ای دروغین از آن در غرب ساخته شده، سانسور و سرکوب به شدت بیداد می کند. بیش از 20 روزنامه نگار در ده سال اخیر در این کشور کشته شده اند، ده ها خبرنگار ربوده شده، زندانی شده و مورد لت و کوب، توهین و تحقیر قرار گرفته اند. دستگاه های دولتی و متحدان طالب آنان و جنگ سالاران محلی به شدت در این نوع سرکوب ها دست دارند. نیروهای بین المللی که ادعای محافظت از جان شهروندان این سرزمین را دارند، علاوه بر اینکه بارها خبرنگاران را بازداشت کرده و در محدود کردن معلومات دست دارند، جنایات جنگی را مرتکب می شوند.
نبود دولت ملی و اختلافات شدید و عمیق باعث شده که نتوان از فرصت های بدست آمده در چند سال اخیر استفاده ای به نفع مردم کرد. حامد کرزی و تیم قبیله گرای او تا توانسته برای اختلاف بیشتر در افغانستان تلاش کرده و با گماردن چند فرصت طلب از گروه های قومی مختلف در کنار خود، چهره ای دروغین از ملی بودن معرفی می کند.
دوستان، علاقمندان شعر و همکاران عزیز،
با وجود همه ی این جنایات ادامه دار، نسل جدید مردم من بر روشنگری تاکید می کند. آگاه شدن و آگاه کردن. اگر حکومت کرزی تبعیض سیستماتیک علیه مردم من بکار می برد و هیچ نوع خدمات عمومی برای آنان در نظر گرفته نمی شود و در بودجه ملی کمتر از دو درصد نصیب آنان می شود، اما مردم من در فضای باز یا در خانه های تاریک و نمور، ترجیح می دهد که مکتبی بسازند و کودکان درس بخوانند. همین ریشه دواندن آگاهی امیدوار کننده است، هر چند که جنایتکاران افغان و حامیان دولتی آن، در صدد نابودی همین تلاش های مردمی هستند.
امروز دیگر یک قرن و دو قرن پیش نیست که همراه جنایت، تاریخ، گذشته و فرهنگ ما را جعل کنند.
ما امروز می دانیم که چه بر سر ما گذشته و برای گسترش آگاهی می کوشیم. جلوگیری از بازسازی درست و واقعی تاریخ، همراه با فراز و فرودهای آن و درک شرایط کنونی اجتناب ناپذیر است. این شناخت و آگاهی برای مبارزه ای هماهنگ تر و اصولی تر بسیار کمک خواهد کرد.
امیدوارم اگر دوباره روزی به مدجین بازگشتم، خبرهای خوبی از مردمم برای شما داشته باشم.
نظرات
33 دیدگاهسخنرانی کامران میرهزار در کتابخانه عمومی شهر مدجین کلمبیا
کامران گرامی سلام بر شما .
آنچه شما دراین کنفرانس بیان نمودید خیلی خلاصه ازآنچه که در تاریخ ما گذشته می باشد یعنی گوشهءاز صفحات تاریخ جنایت پیشه گان اوغان را برای همه دنیا باز نمودید . تشکر از شما .
برای میرهزار تنها هزاره های افغانستان انسان هستند
میرهزار فقط از ستم و استبداد در برابر مردم هزاره ما میگوید اما از جنایات و خیانت هایی که در برابر سایر ملیت ها حرفی نمیزند. در ذهن او شوونیزم ملیتی تا عمق خانه کرده است و اینگونه برخورد یکجانبه و شوونیستی او را در کنار جنایتکاران هزاره خواهد نشاند.
سخنرانی کامران میرهزار در کتابخانه عمومی شهر مدجین کلمبیا
This is truly a great speech by a great young journalist, poet, political commentator and analyst Mr Kamran Mir Hazar
Meanwhile, this great speech is very painful and heartbreaking which portrays the most hearbreaking tragedies that tooke place in Afghanistan such as genocides, massacres, descriminations, racism, systematic apartheid, miseries, destructions, forced immigrations, displacements, cruelty and oppressions, aggressions, invasions and occupations
This painful speech touches everyone’s hearts even the hardened ones
Farhekhta Heravi
سخنرانی کامران میرهزار در کتابخانه عمومی شهر مدجین کلمبیا
یک جهان سپاس ازشماآقای میرهزارکه چهره خبیث وحشیان قبیله را برجهانیان معرفی کردید.آفرین برشهامت ودلیری تو موافق باشی
سخنرانی کامران میرهزار در کتابخانه عمومی شهر مدجین کلمبیا
درود و افتخار بس بزرگ برتوای پرچمدار دلیرهزارستان وفریادگرملیت های محروم کشور، کامران میرهزار !
سخنرانی کامران میرهزار در کتابخانه عمومی شهر مدجین کلمبیا
قلم و بیانت رساتر باد کامران میرهزار
سخنرانی کامران میرهزار در کتابخانه عمومی شهر مدجین کلمبیا
سلام کامران میر هزار! اجازه دهید تبریک گفته و صدایت کنم کامران هزار میر، یعنی هزار درد، هزار جفا و هزار و هزاران خدعه و نیرنگ و ستم بر تو و بر شماها! گرچه از تیره و تبار تو نیستم ولی می دانم که شمشیر تیز من و هم تبارانم گلو و شاه رگ شما را بعد از به قدرت رسید مان دریده است، راست گفته اند که در زمان قدرت رسیدن یک قشر محروم، اولین قربانی محروم ترین قشر جامعه است. خدایت با تو با باشد، چه خوب و چه زیبا. سبز و سر فراز باشید.
اولین و آخرین پیام ام
حوصله نیست..........
یا هو
سخنرانی کامران میرهزار در کتابخانه عمومی شهر مدجین کلمبیا
درود به میر هزار،
سخنرانی جالب و تکان دهنده، بلی نسل جدید مردم شما می خواهد روشنگری کند، این مهمترین چیزی است که ما باید روی آن تأکید بیشتر کنیم، مردم شما شایستگی دارد تااز صلح، امنیت، آزادی و عدالت برخوردار باشد. ما از ظم، مهاجرت، عقب گرایی قبیلوی و بی نظمی در این مملکت خسته شده ایم. ما بیشتر از دیگران خسته شده ایم این ما هستیم که بیشتر از دیگران میدانیم که جمود قبیله و بنیادگرایی بدوی یعنی چه! درود بر شما مرد روشنگر
سخنرانی کامران میرهزار در کتابخانه عمومی شهر مدجین کلمبیا
من کی استم؟
من آن ام که در سخنرانی میرهزار عزیز به گوشهای جهان و انساندوستان از نفیر پردرد او نواخته شدم.
آری، تحقیر،
توهین،
تحمیق،
حق کشی،
و... ادامه دارد
اما سازمانیافته تر
,
با دهل و سرنای خارجی_داخلی.
من کی استم؟
میرهزار ام
خالق ام
شیرین ام.
و آن ام که هستم.
دستهایت را از اینجا می فشارم کامران عزیز
به آقای کامران میرهزار !
آقای میرهزار سلام و درود مرا بپذیرید ! متن سخنرانی نا تکمیل را شما خواندم . اگر من حقیر شنونده شما میبودم برحق که درد و فریاد شما را بهتر از همه درک میکردم . اما شما در همایش و گردهمآیی سروده سازان و سروده دوستانی درد دل و فریاد دادخواهی بلند نموده اید که از ملت ها و ملیت های مختلف جهان بویژه امریکای لاتین گرد هم آمده بودند که از ساختار قومی و ویژه گی های فرهنگ رنگارنگ در داخل اوغانستان یا کاملأ نا آگاه بودند یا بطور بسیار سطحی از حال و احوال وطن من و شما آگاهی داشتند .
شما چندین بار از حکمروایی حاکمان و فرمانروایان راسیست و قبیلوی اوغان گله ها داشتید و فریاد رنج مردم خود را به گوش شنونده گان رسانیده اید . آیا شنونده گان میدانستند که شما مربوط کدام یک ازملیت های تحت ستم اوغانستان هستید ؟ اگر میدانستند خوب ، درغیر آن سخنرانی شما برای شنونده امریکایی گُنگ و بی مفهوم بوده است .
شما با استعداد و توانایی که در سروده سازی دارید با کمی جوشش و کوشش میتوانستید مانند پابلو نرودای چیلی گریبان راسیستان و قبیله گرایان پختونی گیرید و با آهنگ شیوای شعری شنونده گانرا مجذوب خویش می ساختید . چرا یک نمونه سرودۀ خویشرا که در آنجا به خوانش گرفته بودید نشر نکردید ؟ شخصأ خودم آرزوی خواندن آن سرودۀ شما را داشتم !
سخنرانی کامران میرهزار در کتابخانه عمومی شهر مدجین کلمبیا
mirhazar-e-aziz chora naame kabul raa baad mekoney .hazara-press begzar.
سخنرانی کامران میرازره در گرد همایی کس شعر گویان جهان!
اشتراک میر ازره در این گردهمایی بسیار جالب است. ایا در موجودیت ده ها وصدها شاعر ونویسنده در این کشور این اقای موی کشال جکی چان شکل چگونه این افتخار را یافت؟ ایا ایشان شاعر هستند ویا یک هرزه گو؟ ایا کدام شعر اقای میر ازره را خوانده اید؟ من که افغانم نخوانده ام! کدام شعر ایشان بود که اینقدر مشهور شد که شهرت جهانی یافت؟ از این معلوم میشود که اقای میر ازره به گردهمایی شاعران وشعر گویان نه بلکه به گردهمایی (کس شعرگویان جهان) دعوت شده بود. از عکس ها معلوم میشود که چند مسخره برای عیاشی انجا امده بودند نه مردم اصولی!
کامران میر هزار در کس شعری که بنام بیانیه ایراد کرده بود بعضی نکاتی را واقعی گفته است. پادشاهان افغان واقعا خاین بودند که اولاد های چنگیز مغول را در سینه خود پروریدند وانها را از مناطق مرکزی به کابل اوردند وماننند اعضای فامیل خود نان واب دادند و برایشان نشان دادند که موش تنها خوردنی در جهان نیست بلکه غذا های دیگر هم وجود دارد.
این پادشاهان افغان بودند که زمینه را برای چنگیزیان مساعد ساختند تا سینه بری, رقصه مرده نشان دادن, میخ به فرق کوبیدن, مرده قاق کردن, شپش سر را به قیمت گوسفند فروختن و مجبور ساختن مردم غیر اولاد چنگیز را برای پول دادن ویا اله تناسلی مرده را بوسیدن را عملی کنند!
ایا کامران میر ازره از کار روایی های ملعون علی مزاری هم چیزی یاد کرد ویاتنها بالای مظالم که بالای اولاد چنگیز صورت گرفته بود یاد کرد؟
شرم باد برکسی که حتی یک روز هم از اکسیجن فضای افغانستان استفاده کرده باشد وبعد با کمال بی ناموسی وطن خودرا بد بگوید. مرگ براین افراد بی وجدان و پست فطرت. لعنت به ان شیر کثیف که اینگونه افراد خورده اند ان شیر حرام است زیرا شیر حلال فرزند حلال زاده بار می اورد. میدانم که شما بی منطق های از دشت گوبی امده گی نوشته ام را سانسور میکنید ولی لعنت باد برشما بی وجدان های وطنفروش. شکر خداست که وطن از لوث گنده شما از دشت گوبی امده گی ها روز بروز پاک شده میرود.
نجیب پوپل
سخنرانی کامران میرازره در گرد همایی کس شعر گویان جهان!
جناب پوپل صاحب، بعد از تقدیم سلام میخواستم نکاتی را خدمت به عرض برسانم و از شما به این وسیله تقاضا نمایم که در نوشته های بعدی به آن توجه داشته باشید.
کامران میرهزار به هیچ وجه نماینده هزاران هزار هزاره با شرف که به نام و نشان افغانسنان افتخار میکنند نمیباشد. حساب نمکحرامان نظیر کامران میر هزار با میلیون ها هزاره که امروز افغانستان را بعد از تجربه های تلخ زندگی در ملک امام منحیث یگانه کشور که آبرو و عزت شان در آن مصوون میباشد و به آنها به دیده انسان و شهروند مساوی الحقوق با تمام باشنده های نگریسته میشود جدا میباشد.
من احساسات نیک شما را که در آن نشانه های از عشق و محبت شما نسبت به این مرز و بوم میباشد درک مینمایم و میدانم که شما مثل هزاران هزار افغان دیگر تحمل بی عزتی به نام و نشان این کشور را ندارید مگر به آنهم باید جلو احساسات خود را بگیرید. هدف اصلی این زن-به-مزد ها در راستای نوکری با دشمنان وطن پخش تخم نفاق و تفرقه در بین اقوام با هم برادر این کشور میباشد و بس. به خاینان همه اقوام، مردان هستند که روزی حساب نمایند مگر در این آشفته بازار امروزی باید خیلی هوشیار و زیرکانه تمام توجه خود را به خنثی نمودن هداف شوم دشمنان این کشو ر نمود. اگر شما احساساتی برخورد نمودید بدانید که دشمنان وطن به هدف شوم خود که همانا خلق دشمنی در بین اقوام کشور میباشد رسیده اند.
هدف خیر در ذکر این عرایض بود و بس، امیدوارم که شما به تبصره ها و نوشته های تان ادامه بدهید اما با در نظر داشت نکات که من خدمت عرض نمودم.
در پناه رب العالمین باشید
لمر سرخرود
سخنرانی کامران میرهزار در کتابخانه عمومی شهر مدجین کلمبیا
شما پست فطرتان و بی ناموسان قبیله را به شعر و ادب چه غرض است. شما کاری غیر از تهاجم به دیگران و وحشیگری کار ئیگری بلدید. آفرین بر میرهزار که صدای ملیونها انسان مصیبت زده را بلند میکند.
سخنرانی کامران میرازره در گرد همایی کس شعر گویان جهان!
باید با لنگی دراز و کثیف کوچی و ریش مردار اوغو( پشتون)می رفت؟ که شباهت دادن اش با بچه ی فلم تمسخر امیز به نظرت امده!
سخنرانی کامران میرازره در گرد همایی کس شعر گویان جهان!
در جامعه که اشخاص و دھل نوازان قبیله گرا ھنوز ھم مفتخر وطن فروشی شاہ شجاع ، امیر عبدالرحمان ،حفیظ اللہ و ببرک اند ودر جامعه که پوپل زایی ھا ھنوز ھم تحمل شنیدن حق را ندارند که چگونه با چرخ بال امریکایی در ارزگان فرود آمدہ بار دیگر وطن را به معامله گرفت و چگونه حامی جنبش تحجر طالبانی قرار گرفت و چگونه به مظالم تاریخی اما در لباس جدید ادامه می دھند در مقابل لاجرم کامران ھا به گونه شیرین و خالق گلوله حق را در سینه نادر خان ھا شلیک می کنند . جناب پوپلزی! شرم بر آنان باد که امروز برغم دیدن واقعیت ھای تاریخی بار دیگر از اشخاص چون شاہ شجاع و______دم می زدہ ھنوز ھم در خواب کذایی احیای امارت طالبانی اند ھنوز ھم در اندیشه نسل کشی ،توھین ،تحقیر و وطن فروشی اند وھنوز ھم تحمل شنیدن حق را ندارند_____
سخنرانی کامران میرازره در گرد همایی کس شعر گویان جهان!
افرین ای دوست عزیز حمید هزاره ،
تابحال امریکای ها در ولایات خوست و پکتیکا شب ها در خانه های این اوغان های احمق داخل شده و به ناموس شان دست میزند. این پشتون ها که افغان نیستند و نه مسلمان ، اینها که از یک قبیله گم شده ایسرایل تعلق دارند.
سخنرانی کامران میرازره در گرد همایی شعر گویان جهان!
salam
popal adam namishi bacha
hahahaha