رفتن به محتوای اصلی
امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

بحث روز هجدهم سنبله، به عنوان روز رخصتی به مناسبت روز شهید (روز شهادت قهرمان ملی افغانستان احمدشاه مسعود) از مدت ها به این سو مطرح بود، و به گزارش رسانه ها، همه کمیسیون ها در این مورد اظهار نظر کرده بودند.

در برخی از گروپ های همسوی پارلمانی نیز این موضوع مورد بحث قرار گرفته بود و فیصله بر آن بود که در همان روز چهار شنبه، همه حاضر باشند و در صورت مباحثه، آمادگی وجود داشته باشد؛ اما چنین نشده است.
اول این که گزارش نمایندگان کمیسیون کار، آقای سمکنی و آقای سلجوقی در آن روز برای سایر نمایندگان شورای ملی سمت دهنده نبود و اما مشکل اصلی عدم حضور برخی از نمایندگان، از جمله آقای محمد یونس قانونی و نمایندگان نزدیک به او بود.

عدم حضور محمد یونس قانونی در این روز مهم، با وجود آگاهی کامل و بدون هیچ گونه عذر قابل قبول، پرسش خطرناکی را در ذهن ناظران مطرح می کند که پشت این عمل چه معامله ای خوابید است؟

آیا هنوز هم به ریاست پارلمان چشم دارند که بار دیگر به این منصب برسند و این رشوه ای است به حکومت و مخالفان قهرمان ملی؟ زیرا نام قهرمان ملی از تقویم افغانستان در انتخابات، با تفاوت چند رأی ناچیز حذف گردید. گزارش های تأیید ناشده می رسانند که آقای قانونی با تشویق شماری از اطرافیانش، با وجود ممانعت از لحاظ قانون، مایل است بار دیگر در صورت استعفا و یا برکناری رییس کنونی پارلمان، جانشین او شود. اما به خاطر حساسیت بالایی که در برابر آقای قانونی در داخل پارلمان وجود دارد، ایشان نمی توانند بدون حمایت حکومت به این سمت برسند.

تلاش های آقای قانونی در این زمینه احتمالا به خاطر درک درستی است که از موقف خود دارند. در جبهه ی که توسط داکتر عبدالله رهبری می شود آقای قانونی نقش سمبولیک و غیر موثری دارد و از سوی دیگر رونق کار احمدضیا مسعود نیز قانونی را نسبت به آینده ی سیاسی خودش نا امید ساخته است.

گمان تحلیلگران بر این است که عدم حضور سوال بر انگیز آقای قانونی و نمایندگان همراه اش در روز انتخاباتی که به خاطر نیاوردن رأی کافی، آن هم با تفاوت بسیار ناچیز، نام قهرمان ملی افغانستان از تقویم مملکت حذف می شود، موقعیت او را در میان هواداران شهید احمدشاه مسعود به شدت خراب خواهد کرد.

پیش از این نیز آقای قانونی به خاطر امضای معاهده ی بُن اول و پیامد های ناگوار آن برای جریان مقاومت، مورد انتقاد های شدید قرارداشت.

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

51 دیدگاه
گل خان

امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

سلام بهمن عزیز!
ایا تو مکتب خواندی؟ اگر خوانده باشی افسوس به دانش اومعلم که تورا کامیاب کرده. اغای محترم من چند بار برایت توصیه کردم. که «کم بنویس با منطق بنویس». اغا مطابق سوال جواب بدهید.سوال من از شما ترکیب حکومتهای سفاوی بود.نه این داستان بی منطق. چند نقطی که بی منطقی مضمون تورا اشکار میکند.
۱-«در غیرآنصورت آنها خطاکارندومستحق توبیخ ؛ وبرای این باور شان بقانون مترقی دیموکراسی امروز دنیا نیز استشهاد میکنند، که این حرف با منطق روز نیز که حق حاکمیت واستعلا را ازآن اکثریت میدانند منطبق است؛متأسفانه این حرف نامعقول وبی بنیاد را، با دیپلوماسی فعال بقدرتهای دنیا نیز با ورانده اند».
آیامردم دنیا مثلی خودت بی منطق و بیشعور است؟ که به گپ های جند نفر گوش میدهد و محاسبه غلط را قبول میکند، افسوس به دانش ات اغای بهمن، تو یک بیسواد، نااگاه از سیاست های جهان هستی.
۲- «چندین مرتبه قرارشد که آماری علمی ودقیقی ازتمام مردم افغانستان گرفته شود حتی درهمین آواخیر سال 1386 شمسی ولی بعد ازسروصداهای زیاد؛ بکلی فراموش شد؛فلسفه ودلیل این ممانعت ها چیست»؟
اگر شما اکثریت میبودید به زور بالای پشتونها آماری علمی تان راقبول میکردید.شما یا بز دل هستید،ویا اقلیت بسیارکوچک. و پشتونها هر وقت میتواند که مانع آمار شود. این از جرهت و استعداد آنها دلالت میکند.ویا اکثریت مطلق هستند.
واین نوشته خودرا درجای دیگر کاپی نکند، که دیگر ها هم از منطق ضعیف ات اگاه میشود.و خدا نخواسته به یک شخص فاقد استقرار فکری معریفی نشوید.ودراخیر برایت یادآوری میکنم که من بسیار خوش شدم که تو جملات واضع من راچندین بار میخوانی.یک پسر که صنف پنج مکتب است.مضمون من را خواند وبار اول از اش مفعوم کامل گرفت. یعنی تو بیسواد تر از اطفال صنف پنج هستی.تو دیگر ازسیاست بیسوادانه ات دست بکش.بخاطری که استعداد اش رانداری.

پرویز بهمن
امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

ګلخان محترم !
خودت طوری وا نمود میسازی که این بنده بیسواد هستم وتو عالی جناب درمقام یک معلم تشریف داری وخوب را ازبد تشخیص میدهی ، تاکنون من ده ها غلطی املایی ات را برایت مستند نشان دادم و بعداز ین نیز نشان میدهم، خودت حتی درترکیب جمله بندی نیز دچار اشتباهات شدید انشايی شده ایی ولی من آنرا به رخت نکشیدم، اما حالا بخوان که کی بیسواد است:
طور مثال خودت نوشته ایی:
(بهمن عزیز!
من از شما خواهش میکنم، ویاداوری میکنم که در مباحثات و استدلال کمپیوتری به مفعوم توجوع کند نه به املا)
ببین آقای ګلخان!
درینجا علاوه بر آنکه خودت کلمهء عادی (توجه) را توجوع نوشته ایی فعل مخاطب را نیز به غایب تبدیل کرده ایی، یعنی به عوض اینکه می نوشتی ( توجه کنید) شما نوشته اید (کند)، اګر ضمیر اول مخاطب باشد باید فعل نیز مخاطب باشد. این قاعده را حتی اطفال کودکستانها هم میدانند ولی خودت نه یکبار بلکه چندین بار این غلطی را تکرار کرده ایی وازمن خواسته ایی که به غلطی های املایی وانشایی ات توجه نکنم وترا عفو نمایم، ولی با وجود این هم خودت اصرار داری که تو باسواد تشریف داری ومن بیسواد استم . باز در ادامه چنین می نویسید:
« و اگر میتوانی ترکیب حکومتها سقاوی را برایم تشرح کند؟»
صحیح آن این است که« اګر میتوانی ترکیب حکومتهای سقاوی را برایم تشریح کن! علامهء سوالیه نیز اینجا بیجا و غلط است زیرا خودت یک جملهء شرطیه را اینجا قید کرده ایی نه اینکه سوالی را مطرح کرده باشی.
بار دیګر:
درهمین پیام اخیرت خودت می نویسی :
آیا تو مکتب خواندی؟ اګر خوانده باشی........»
عزیزم!
فعل خواندی به زمان ګذشته برمیګردد اما وقتی که درجواب می نویسی اګر خوانده باشی.... اینجا حالت استمرار مقصدت است بناء سوالت را نیز باید چنین می نوشتی: آیا تو مکتب خوانده ایی؟ یا اینکه آیا مکتب خوانده استی؟ آیا روزی به مکتب رفته ایی؟ اینګونه سوال حالت استمراری را مطابق شرط که خودت ګذاشته ایی که اګر رفته باشی چنین ویا چنان میکردی مطابقت داشت. من نفهمیدم که آن پسر صنف پنج هم مثل اینکه از نواسه هایت باشد که تازه میخواهد خشت اول را مطابق دستورات بابه کلانش بګذارد، کوشش کن که آن پسر صنف پنجم را مثل خودت تربیه نکنی. زیرا از قدیم ها ګفته اند:
خشت اول ګر نهد معمار کج
تا ثریا میرود دیوار کج
بعدا در ادامه به کلمهء نامفهوم دیګرتان توجه کنید که درمقابل آن علامه های سوالیه را ګذاشته ام:
« نه این داستان بی منطق. چند نقطی؟؟؟؟؟؟؟؟ که بی منطقی مضمون تورا اشکار میکند».
من حدس می زنم که شاید منظور خودت این باشد:
چند نکتهء اساسی که بی منطقی بودن مضمون شمارا درین داستان آشکار ساخت. درغیر آن این هم شما واین هم تمام خواننده ګان عزیز کابل پرس? که ازین جملهء بی مفهوم چه نتیجه ای حاصل میګردد. من برایت در ابتدا نوشتم که اګر درست فارسی را نمیدانی من برایت به زبان بی پدر وبی مادر اوغانی می نویسم آنګاه تو حق داری که غلطی های من را درآن بګیری ومن هیجګاه از اصلاح نمودن جملات خویش درزبان اوغانی خسته نمی شوم . ولی خودت را برایم چنان وانمود کردی که نه اوغان استی ونه هم مسلمان. چیزی بین البین میان هردو قرار داری، بناء اګر میخواهی درست استدلال نمايي باید بعداز ین که برایم پیام میفرستی باید تمام معیارها وقاعدهء دستوری زبان فارسی را مراعات کنی ومن حاضر نیستم که از غلطی های املایی وانشایی خودت بګذرم ولو هرقدر بمن دشنام بزنی ومرا توهین کنی بمن بیشتر جرأت می بخشی تا نارسایی هایت را آشکار سازم.
حالا اصل موضوع:
من مطابق خواست اولی شما اشارهء مخصتر به امارت نه ماههء خادم دین رسول الله نمودم، عاقلان را یک اشاره بس بود. اما برایت ګوشزد کردم ومی کنم که: ترکیز نمودن بالای ترکیب حکومتهای غیر پشتونی خادم دین رسول الله وحاکمیت مجاهدین راه حل بحران نیست. زیرا اګر شما باور مند استید که تمام فرزندان این آب وخاک بدون تبعیض وتمایز درعمل و واقعیت هم ، همه فرزندان این وطن اند بناء تمام این فرزندان بدون درنظر ګرفتن زبان وقومیت شان ، حق حکومت کردن وپادشاهی وامارت را درین سرزمین دارا می باشند. همین که خودت به ترکیب قومی حکومت ها چسپیدی این خود واضح میسازد که درینجا تمام فرزندان این سرزمین حق مساوی ندارند، یکی باید بزرګتر ودیګری کوچکتر باشد. واین اصل مشکل وپرابلم این کشور است که با ایجابات زمان ؛ خصوصا مقتضیات این عصر که جهان بطرف ګلوبلازیشن درحرکت است هیج مطابقت ندارد.
خودت دربرابر نوشتهء آقای جواد سلیمی که اصلا هزاره است نوشته ایی:
آیا مردم دنیا مثل خودت بی منطق وبی شعور است که به ګپ های چند نفرګوش میکند ومحاسبهء غلط را قبول میکند؟
من اینجا مقصد خودت را نفهمیدم که اګر جهان تاکنون درمورد سرشماری نفوس مطابق نورمهای بین المللی خاموش مانده است این دلالت برچی میکند؟ آیا میخواهی بګویی که خاموشی جهان تاکنون درین مورد دلالت بر این میکند که پشتونها اکثریت مطلق را تشکیل میدهند وهیج حاجت آمارګیری نیست؟
اګر چنین باشد چرا غالمغال اوغانها از موضعګیری دانا روهراباکر به آسمان رسیده است؟
آقای ګلخان!
میخواهی، ګناه دغل بازی ها وحقه بازی های چندین دههء اخیر رژیم های قبیلوی اوغان را که حتی درسازمان ملل متحد ودرتمام موسسات بین المللی دیپلومات های محمد زایی تبار ودیګر وابستګان خاندان شاهی وبعد خلقی وطالبی معلومات غلط را به جامعهء جهانی ارائه کرده اند بدوش جهانیان بیندازی؟
مګر من غیر پشتون از اشرف غنی احمدزی کوچی جه توقع داشته باشم که وی تاریخ قومی این سرزمین را به زبان انګلیسی بیطرفانه وغیر جانبدارانه به مقامات ملل متحد ارائه کرده باشد؟ آیا تو باور داری به این که اشرف غنی احمدزی وانورالحق احدی، زلمی خلیلزاد ودیګر باسوادان اوغان درحق سایر اقوام، درمجامع بین المللی حقیقت را ګفته اند؟
بناء خودت را به کوچه حسن چپ نزن و نه هم کوشش کن که خودرا احمق جلوه دهی، زیرا مردم درشرایط امروزی با این ترفندها کاملا آشنا استند. به امید پیروزی وموفقیتهای بیشتر شما.
بااحترام
پرویز بهمن
برمنګهم / بریتانیا

گل خان

امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

سلام اغای بهمن!
من مثلی شما مقالات دیگر ها را کاپی نمیکنم.و میخواهم شفاء بنیسم. شما جناب محترم یک شخص مریض و پر از تعصب هستید. من هیچ وقت به تمام مردم غیور تاجک توهین نمیکنم. واگر کسی را متعصب دیدم باز من متعصبتر میشوم.وتو گفتی که تو به زبان پشتو با من بحث را ادامه میدهی، بارور به خدا(ج) کنید، که من پنج دقیقه خندام را کنترول کرده نتوانستم. تو در زبان خودت استدلال کرده نمیتوانی. عزیزم پشتو یک زبان پچیده است، خدانکند که خود را دشنام ندهد.تو خودت اقرار کردی که نوشته های من راچندین بار میخوانی باز مفهوم میگری.
اگر استقرارفکری دارید. درنوسته اخیرات به زبان خودت قوم خودت را بزدل وبی کفایت معرفی نمودی.درزبان پشتو شاید برعکس بنویسی. یعنی منظورات یک چیز باشد وتو شاید دیگر چیز بویسی.
اغای بهمن!
معقوله علمی است که «هروقت منطنق کسی ضعیف شد،برخورد فزیکی میکند». در اینجا منطق تو ضعیف شده که املا و اشارا بهانه میگیری.
حالا تو درذ فرهنگی هم هستی، بخاطریکه
تو نوشته های اغای جواد سلیمی را در مضمون خودت کاپی کردی.
آغای بهمن!
شما استقرار فکری ندارید، بخاطریکه من داوایل برای شما گفته بودم که جهان درکجا است وما چی فکرمیکنیم من از سیاست های مدرن یاد آوری کرده بودم. مگر شما رد کردید،بر جای اروپای غربی، یوگوسلاویا را یاد کردید.شما چرا ضد ونقیص مینوید. این ثبوت میکند که تو مریض روانی هستی.ویا جاسوس آیران وپاکستان هستی، که میخواهی مردم ما را بر علیه یک دیگر تحریک کنی وفایده اش را به بادارهای خارجی ات برسانی.
بااحترام گلخان

پرویز بهمن
امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

محترما!
جنابعالی مدعی استی که من بیسواد هستم اما همین بیسواد تمام غلطی های املايی وانشایی ترا میگیرد ولی مثل اینکه شما شرم ندارید تا قبول کنید که اصلا نه بامنطق انسانی ونه هم با سواد عادی هیچ نوع وابستگی ندارید
بازهم به غلطی های تان توجه کنید شما نوشته اید
(سلام اغای بهمن!
من مثلی شما مقالات دیگر ها را کاپی نمیکنم.و میخواهم شفاء بنیسم. شما جناب محترم یک شخص مریض و پر از تعصب)
درینجا حرف «ی» زاید وبی معنی است مثلی نوشته نمیشود تنها اگر می نوشتید مثل ‍کفایت میکرد
دوم اینکه کلمهء شفاء یعنی چه؟
شما را خدا شفا دهد شفاء نقطهء مقابل مرض است اما اینکه شما شفاء می نویسید خیلی خنده دار ومضحک برایم معلوم شد اگر شما دکتور هم باشید باید بعداز آنکه نسخهء شمارا کسی از دواخانه بگیرد ودواهای را که شما برای مریض تجویز داده شفابخش واقع گردد میشود نوشت که نسخهء شما شفابخش بود
اما اینکه نوشته اید من شفا می نویسم یعنی چی؟
شاید منظور تان این بوده باشد که گویا شما شفاف می نویسید. این حدس خودم است نمیدانم که آیا منظورتان شفاف است یا کدام چیز دیگر
درجای دیگر چنین ادامه میدهید:
(بارور به خدا(ج) کنید، که من پنج دقیقه خندام را کنترول کرده نتوانستم. تو در زبان خودت استدلال کرده نمیتوانی. عزیزم پشتو یک زبان پچیده است، خدانکند که خود را دشنام ندهد.تو خودت اقرار کردی که نوشته های من راچندین بار میخوانی باز مفهوم میگری.)
شاید اینجا منظور خودت ازکلمهء بارور درحقیقت « باور» باشد که این را برایت می بخشم ولی اینکه بار دیگر فعل غایب را درجای مخاطب بکار برده اید خودرا مسخره ساخته اید باید می نوشتی که کوشش کن خودرا دشنام ندهی بعوض اینکه نوشته اید دشنام ندهد
درجای دیگر میفرمائید:
(این ثبوت میکند که تو مریض روانی هستی.)
صحیح آن این است که می نوشتید که این ثابت میکند که تو مریض روانی هستی
فرق میان ثبوت وثابت کردن خیلی زیاد است. ثبوت خودش مصدر است نه اسم فاعل. ثبوت بخودی خود ثابت کننده نمی شود. تا مدرک اثباتیه ای یک دلیل وجود نداشته باشد
(معقوله علمی است که «هروقت منطنق )
منظور شما همانا مقولهء علمی شاید باشد
بهرترتیب آقای گلخان!
من باوجودیکه غلطی های املایی وانشایی خودت را میگیرم ولی ازادامهء بحث ومناقشه باخودت هرگز خسته نمیشوم. اینکه خودت هرچیزی که مرا بگویی من ازخودت خفه نمی شوم اما غلطی هایت را میگیرم واین کار هم به نفع خودت می باشد وهم به نفع دیگر خواننده های عزیز سایت کابل پرس?
من بخشی ازنوشتهء آقای جواد سلیمی را بحیث یک سند آوردم ونامش را نیز ذکر کردم این کاررا دراصطلاح نویسنده گی نقل قول میگویند نه دزدی یا سرقت ادبی
فرق میان سرقت ادبی ونقل قول درفن نویسنده گی اززمین تا آسمان موجود است. دزدی آن است که نوشتهء کس دیگری را بدون ذکر نام وی بصورت مکمل یا ناتکمیل کاپی بنام خودم نشر کنم. آنگاه من سارق ادبی می باشم وآقا جواد سلیمی حق دعوا بالای من را دارد
به امید صحت وسلامتی تان
بااحترام
پرویز بهمن
برمنگهم - بریتانیا

گل خان

امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

سلام بهمن عزیز!
من همچنان از مناقشه با شما خسته نمیشوم.واین را باید بخاطر داشته باشی که تو یک بسواد علمی هستی. این را من به اثبات میرسانم.
۱- تمام مقالات تو از شکم ات است. هیچ ربط یا ارطبات با علم ندارد.
۲- از تعصب و تنگ نظری پر است.
۳ـ از نفاق و جنگ اندازی پر است.
تو میخواهی که ملت بیچاره مارا به خاک و خون بکشانی. مثل ۱۹۹۲ که کارمل وطن فروش با مسعود جنایتکار یکجا شدن وکابل قشنگ را خراب کردن.
اگر باور نمیکنی، مراجعه کنید به یوتب وبنوسید«کودتاه ۱۹۹۲» ثبوت میشود.
اغا بهمن!
شما احمد شاه بابا کبیر را « احمد شاه ملتانی خطاب میکید» این از مطالعه ناقث ات دلالت میکند. احمد شاه بابا کبیر تنها مربوط پشتون ها نبود بلکی مربوط تمام ملت افغانستان بود. اگر باورنمیکنی، مراجعه کنید به کتاب «افغانستان درمسیر تاریخ، جلد اول صفحهای ۳۵۴ و ۳۵۵،» از اخلاق ورفتار ان بزرگ من اگاه میشود.
وحالا به من اشکار شد که تو ظرفیت استدلال منطقی را نداری. ظرفیت تو به اندازه است که بالای یک شخص عادی یا کدام اتحادیه افغانها مقیم اروپا بنویسی. اگر باز هم باور نمیکنی، مرور کنید به نوشته های تان که علیه مردم بیدون کدام معلومات موثق نویشتی. مقالات بیدون معلومات و «رفرنس » فاقد علم است. امید که توجه کنید.
اغا بهمن!
توبه سواد مکتب توجوع میکنی ومن به سواد علمی ات انتقاد میکنم.
ومن بسیار کوچک بودم که اروپا آمدم.
بااخترام گلخان

پرویز بهمن
امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

ګلخان عزیز بار دیګر سلام!
من ندانستم که تعریف خودت از علم چیست؟ اولین پایه های علم ومعرفت را سواد تشکیل میدهد. بعداز آنکه من تمام غلطی های املايی وانشایی خودت را ګرفته ام، حالا خودت مجبورشدی که اعتراف کنی که من ازنظر سواد پوره استم ولی ازنظر علم نه.
من ادعای کامل بودن درعلم را ندارم، به اساس باورهای سنتی که من از پدر ومادر خود آموخته ام علم کل؛ نزد خداوند است، غیر از خدا که خالق این جهان است هیج موجودی علم کامل ندارد.
من حالا نیز به کمبود زخارف علمی ام اعتراف دارم، ولی خودت که مدعی استی که کتابهای مرحوم غبار را زیر و رو کرده ایی سوادت به اندازهء یک طفل دبستانی هم نیست، کسی که با کتاب « افغانستان درمسیر تاریخ » ارتباط داشته باشد درنوشتهء یک پیام کوتاه خویش مانند تو اینچنین بی سواد مزخرف نمی باشد. خودت دعوا داری که خیلی خورد بوده ایی که به اروپا آمده ایی، معنای سخن خودت این است که باید ازغلطی های املایی وانشایی خودت بګذرم زیرا تو درافغانستان خیلی کوچک بودی ودر آنجا درس نخوانده ایی، پس غلطی های املایی تو قابل اغماض باید باشد آیا منظورت همین است؟
پس درینصورت تو با این بیسوادی از کتاب مرحوم غبار چه مفهوم خواهی ګرفت؟
حدس من این است که تو دروغ میګویی، تو درسنین جوانی قرار نداری، بلکه پسرانت وحتی نواسه هایت درین سنین قرار دارند وآنها هم شاید ازفرط بیسوادی ؛ به شغل تاکسی رانی مشغول می باشند و وقت ویا استعداد نوشتن یک پیام را هم ندارند.
برداشت من ازخلال این پیامهایت این است که خودت ازهمان کدرهای بی سواد خلقی های ګردپای شهرمالمو استی، واګر پرچمی هم باشی مربوط باند فاشیست داکتر نجیب الله احمدزی قاتل تشریف داری، از عربده های اولی ات درپیام های قبلی ات برایم معلوم شد که خودت حتما ازجملهء همان کسانی استی که بدون استحقاق بحیث معلم یا یک منشی حزبی درکدام ناحیهء کابل مصروف عربده بالای زیر دستان بوده ایی، وتعدادی ازشاګران با استعداد را بنام عناصر ضد انقلاب تحویل شکنجه ګاه های خاد نجیب نموده ایی . سبک ولهجه ات برایم نشان میدهد که خودت ازباشنده ګان لغمان باید باشی، زیرا به قول رفیق خدایداد بشر مل که خود یک انسان شریف و وطنپرست است در زمان وزارت وی در تعلیم وتربیه یک تعداد لغمانی های چالاک ولی بیسواد را درمکاتب شهرکابل توظیف نموده بود. خودت ازهمان معاش بګیرانی مرتجع ومتعصب پشتونی در دامن حزب دموکراتیک خلق جناح پرچم برایم معلوم میشوی که حالا طشت رسوایی ات را از بام به زیر میخواهم بیندازم. هرقدر که بامن مکاتبه هایت ادامه یابد چهرهء اصلی ات برایم نمایان میګردد.
خودت نوشته ایی که ظرفیت نوشته های من بالاتر از آن نیست که بالای یک اتحادیهء فرهنګی اوغانها نوشته کنم.
آری!
من این را با تو می پذیرم، من دربارهء اتحادیه های اوغانها در اروپا خصوصا در سویدن معلومات کافی دارم، من چندسال پیش ساکن شهرهای اوپسالا وبعدا بوروس بودم ، درشهر بوروس دررشتهء کتابداری در دانشګاه بوروس درس میخواندم ، وچندین باربه شهرمالموی شما نزد رفیق زرنګار نیز آمده ام .
ازطریق رفیق زرنګار ، تګ تګ فاشیست ها وخلقی های ګردپای شهرمالمو را می شناسم، اولادها وپسران جوان شانرا که شبها ازطریق پالتاک به اقوام غیر پشتون دشنام میزدند همهء شانرا می شناسم. ازپسران خان پاچا ګرفته تا پسران امان الله امیری، ومنشی چانته ومحمد زمان آرزو، داکتر خلیل ساپی وچکری همه را ازنزدیک دیده ام.
ولی آنها مرا نمی شناسند وبیاد ندارند، زیرا من خودم را نزد آنها پشتون معرفی کرده بودم، وتمام رازهای درونی شانرا کشف کرده ام وحالا تمام اسناد نزدم موجود است که آنها علیه اقوام غیر پشتون درپالتاکها چه میګفتند و آنها چګونه ازطرف پدران شان تشویق می شدند تا علیه اقوام دیګر دشنام بزنند.
من ازتمام ظاهر فریبی های فاشیست های پشتون درشهرمالمو که خودشان را در افغانستان ملا وآخوند معرفی میکنند ولی در اروپا زنان شان با سبک واستایل اروپایی زنده ګی میکنند آنها را ازطریق انترنت افشا کرده ام، تا نزدیکان وبستګان شان درافغانستان نیز بدانند که این فامیل ها با این حجابهای کاذبانهء افراطی شان درافغانستان آنطرف مرز اینچنین نیستند یعنی اینکه اینها منافق تشریف دارند. آیا این مسؤولیت یک نویسندهء با وجدان نیست؟
آیا زمانیکه یک خلقی ګردپا مانند چکری ویا محمدنادر بریالی یا انجنیر شیردل سنګین قاچاقبر؛ بالای مردم بیچاره ودربدرافغانستان جنګ زده فخر میفروشند که ګویا آنها از اروپا آمده اند، وبرمردم بیچاره منت میګذارند که آنها را قدر واحترام کنند وبه همین علت معاشهای دالری را ازبانک جهانی میګیرند، وبرچشم مردم بیخبر خاک می افشاند وخودشانرا فرشته وملایک جلوه میدهند نباید رسوا شوند؟
آیا مردم بیخبر افغانستان حق ندارند که این چهره ها واین مارهای آستین را بشناسند که آنها درکشورهای دومی شان چقدر رسوایی را براه انداخته اند؟ وحالا بخاطر اعادهء حاکمیت تګ قومی پشتونی حاضراند با وحشی ترین موجودات طالبان وګلبدینی ها یکی شده و دست صلح واتحاد را به سوی آنها دراز نموده اند؟
خودت درین مورد خواهان چګونه ریفرنس می باشی؟
آیا ریفرنسی بالاتر از جلال بایانی پیدا خواهد شد که خود ازخادیستان نجیبی است ودرمورد خرمستی های خلقی ګردپای چون غلام اسحاق چکری شهادت داده است؟
مګر خود اوغانهای شهرمالمو بهتر ریفرنس برای شناخت چهرهء اصلی شیردل سنګین نیستند؟ مګر آنها نمیدانند که برادر این وزیر صاحب محترم بنام( پستک) هنوزهم یکی از قاچاقبران انسان میباشد؟
ته پخپله چه په مالمو کی اوسېږې پستک نه پیژنۍ؟
آیا این چهره ها قابل افشاساختن نیستند؟ کسی که مثل چکری، یک زن سویدنی الکولیست همسایه اش را درحالت نشه تجاوز جنسی میکند وحالا درافغانستان به زور اسمعیل یون وزلمی هیواد مل شامل ادارهء کرزی میشود قابل معرفی نمودن نیست؟
چه چیزی کرزی وادارهء کرزی را جز عصبیت کور پشتونوالی وا داشته است که این شخصیتهای رسوای تاریخ را شامل ادارهء خویش نماید؟ مګر درمیان هزاره ها وتاجیک ها هیچ انجییری پیدا نمیشود که جای شیردل سنګین قاچاقبر را پر نماید؟
آیا شما از ویلاهای که درشهرمالمو توسط شیردل سنګین خریداری شده است خبر دارید؟
آیا شما از اینکه نادر بریالی فاشیست در دبی دفتر بازرګانی را باز نموده است خبردارید؟
این نادر بریالی چرا قبل از مقررشدنش بحیث معین وزارت فواید عامه در دبی دفتر تجارتی نداشت؟
من آن سالهای که به شهرمالمو می آمدم ، این شخص یک سوسیال خور بیکار بود که به زور ونیرنګ خودش را رئیس اتحادیهء فرهنګی جا زده بود ولی حالا در دبی دفتر تجارتی باز کرده این پولها را ازکجا کرده است؟ چرا ازوظیفه اش سبکدوش شده است؟ ویا چرا وظیفه اش را ترک داده است؟
حالا پرسش اصلی از خودت ګلخان این است که آیا درین موارد نوشتن غیر علمی است؟ بخاطریکه این ها پشتون استند؟
کسی که دربارهء رسوایی های پشتونها بنویسد وی متعصب وبیسواد وغقده ایی وغیر علمی است اما اګر دربارهء احمدضیا مسعود وهزاره ها وازبیک ها بنویسد علمی است؟
امیدوارم که درین باره پاسخهایت را ولو هرقدر هم بیسوادانه باشد برایم بدهیید
دراخر میخواهم بار دیګر غلطی های املایی وانشایی ات را تصحیح کنم:
۱ارطبات// صحیح آن ارتباط میباشد
۲ کارمل وطن فروش با مسعود جنایتکار یکجا شدن وکابل قشنگ را خراب کردن.// صحیح آن شدند و کردند میباشد
۳ وبنوسید«کودتاه ۱۹۹۲» ثبوت میشود.// صحیح آن «ثابت میشود» میباشد
۴ این از مطالعه ناقث ات؟؟؟؟ دلالت میکند.// صحیح آن: این برمطالعهء ناقص تو دلالت میکند
۵ بلکی مربوط تمام ملت افغانستان بود// صحیح آن بلکه ....... میباشد
۶ از اخلاق ورفتار ان بزرگ من؟؟؟؟ اگاه میشود.// صحیح آن بزرګمرد ....« آګاه میشوید» میباشد.
۷ بیدون کدام معلومات موثق نویشتی. مقالات بیدون معلومات و «رفرنس » فاقد علم است. امید که توجه کنید.// صحیح آن بدون میباشد واینکه دربارهء رسوایی های فامیلهای فاشیست درمالمو دربالا برایت توضیحات ارائه شده است.
۸ توبه سواد مکتب توجوع میکنی ومن به سواد علمی ات انتقاد میکنم// صحیح آن توجه می باشد.
ونکته اخیر هم اینکه شما درین مورد خیر دروغ ګفتید: زیرا شما ازهمان ابتدا برای من ( پرویز بهمن) نوشته اید که من (ګلخان)بحال آن معلمی که ترا نمره داده وکامیاب کرده افسوس میخورم. اما حالا غیر مستقیم برایم می نویسید که ګویا سواد مکتبی من پوره است ولی سواد علمی ندارم که من درابتدا پاسخ شما را داده ام ومنتظر جواب شما می باشم.
بااحترام
پرویز بهمن
برمنګهم/ بریتانیا

گل خان

امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

سلام فراوان برای اغا بهمن!
جناب عالی من بدبختانه در سویدن زندگی نمیکنم ومن تمام مقالات تورا در کابل پرس? مطالعه کردیم.و من مثل خودت بز دل هم نیستم که نام و آدرس خود را غلط بدهم. من در هالند زندگی میکنم واسم من گلخان بارکزی است.
شما فکر نکنید که تمام پشتونها در مالمو زندگی میکند. این هم از معلومات ضعیف ات واستقرار فکری ات دلالت میکند.پشتونها ۷۰٪ مردم افغانستان را تشکیل میدهد و درتمام چهان زندگی میکند.
استدلال من در باره مقالات تو از نگاه منطق ضعیف تو است نه از نگاه کدام تعصب زبانی، من چندین بار برایت نوشته ام که من متعصب نیستم و درمقابله با متعصبین متعصبتر هستم، امید که درک کنید.
جناب عالی وقت قیمتی ات را به مقالات علیه اشخاص عادی برباد نکنید. بیا که
بحث سیاسی وتاریخی کنیم و به یک نتیجه برسیم. اگر ضرفیت اش را نداری، دیگر من وقت خود را با تو ضایعه نمیکنم. تو غیر از مقالات بی منطق و به املا انتقاد میکنی، وخودت خسر را خصر مینویسمی وبازمیگوی که« من کلمات عربی را استعمال نمیکنم» جناب عالی حرف (ص) مربوط زبان عربی است.
جناب بهمن!
از نویشته هایت برای من اشکارشد که تو یکی از کارملیست کمونست وخادیست بی خدا هستی. که هزارها انسان بی گناه را در زندان پلچرخی شکنجه و عدام کردی. کارمل لین و مزدور سرسپرده کمونستها با معاملهگر جنایتکار ماویست مسعود یک جا شد و شت هزار بی گناه را در کابل کشتند. تو وامثال تو باید جواب بدهید.و خودت پول بیت المال را دزدی و در برمنگهم زندگی ارام ومرفه داری وخود را مثل چکری دزد پنهان کردی. از سفا گرفته تا کارغل ومسعود باز از چکری گرفته تا فطرت و خودت دزدان حرفهی هستید. ملت قهرمان بیدار است، تمام شما جواب خواهیم داد. وتورا از برمنگهم کش میکنیم به جواب دهی.
بااحترام گلخان بارکزی

پرویز بهمن
امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

بار دیګر به ګلخان بیسواد اما نهایت عزیز ودوست داشتنی سلام تقدیم میدارم:
بازهم از خلال نوشته هایت برایت نشان میدهم که تو از همان کدرهای بیسواد نجیب ګاو استی، وازلغمان می باشی، دارای فرزندان بیسواد می باشی که پسرانت جز رقص وتاکسی رانی چیز دیګری یاد ندارند، من تمام پیامهای خودت را چندین بار خوانده ام، میدانم که درد تو ازکجا نشأت میکند، تو خیلی آزرده خاطر استی که من چطور بطور مستند از هویت وکارنامه ها وخرمستی های خلقی های ګردپای شهرمالمو درسویدن پرده برداشته ام. نام ګلخان بارکزی وآنهم درهالند قابل تحقیق است ولی متوجه باش که اګر ګلخان بارکزی درهالند وجود حقیقی داشته باشد وتو ازنام وی استفادهء سوء کرده باشی با نمبر آي پي کامپیوترت ترا ازشهرمالمو بیرون می سازم وبدست ګلخان بارکزی می سپارم، منظورم این است که درهردوصورت تو همان شخصی استی که من درپیام اولی ام ترا تشخیص داده ام، زیرا من با ګردپاهای خلقی شهرمالمو وطرز کلام ونوشتار شان آشنایی نزدیک دارم.
اما اول پرسش عادی که ازجناب عالی باید شود این است که اګر متعصب تشریف ندارید این رقم ۷۰ فیصد بزرګی پشتونها را نسبت به سائر اقوام ازکدام مرجع ومنبع بدست آورده اید؟
اګر این رقم درست باشد چرا پشتونها از راه اندازی یک سرشماری نفوس، با حضور داوران بین المللی بیطرف تا کنون طفره رفته ونمیخواهند نفوس شماری شود؟
شما اګر مانند مرشد اعلای تان رفیق سلیمان لایق، اپرچونیست معروف، مطمین استید که پشتونها اکثریت قومی مردم را تشکیل میدهند چرا از احصائیه ګیری بیطرفانه شانه خالی میکنید؟
آیا درین تخمین شما پشتونهای آنطرف مرز نیز شامل استند ویانه؟
شما اګر متعصب تشریف ندارید، این را باید واضح سازید که دربرابر نوشته های آقایون، اسمعیل یون، سرلوچ مرادزی، روستار تره کی، غفور لیوال، نبی مصداق، رحمت ربی زیرکیار، داوود میرکی، عالیه راوی، باری جهانی، احمدجان آریوزی وغیره که خواهان پیوند دادن اوغانهای لر وبر بوده واقوام تاجیک وازبیک وهزاره را مهاجرین آمده ازآنطرف دریای آمو میدانند چه نظر دارید؟ از رقم هفتاد فیصدی ات معلوم شد که سی فیصد خلقهای ساکن کشوررا شما نیز مربوط به تاجکستان ومغولستان وازبکستان میدانید که توسط چنګیز به این خاک آورده شده اند پس فرق میان شما وآقایون که نام شان رفت درچی است؟
مګر تعصب شاخ دارد ویا دم؟
تو که خودرا پشتون معرفی می نمائی وازطرف دیګر ادعا داری که متعصب تشریف نداری وهم درعین زمان یک حرف پشتو را هم نوشته کرده نمی توانی و درزبان فارسی هم من بیسواد بودنت را به اثبات رساندم این رقم هفتاد فیصدی پشتونها را ازکجا بیرون آورده ایی؟
مسأله دوم اینکه، شما درشناخت من دچار اشتباه شده اید، من به زنده یاد ببرک کارمل ازصمیم قلب احترام دارم، ودر دورهء حاکمیت وی متعلمی بیش نبودم، دوران حاکمیت زنده یاد ببرک کارمل ازبهترین ودرخشانترین دوره های حاکمیت عصری حد اقل درسطح شهر ها بود، شهرکابل درآنوقت زیبایی وطراوت خودش را داشت، بستګان واقارب ما که از زیر ساطور دژخیمان امین جلاد جان سالم بدر برده بودند، زنده ګی دوباره یافتند، آزادیهای های مدنی را تا اندازه ای بدست آوردند، مردم عادی وشهریان شهرها دیګر ترسی از زنده بګورشدنهای دسته جمعی درپلیګونهای پلچرخی نداشتند، بهترین اقتصاد دان کشور یعنی سلطانعلی کشتمند عهده دار نخست وزیری بود، جبههء ملی پدر وطن تاسیس ګردید، علما وروحانیون صادق ومسلمانان واقعی درحد دکتور سعید افغانی که خود ازلغمان وازفارغان الازهر بود، برمشروعیت دینی آن نظام تاکید داشتند، اشخاصی چون مولوی ګل محمد تګابی، مولوی عبدالشکور هراتی خطیب، مولوی عبدالولی حجت فرخاری، مولوی عبدالشکور نجرابی، مولوی عبدالواجد شینواری، مولوی سیدمحمدعلیشاه توکلی ( شیعه) دکتور نعمت پژواک، دکترروان فرهادی ودیګر شخصیت های غیر حزبی همه در زیر سایهء همان حکومت مشروع زنده ګی نموده وبر حفیظ الله امین فاشیست و دار دسته اش لعنت میفرستادند. در آن دوره واقعا یک نظام چپی حکمفرما بود، مردم کار وبار داشتند، قانون وجود داشت، نظم اجتماعی برهم نخورده بود، زنان حق تحصیل داشتند، شخصیتهای بزرګی چون رفیق اناهیتا راتب زاد برای اولین بار عهده دار وزارت آموزش وپرورش شد وغیره جنبه های مثبتی که یک برصدم آن درنظام های فرتوت خاندانی آل یحیی ویا خلقی های ګردپا وجود نداشت، ولی بازهم زنده یاد ببرک کارمل، دریک عمل انجام شده قرار ګرفت، زیرا حفیظ الله امین وتره کی ازشوهران ننه های شان شورویها تقاضاهای مکرر می نمودند که باید روسها وارد کشور شود و آنهارا برای تصفیه های نژادی وتباری یاری رساند، اما روسها هوشیارتر از آن دو مغز قبیلوی بودند، آنها آمدند ولی نظام قبیله سالار وی را از اریکهء قدرت به زیر کشیدند وجان هزاران انسان شریف میهن را بشمول اعضای حزب دموکراتیک خلق را ازشر این اختاپوتهای قرن نجات دادند حالا تو بګو که جرم زنده یاد ببرک کارمل چه بود؟
مسعود بزرګ را نیز قابل احترام میدانم، حد اقل همینکه نګذاشت ، ګلبدین حکمتیار، مانند حفیظ الله امین فاشیست اختیاردار کل شود و دمار از روزګار مردم غیر پشتون برارد نوش جانش. مسعود مرد بود وبه واقعیت هم چهرهء حقیقی ګلبدین را می شناخت وهم مانع رسیدن وی به قدرت تګ فردی ګردید، روحش شاد . تنها همین کار مسعود شهید خودش یک شهکار تاریخ است که دل قبیله سالاران را داغ داغ ساخته است . مسعود اګر اخوانی بود اګر مجاهد بود واګر وابسته به هرجریان فکری بود، نزدمن فقط تنها یک کار وی قابل تقدیر واحترام است که همانا قرار ګرفتن وی دربرابر انحصارطلبان قومی وقبیلوی پشتونی ازنوع اسلامیستی آن بود. وهیجګاهی میزان احترام من نسبت به آن بزرګمرد تاریخ کم نمی شود، وخداوند مرا از روزی نجات دهد که قلم من درهتک حرمت به شخصیت عالی وی بکار برود.
او مردانه درخاک و وطنش رزمید، با مردم عادی وپیروانش یکجا زیست، باوجودیکه تمام امکانات پناهنده شدن به خارج برایش میسر بود، وطنش را ترک نکرد ومردانه دربرابر دشمنش جان داد ودشمنش نیز تا وقتیکه خودش را به جهنم واصل نګشتاند کامیاب به ازبین بردن آن قهرمان نشد ، افتخار به مسعود بزرګ وافتخار به چنین مرګ.
وای بحال مرګ نجیب ګاو، که بزدلانه بدون یک لحظه مقاومت توسط دشمنان قبیلوی اش چون غرغشت خواخوژی وشهنواز تنی دربدترین حالت وزبونانه ترین حالت به قتل رسید وننګ زمانه را بخود خرید ودرآخرین روزهای که جسد عریان وی را درچهارراهی آریانا آویزان کرده بودند همه دیدند که وی ختنه نشده بود. ازین دیګر چه رسوایی باید نصیب قبیله پرستان وخیمه شب بازان تاریخ ګردد؟
قبل ازپرداختن به اغلاط املایی ات یک نکته را خدمت شما بعرض می رسانم که من نګفته ام که من کلمات عربی را استعمال نمیکنم. من ګفته بودم که( خسر) درلسان عربی معنای خساره وتاوان را میدهد، بخاطریکه میان این دوکلمه یعنی (خسر) وخصر التباس بوجودنیاید من آنرا خصر می نویسم، شاید خودت معنای التباس را هم نفهمیده باشی، التباس، داخل شدن یک شی دریک شی دیګررا معنی میدهد. یعنی اینکه من بخاطریکه خلطی میان پدر شوهر وپدر زن وکلمهء تاوان وخساره بوجود نیاید خسر را خصر می نویسم ولی اګر کسی بازهم خسر بنویسد ایرادی وانتقادی ندارم. امیدوارم که حالا ذهنت روشن شده باشد. اینجا که شما فرموده اید، (ص) عربی است من میګویم که (س) نیز عربی است بحث روی حروف نیست بلکه روی کلمات است خدا کند که بعدازین فرق میان حرف وکلمه را بنمائید. حالا به اغلاط املایی وانشایی تان توجه کنید که چند تا خواهد شد:
توکل به الله
ازاینجا شروع میشود:
۱ من تمام مقالات تورا در کابل پرس? مطالعه کردیم؟// صحیح آن کردم است زیرا در اول ضمیر(من) را استعمال کرده اید.
۲ شما فکر نکنید که تمام پشتونها در مالمو زندگی میکند// صحیح آن میکنند می باشد
۳ این هم از معلومات ضعیف ات واستقرار فکری ات؟؟؟؟؟ دلالت میکند.پشتونها ۷۰٪ مردم افغانستان را تشکیل میدهد و درتمام چهان زندگی میکند.// صحیح آن این است که. این هم از معلومات ضعیف ات وعدم استقرار فکری ات ناشی میشود ازاینکه پشتونها را جمع نوشته اید باید فعل آن نیز جمع باشد یعنی اینکه پشتونها رقم هفتاد فیصدی را تشکیل میدهند.
۴ اگر ضرفیت اش را نداری، دیگر من وقت خود را با تو ضایعه نمیکنم// اګر ظرفیت...... ضایع نمی کنم میباشد.
۵ از نویشته هایت برای من اشکارشد که تو یکی از کارملیست کمونست وخادیست بی خدا هستی. که هزارها انسان بی گناه را در زندان پلچرخی شکنجه و عدام کردی.// صحیح آن این است که تویکی ازکارملیستهای کمونیست ......عوض عدام باید اعدام را بکار برید. ویک تذکر منطقی:
درزمان کارمل بزرګ، هزاران انسان بیګناه به زندان پلچرخی بدون اسناد به پلچرخی اعدام نشده اند، درزمان زنده یاد ببرک کارمل، دادګاه ویژهء انقلابی وجود داشت وطبعا هرنظامی مخالف مسلح خودش را یا اعتام ویاهم به حبس های طویل المدت محکوم میکرد. خودت میخواهی بار ګناهان حفیظ الله امین فاشیست را هم بګردن کارمل بزرګ بیندازی ومیان حوادث تاریخی خلط نا جوانمردانه نمائی . این عباراتی را که بکار برده ایی درتاریخ شامل حال ګردپا های خلقی میشود نه شامل حال پرچمی ها.
۶ کارمل لین؟؟؟؟ و مزدور سرسپرده کمونستها با معاملهگر جنایتکار ماویست مسعود یک جا شد و شت ؟؟؟؟هزار بی گناه را در کابل کشتند/// من این کلمات را نفهمیدم، شاید منظور شما ازکلمهء (لین) لعین باشد که خودتان یک ملعون بی سواد تشریف دارید ونه زنده یاد ببرک کارمل، شت شد را من نفهمیدم خودت درپیام آینده ات آنرا تشریح کن. ولی بخاطر معلومات مزیدت باید بیفرایم که خودت یک سند کتبی وتصویری ویا صوتی نداری که زنده یاد ببرک کارمل با فرمانده نامدار دوران جهاد مسعود شهید کدام قرار داد ویا پروتوکولی را به امضا رسیانیده باشد. این صرف یک بهتان است، درقتل وکشتار شهریان کابل نیز راکت های کور دوست قبیلوی تان ګلبدین حکمتیار عامل اساسی بشمار میرود، مسعود بزرګ وقوای دولت نوتاسیس جهادی درموضع دفاعی قرار داشتند نه تعرضی. تاریخ همه چیزرا بیاد دارد زیاد خودت را زحمت نده.
۷ تو وامثال تو باید جواب بدهید.و خودت پول بیت المال را دزدی و در برمنگهم زندگی ارام ومرفه داری وخود را مثل چکری دزد پنهان کردی. از سفا گرفته تا کارغل ومسعود باز از چکری گرفته تا فطرت و خودت دزدان حرفهی؟؟؟ هستید. ملت قهرمان بیدار است، تمام شما جواب خواهیم داد. وتورا از برمنگهم کش میکنیم به جواب دهی.// این جمله بندی کمی درست است ولی دزدان حرفه ایی را باید همین طور می نوشتی. اما ادعایت براساس ظن وګمان استوار است، من هیجکارهء هیج نظام نبودم ونیستم، مانند هزاران پناهندهء دیګر افغانستانی، خودم فارغ فاکولتهء ژورنالیزم درکابل می باشم، مدتی درزمان مجاهدین درآژانس باختر کار کرده ام، ولی با وخیم شدن اوضاع کشوررا مانند دیګران ترک داده ودرکشور سویدن مقیم ګردیدم آنجا درس خواندم وحالا به بریتانیا زنده ګی میکنم. دیګر این خالی کردن باد وبخارهای شما همه بیجا بود، خوب میشد که اول به تشناب میرفتید وشکم خویش را آنجا خالی میکردید بعد به مقابل رایانه می نشستید. منتظر پاسخ شما هستم
بااحترام
پرویز بهمن
بریتانیا

گل خان

امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

سلام بهمن دوست داشتنی و فاشیست بیسواد!
حالا معلوم شد که تو از بقایای کارمل وطن فروش و کمونیست هستی. واوا شما باید جواب تمام بدبختیهای که در وطن امده جواب بدهید.
کارمل بدترین چهره در افغانستان است،این وطن فروش عامل تمام جنایات است. بسیار خوب شد که تو چهره اصلیت را نشان دادی.توخادیست جنایتکار گپ از ارامی درشهر ها میزنی و از کشتار روسها و خادیستهای بی خدا در اطراف
اگاهی نداری. روسها وخادیستهای کارغل بی خدا قریه جات را بمباران کرد ومسعود جنایتکار شهرهارا به خاک خون کشانید. افسوس به تو بدبخت که هیچ منطق سیاسی نداری.
بیا که من وتو یک مباحثه منطقی کنیم!
۱- کارمل لعین به زور روسها به قدرت رسید، این به تمام مردم باغیرت افغانستان معلوم است وتو بیسواد فرهنگی نمیتوای که بر چشمهای مردم خاک بپاشی. اگر شهید امین وشهید
تره کی وطنفروش میبودند روسها انها را از بین نمیبوردند و مزدور اصلی خود را یعنی کارمل را به قدرت نمیرساند. وقتی که دیدند که کارمل مربوط یک اقلیت کوچک وفاقد علم سیاسی است ازبین برداشت،و شهید دوکتور نجیب االله که هوشیارتر وبه سیاست اگاه تر بود به قدرت رساندن. اگر کارمل به گفته خودت یک سیاستمدار لایق وبیغرض بود. مثل شهید نجیب الله نامش درخشان میبود. اگر نر هستی وشیر مادر افغان را خوردی بروید به کابل وعکسهای دوکتور نجیب الله رامشاهده کنید. برعلاوه که جنایتکاران مسعود ماویست سری قدرت هستند نام کارمل لعین را کسی به زبان آورده نمیتواند.یعنی معنی این که کارمل بدترین چهره تاریخ افغانستان است.وبرعکس تساویر دوکتور نجیب الله در کوچه کوچه کابل و ولایات به فروش میرسد.این یک مقایسه معبوبیت نجیب با کارغل است. امید که تو بی شعور درک کنی.
۲- من برای تو بی منطق به اثبات میرسانم که مسعود ماویست کابل را به خاک وخون کشانید.
مسعود ودزدان گردنه از خیر خانه تامکرویان قدرت داشتند.از کارته نو تا چهارآسیاب اشخاص گلبدین حکمتیار بودند. بیاید که مقایسه کنیم.
دزدان گردنه به راکتهایشان مناطق گلبدین را هدف میگرفت و گلبدین مناطق مسعود را هدف میگرفت.
من از شما بی منطق سوال میکنم. کدام مناطق بیشتر خراب شده است از خیر خانه تا مکرویان یا از کارته نو تا چهارآسیاب؟ امید که تو بیسواد بی منطق درک کرده بتوانی.
باحترام گلخان

ناشناس
امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

فاچه گیر بایان بجز از دشنام گفتن کار دیگری پیدا نتوانستی ؟

پرویز بهمن
امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

آقای ګلخان باسواد اما خلقی ګک ګردپا!
ببین که هرقدر سلسلهء مباحثات را بامن ادامه بدهی، خود بخود چهرهء حقیقی و واقعی کمونیست بودن، ومتعصب بودن، وناموش فروش بودنت را به خواننده ګان عزیز افشا می سازی، خودت بحیث یک خلقی بی دین وناموس فروش که وطن وناموس وطن را دو دسته به روسها تحویل دادی حالا سنګ مسلمان بودن و وطنپرست بودن را به سینه میزنی،
خوب بخوان که چه نوشته ایی:
( اگر شهید امین وشهید
تره کی وطنفروش میبودند روسها انها را از بین نمیبوردند و مزدور اصلی خود را یعنی کارمل را به قدرت نمیرساند. وقتی که دیدند که کارمل مربوط یک اقلیت کوچک وفاقد علم سیاسی است ازبین برداشت،و شهید دوکتور نجیب االله که هوشیارتر وبه سیاست اگاه تر بود به قدرت رساندن.)
صحیح آن این بود که می نوشتی: اګر تره کی وامین ...... روسها آنها را ازبین نمی بردند... ومزدور اصلی... به قدرت نمی رساندند... وقتی دیدند که او......علم سیاسی است اورا ازمیان برداشتند. وشهید..... به قدرت رساندند. ولی بهرترتیب ، به این غلطی ها بعدا می پردازم .
ولی نکتهء مهم اینکه حالا چهرهء حقیقی خویش را افشا کردی
حالا معلوم شد که تو خلقی ګرد پا ، این لقب شهید را ازخانهء ببویت کشیده وآنرا به قاتلان معلوم الحال وطن یعنی تره کی ، وامین ونجیب ګاو ارزانی داشته ایی.
تره کی وامین همان کسانی که بعداز پیروزی کودتای ثور، دراثرصدور یک فرمان انقلابی نشان محراب ومنبرراکه سمبول اسلامیت ومسلمان بودن افغانستان بود، آنرا ازبین بردند ودر درون یک خوشهء ګندم به شکل دایروی نام خلق را مختصرا نوشتند ورنګ بیرق تاریخی افغانستان را به تقلید ازکشورهای کمونستی به رنګ سرخ تبدیل کردند، وبعدازمردار شدن تره کی وبقدرت رسیدن امین، امین ملعون اعلان کرد که من صرف ، به یک ملیون انسان سوسیالست در افغانستان ضرورت دارم وبقیه به کارمن نمی آید، اما امروز تو انسان بی ناموس وبی وجدان به چشم همهء مردم خاک پاشیده واز خانهء ببویت لقب شهید را کشیده وبه همجو انسان ملعون بخشیده ایی بخاطریکه آن حرامی ها پشتون بودند وسزاوار این لقب استند، پس حالا خودت بګو که چګونه ودرکجا متعصب نبوده ایی؟ توکه اقرار کرده بودی که متعصب نیستی، وبه اقوام غیر پشتون احترام داری وهمه را مساویانه افغان میدانی، اما حالا بدترین انسانهای روی زمین را بخاطر پشتون بودن شان لقب شهید داده ایی آیا تو متعصب کور ګردپای بیسواد نیستی؟
تو اګر زنده یاد ببرک کارمل را عمیل ودست نشاندهء روسها میدانی، من ازخودت می پرسم که دعوت های مکرر را ازقوای شوروی بخاطر مداخله در امور افغانستان کی کرده بود؟ آیا برادر حفیظ الله امین خودش به استقبال قوای شوروی به شمال موظف نګردید تا از ورود قوای دوست استقبال نماید؟
اګر روسها حفیظ الله امین را بحالش میګذاشتند، وهمراه وی یکجا قریه به قریه، مردم افغانستان را بخاک وخون می کشاندند آنوقت مګر روسها قوای دوست وانترناسیونال بودند؟ امازمانیکه امین را از اریکهء قدرت براختند فورا رنګ قوای اشغالګر را بخود ګرفتند؟ آیا همین است قضاوت عادلانه وانسانی که باید به حیث یک انسان با وجدان میکردی؟
ګیرم که من وتمام پرچمی ها را ازخط اسلام کشیدی. وماهم این حکم ترا قبول کردیم همهء ما وطنفروش وخاین ومزدور روس بودیم، اما داکترنجیب الله هم ازمیان همین وطنفروشان قد برافراشته بود، چرا اورا لقب شهید داده ایی؟ بخاطریکه پشتون بود؟
مګر همین داکتر نجیب تو رئیس خاد نبود؟ تو که از شهادت وشکنجه هزاران تن انسان این سرزمین رئاکارانه ومنافقانه یاد میکنی وخاد و خادیستها را قاتل میدانی، مګر فکر نکرده ایی که رئیس این خاد وخادیستان وبنیانګذار این دستګاه کی بود؟
واقعا که ګردپا بودی. خودت را رسوای عام وخاص ساختی، یکبار تمام پیامهای خودرا ازسر مرور کن که تو بی وجدان خودت را محکوم کرده ایی ولی درعین زمان تاکید براین داری که پرویز بهمن بیسواد است. تمام منطق تو انسان بی عقل وبی فراست این است که تره کی وامین وداکتر نجیب الله همه شهید شده اند، ببرک کارمل ومسعود وحبیب الله سقاو و دیګر غیر پشتونها همه وطنفروش وخاین وجانی ونوکران اجانب بوده اند، تنها مرد میدان پشتون ها می باشد اګر کافر باشند ویا مسلمان همه به بهشت میروند وشهید می شوند، اما درعین زمان مرا فاشیست خطاب میکنی. بالاخره تمام وجدان انسانی تو همین بود؟
حالا حتی خود را شریک کارهای خداوند هم ساختی وتقسیم مخلوقات را که کی شهید است وکی غیر شهید آنرا هم بعهدهء خود ګرفتی؟ پشتونها همه بهشتی وشهید وغیر پشتونها همه کافر ومزدور وخاین؟ همین بود خلاصهء آن منطقی که از آن تا کنون می لافیدی؟
همین بود آن احساس وطندوستی و وطنپرستی که تا حال، لاف آنرا میزدی که همهء ساکنان این سرزمین را افغان میدانی؟
پس حالا این قضاوت را بدیګر خواننده ګان عزیز باید بګذارم که فاشیست حقیقی کی است؟
اما دربارهء خراب شدن شهر کابل:
خودت نوشته ایی که کارتهء پروان، شهرنو وزیر اکبرخان ،خیرخانه، تایمنی، وحوالی این مناطق همه در دست شورای نظار بود وچارآسیاب وکارتو نو در دست ګلبدین . ومسعود بالای این مناطق بمبارد میکرد، وګلبدین بالای مناطق مسعود راکت پرانی می کرد، ازمن پرسیده ایی که کدام مناطق بیشتر تخریب ګردیده است؟ من ازخودت می پرسم که درصورتیکه خودت مدعی استی که تمام شهرکابل را قوای مسعود تخریب کرده منظور خودت ازتمام شهرکابل کدام مناطق است؟
اما قبل از آنکه بار دیګر، غلطی های املايی وانشایی ات را برایت نمایان سازم این مطلب را نیز برایت واضح بسازم، که تو واقعا یک اوغان اصیل استی، زیرا اوغان اصیل نمک ناشناس وناسپاس هم می باشد که خودت یک نمونهء والای آن می باشی.
زیرا من از وقتی که جنابعالی بامن باب مباحثهء انترنتی را باز کرده ایی تقریبا من ده ها غلطی املایی وانشایی ات را ګرفتم ودر پیام بعدی ات آنرا اصلاح کردی که یک نمونه اش همین کلمهء لعین بود که تو آنرا ازبرکت من آموختی وبعدازین هم می آموزی، نمونهء دومی ( توجه) بود که تو قبلا آنرا (توجوع) می نوشتی اما حالا این کلمات را ازبرکت من اصلاح کرده ایی، ولی تو آنقدر کم ظرف ونمک ناشناس استی که باوجودیکه من بالایت حق استادی دارم، مرا توهین میکنی، بمن فحش میګويی ومرا فاشیست خطاب میکنی، این ازهمان اخلاق اوغانی ات بر خاسته است، که خودت کمزاد استی، اګر تمام اوغانها مانند خودت باشند پس بدان همهء آنها مانند توکمزاد می باشند. خدا کند که چنین نباشد، وازمیان این ها یک انسان با شرافت از نوع ماندیلا وګاندی قد برافرازد که فعلا در این افق تاریک، ظهور چنان انسانی را ازمیان اوغانها بعید میدانم.
اوغان اصیل یعنی کسانیکه از استاد خویش می آموزند بعد همان استاد را ګردن می زنند، تره کی امین را تربیه کرد ولی همان شاګرد وفادار بالشت را به دهن اش ګذاشته و اورا مردارساخت، نجیب ګاو را زنده یاد ببرک کارمل تربیه کرد، ولی روزی رسید که برای رئیس جمهور شدن وفرد اول حزب قرار ګرفتن، به پای ګرباچف خودش را انداخت که ګویا کارمل مربوط اقلیت غیر پشتون است من پشتون استم وسزاوار ریاست جمهوری من استم، پس به جرأت باید ګفت که ای لعنت خدا برشما انسانهای ناسپاس، واقعا که شما ننګ بشریت استید، به شرافت قسم است که زمین ننګ دارد که همچو قوم ناسپاس چرا درروی آن زنده ګی میکند. حضرت سعدی خودت وهمفکرانت را قرنها قبل شناخته بود که ګفته است:
سعدیا شیرازیا پندی مده کمزاد را
کمزاد اګر عاقل شود ګردن زند استاد را.
اګر تو دعوای مسلمانی میکنی، حضرت علی (رض) خودش فرموده است، هرکی یک حرف را برایم یاد داده است او مولایم می باشد. اما تو انسان مزخرف، به آن اندازه پست فطرت تشریف داشتی که حتی دریک پیام ات بطور ضمنی هم یاد نکردی که از غلطی ګرفتن هایت تشکر میکنم، برعکس، خودت را عقل عالم دانستی، برمن تاختی، ومرا بیسواد وفاشیست خطاب کردی ، پس حالا بخوان که این بیسواد چګونه ترا راه ورسم نوشتن را یاد میدهد:
جناب عالی از ابتدا چنین آغاز نموده اید:
۱ حالا معلوم شد که تو از بقایای کارمل وطن فروش و کمونیست هستی. واوا ؟؟؟؟؟؟شما باید جواب تمام بدبختیهای که در وطن امده جواب بدهید.// صحیح آن این بود که می نوشتید که شما ..... اګر منظور از استعمال نمودن کلمهء واه واه است باید علامهء ندائیه را نیز درکنار آن می نوشتی که :واه واه! .... درغیر آن استعمال این کلمه بی معنی است.
۲ .توخادیست جنایتکار گپ از ارامی درشهر ها میزنی و از کشتار روسها و خادیستهای بی خدا در اطراف// صحیح آن آرامی می باشد ( اګر من خادیست بوده باشم، پس رئیس عمومی من کی بود؟) مسخره!!!!!! یک خندهء بزرګ
۳ وتو بیسواد فرهنگی نمیتوای ؟؟؟که بر چشمهای مردم خاک بپاشی// صحیح آن نمیتوانی می باشد
۴ وقتی که دیدند که کارمل مربوط یک اقلیت کوچک وفاقد علم سیاسی است ازبین برداشت؟؟؟؟؟،و شهید دوکتور نجیب االله که هوشیارتر وبه سیاست اگاه تر بود به قدرت رساندن؟؟؟؟// وقتیکه دیدند......... اورا ازبین برداشتند..... به قدرت رساندند، صحیح آن می باشد زیرا فاعل را دریک جا جمع ودرجای دیګر مفرد خودش مسخره است.
۵ برعلاوه که جنایتکاران مسعود ماویست سری؟؟؟؟؟ قدرت هستند نام کارمل لعین را کسی به زبان آورده نمیتواند// شاید صحیح آن این باشد که باوجودیکه...... سرقدرت استند. سری قدرت را برای اولین بار ازقلم این خلقی ګرد با میخوانم.
۶ .وبرعکس تساویر دوکتور نجیب الله در کوچه کو....// شاید منظور ایشان تصاویر دکتورنجیب الله باشد
۷ این یک مقایسه معبوبیت؟؟؟؟ نجیب با کارغل است. // صحیح آن این بود که : این یک مقایسهء کوچک میان محبوبیت نجیب .... و کا..... دربین مردم بود.
۸ من برای تو بی منطق به اثبات میرسانم که مسعود ماویست کابل را به خاک وخون کشانید.
مسعود ودزدان گردنه از خیر خانه تامکرویان قدرت داشتند.از کارته نو تا چهارآسیاب اشخاص گلبدین حکمتیار بودند. بیاید؟؟؟؟ که مقایسه کنیم. شاید منظورشان مخاطب باشد یعنی بیائید
۹ دزدان گردنه به راکتهایشان مناطق گلبدین را هدف میگرفت و گلبدین مناطق مسعود را هدف میگرفت.//
صحیح آن این است که دزدان سرګردنه با راکتهایشان..... هدف میګرفتند وګلبدین...... هدف میګرفتند
درپیام دومی شان آقای ګلخان چنین ارشاد میفرمایند:
بار دیگر سلام بهمن فاشیت!
تو با غلطی گرفتن بی منطق ات من را خفعه؟؟؟؟؟؟ کرده نمیتوانی،ونمیتوانی زبان بادارهایت را در زبان دری قشنگ جابجا کنی.مثل کارمل لعین که میخواست اخلاق شوروی کافر را در وطن اسلامی ما مروج بسازد.تو مزدور آیران هستی و رهبر بی خدایت مزدور شوروی بود.
بااحترام گلخان// اول اینکه منظورت شاید خفه باشد ورنه حفعه را من تا حالا نخوانده ام، اما اینکه من بخواهم زبان بادارانم را بالایت بقبولانم ، من این کاررا کرده ام وهمین اکنون ترا براه مستقیم سوق داده ام، اینکه خودت نمک ناشناس وکمزاد استی سخن جداست، ورنه همین اکنون کلمات لعین وغیره را ازبرکت این قلم آموختی ودوباره آن بد را تکرار نمی کنی واین از زور این قلم است، من طرفدار خفه ساختن صدای تو به هیج وجه نمی باشم زیرا اګر می بودم این قدر مناظره را با تو ادامه نمیدادم، من خوش دارم که هرقدر باد وبخار فاشیزم پشتونی دربدن داری من آنرا از بدنت خارج می سازم تا همهء خواننده ګان عزیز چهرهء اصلی ترا ونیات باطنی شما ګردپاهای جاهل وبی منطق وقاتل را بشناسند این مسؤولیت ایمانی و وجدانی من است که باخودت مناظره را ادامه دهم
بااحترام
پرویز بهمن
بریتانیا

khan
امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

سلام به همه .
بهمن صاحب این غول سلیمان کوهی در ذیل یک مضمون , خود را بنام مجاهد معرفی و در برابر من چنان سرخ و زرد شد که فراموش کرد که چند پیام کوتا در ان بالا تر از زوایه مجاهدین سربکف بر عیله من نگاشته است , به یکبارگی در پیام های دیگریش در همان مضمون هویت خادیستی اش را نمایان کرد ,بگمان اغلب گفته میتوانم که ایشان از جمع مردم جلال اباد و یا لغمان میباشند (خدا حق میداند تحقیقی هم در رابطه به اوغان و تاجک بودنش انجام داده یا خیر ) , کارمند پادین رتبه خاد و ظاهرا پرچمی در اصیل مثل تمام اوغان ها اوغانملتی تشریف دارند انتخاب نام گلخان اش بر گرفته از " نام گلخان اکبری که از جمع کوچی ها ی احمد زایی لوی فکتیا و ریس خاد قندهار و اداره دوازده کابل از حلقه نجیبی- گلبدینی و اینک تجار چای در هندوستان و وشاید هم به جهنم متوسل شده باشند" میباشد .
شناخت موجودی بنام اوغان اسان نبوده تمام اوغانها عضو وفا دار حزب قبیلوی شان اوغان ملت اند , از این رو ست که بیشرمانه از جلاد تاریخ تره کی امین گلبدین ... دفاع میکنند .
خان لندن

پرویز بهمن
امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

سلام به خان دوست داشتنی وعزیز!
واقعا چنانچه شما فرمودید این هیولا ازهمان پیروان کثیف ودد صفت نجیب ګاو است، من چهره وسبک نوشتاری وی را تشخیص داده ام، وی درشهرمالموی سویدن زنده ګی میکند، ازلغمان می باشد، درقبیله ساپی می باشد، یکی از پسران یک خلقی زرغونی طی ایمیلی برایم نوشت که وی حالا درشهرمالمو یک دوکان خوراکه فروشی باز کرده است، او زمانی درزمان تصدی وزارت رفیق خدایداد بشرمل، منشی حزبی یکی از مکاتب شهر کابل بود، او مانند رهبر نمک حرامش نجیب ګاو در دستر خوان پرچمی ها رشد ونمو کرده است ، همان نجیب ګاو که درجناح پرچم انسان شد، آداب واخلاق سخنرانی را یاد ګرفت، به ادبیات مارکسیستی چشمانش آشنا ګردید، ولی درآخرین تحلیل به روی همه پرچمداران وپیروان زنده یاد ببرک کارمل تف کرد، وپاس آن همه رفاقت ودوستی را در بدل رئیس جمهور شدن وفرد اول حزب قرار ګرفتن به کارمل وکارملیان نشان داد.
بخاطر رسیدن به قدرت به پای ګرباچف افتید، مشاوران روس را واسطه کرد، بایکی از آنها خانم خویش فتانه جان را تا ماسکو به بهانهء مریضی هم سفرساخت، و بعداز ختم تداوی از آنجا حامله برګشت ، تا آنکه دختر ک زیبای چشم کبودی را بنام موسکا جان بدنیا آورد، که سمبول دوستی افغان شوروی باقی ماند. او به ګرباچف همین دلیل را پیش کرد که وی پشتون است، ونسبت به هرکس دیګر به دوستی افغان شوروی می بالد، پشتونها نسبت به هر قوم دیګری قدر کمک های نظامی واقتصادی شوروی ها را درزمان امان الله خان میدانند وفراموش نکرده اند، اما موجودیت کارمل ودیګر اقلیتها سبب شده است که تا این دوستی میان کشور شورا ها وقوم اکثریت مکدر شود. پشتونها اکثریت بومی این کشوررا تشکیل میدهند، اګر قرار باشد که در رأس قدرت فردی چون او ازقبیله کوچی احمدزی، قرار بګیرد، مقاومت مجاهدین هم ازمیان میرود زیرا پشتونها یعنی مجاهدین ومجاهدین هم پشتون، دیګر اقلیتهای شمال تاب وتوان مقاومت را ندارند ومیتوانند با شوروی ها زبان مشترک پیدا کنند، او با این ترفندها توانست که هم ذهن شوروی ها را بطرف خود بکشاند وهم در داخل حزب، کودتای سفید را سازمان دهد.
وازطرف دیګر، به ده ها وصدها جانی وقاتل خلقی باند امین فاشیست را که بجرم جنایت علیه بشریت درپلچرخی بودند همه را به یک فرمان انقلابی مورد عفو قرارداده وهمه را اززندان رها ساخت، پس حالا شما از پیروان دون همت وبی سواد وی نظیر شاه محمود مستمند وګلخان ودیګر اراذل واوباش چه توقع دارید که آنها بخاطر فرونشاندن عقده های متراکم خویش درکابل پرس چه باید بنویسند.
خوشبختی این است که بیسوادان نظیر روغ لیونی یاهمان زکریا یوسفزی سرحدی بیسواد، جلال بایانی پاچه ګیر، ودیګران چنان بی سواد وبی منطق تشریف دارند که قدرت ادامه دادن یک بحث منطقی را ندارند، لذا بهتر است که این هیولاهای ګردپا را درهرجا که ګیر کردید بازبان منطق وادب به سرجای شان بنشانیم تا مردم چهره های کثیف این اوباشان را که ګاه زیر ریش ګلبدین وملاعمر خودرا پنهان میکنند وګاه نکتایی اشرف غنی وانورالحق احدی را به عاریت میګیرند هرچه بیشتر رسوا شوند.
بااحترام
پرویز بهمن
بریتانیا

ناشناس
امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

بلی بهمن صاحب .
نجیب که اینها از او فرشته ساخته اند ادم عیاش و قبیلوی بود خیانت اش به حزب ,مردم ,دولت, وطن چون روز روشن است , داکتر که فارغ فاکولته طب هم نبود با استفاده از موقف خود دانشگاه و استادان فاکولته طب را مجبور ساخت تا چند کاغذ را بنام اخذ امتحان نمره بدهند تا داکتر رسمی شوند ..
این ملا نجیب فرزند اختر چلی ارزشی برای زن قایل نبود اگر عکس های خود ودو دخترش وانه و مسکا که در داخل محوطه قرارگاه وزارت امنیت توسط عکاسان شعبه عکاسی وزارت گرفته شده است را ببینید بغل عکس قطع شده است ! این قیچی کاری از سبب یست که عکس خانمش را جدا کرده است .
عکاس ایکه چند بار از اولاد ها و خانمش عکس گرفته بود فضل خداوند زنده و در یکی از کشور های سوسیالستی اسبق زندگی میکنند , ایشان گفتند باری حین عکس گرفتن ها دختر بزرگتر اش خنده های طفلانه میکرد داکتر پا را پیش گذاشت با چّندوک و مندوک دخترک را در برابر کمره چون بت بی حرکت استاده کرد .
هر بار یکه عکاسان از خانم و اطفالش عکس میگرفتند خود داکتر گوش زد میکرده تا فلم ها را نیز با عکسها برایش تسلیم بکنند
اگر به نوشته های خانم برادر اش ثریا بها توجه بفرمایید ضدیت این خانواده اوغانی کابل نشین را با زن وحقوق اش مشاهده خواهید نمود.
اگر که گاهی کابل رفتید پسران هزارگل مالک سرای هزارگل ریس استخبارات ظاهر شاه که خود از رشوه ستان ها و ظالمان روزگار بوده است و اینک در قسمت های از شهر نو و کوچه مرغ ها ساده میتوانید سراغش را گرفته و ملاقاتش بکنید او که مثل خانم نجیب و اکثر محمد زای ها حکومتی ساکن شهر نو در میان محمد زایی ها زندگی میکرده است مثل تعداد زیادی از مردم شهر نو قلعه موسی و قسمت های ازتایمنی چسپیده به شهر نو از داستان های روابط عاشقانه فتانه جان با دیگران برایتان چیزی های خواهد گفت تعداد ی از ان بیچاره ها را که نجیب میشناخت , در زمان ریاست و حاکمیت خود لادرک کرد .
پسر کلان حاجی هزار گل خود از چاقو کشان کابل بوده , چاقو کش- چاقو کش را خوب میشناسد او گاهی شوق مقابله با بچه اختر محمد را میکرده بعد فراری پاکستان و غرب شد وبعد مصالحه اجباری به حلقه استخباراتی نجیب گیر افتاد نجیب او را وعده داد که جایداد ضبط شده انان را دوباره به اختیار شان خواهد گذاشت, که چنین هم کرد بر علاوه واپس گیری خانه سرای دوکان خانه مکرویان .... را نیز بدست اورد دشمنی ها و رقابت های گذشته را فراموش از مریدان رقبت گذشته خود گریده و در مقابل این ها بین کابل و روم میانجی شد, و گاهی هم به خانه و دفتر داکتر رفته و داستان های زدن و کندن و "خه واندن" یکدیگر را یاد و کیف میکردنند ... خان

گل خان

امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

بار دیگر سلام بهمن فاشیت!
تو با غلطی گرفتن بی منطق ات من را خفعه کرده نمیتوانی،ونمیتوانی زبان بادارهایت را در زبان دری قشنگ جابجا کنی.مثل کارمل لعین که میخواست اخلاق شوروی کافر را در وطن اسلامی ما مروج بسازد.تو مزدور آیران هستی و رهبر بی خدایت مزدور شوروی بود.
بااحترام گلخان

ناشناس
امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

کدام گل خان خادی زن فروش جاسوس گلبدین و پاکستان .....؟

ناشناس
امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

گل خان چطور امکان دارد که رهبر به روس ها و پیرو به ایران نزدیک باشند . یا پرت و پلا گفتن از سبب اتن و دود کردن منگک است ؟

گل خان

امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

اغابهمن اما دزد گردنه ، فاشیت خادیست آدمکش! تو خود در چند جا غلطی املای کردی. من مثل تو بیکار نیستم که غلطی های تو بیسواد بی منطق رابگیرم. فقد اینقدر برایت میگویم که من تاحال هم متعصب نیستم. اگر تو بیسواد استقرار فکری داری،من گفته بودم که من متعصب نیستم ولی با متعصبین متعصبتر هستم.تو بی وجدان یک خر چار پای بیش نیستی وبه زبان زشت فهمیده میتوای.من در نوشته بعدی خود کارمل حائن را برایت محرفی میکنم منتظر باشید.
ناموس به (س) نویشته میشود نه به (ش).بچه کارملوف منتظر باشید.

پرویز بهمن
امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

آقای ګلخان !
نمیدانم که یک پیام دیګرم چرا ازمیان پیامها غایب شد ولی بهرترتیب باید خدمت شما عرض شود که من هم منتظر نوشته های استم که به قلم خودت نوشته شده باشد نه اینکه مال مسروقه باشد. خلقی های بیسواد وګلبدینی های وطنفروش که زور شان به آخر برسد به سرقت نوشته های دیګران مبادرت می ورزند وکلوخ استنجای دیګران را مضمضه میکنند.
این را نیز باید خدمت ات بعرض برسانم که (فقط) را هیجګاه فقد ننویس
از خرده ګیری کلمهء ناموس وناموش از تو ممنون استم، ولی نباید فراموش کنی که غلطی های تایپی با غلطی های املايی وانشایی اززمین تا آسمان فرق دارد.
بااحترام
پرویز بهمن
بریتانیا

ناشناس

امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

ملنگ
_
اگر فرشته حضرتی-بیژنپور در مرگ احمدشاه مسعود یخن پاره میکنند دلیل آن روشن است. فرشته حضرتی-بیژنپور از آن "مرحومی" یک چیزهای چشیده بود. فرشته حضرتی-بیژنپور حق دارد آمر صاحب شهید گفته بام تا شام ناف شانرا پاره کنند که او "قهره مان بود" زیرا او مزهء قهره مانی "مرحومی" را چشیده او نمی تواند آنرا از یاد ببرد. اما مه حیران به یک تعداد مردم کم عقل و احساساتی هستم که چه گفته از یک قاتل جانی پشتیبانی میکنند. اگر کدام فایدهء از او به ایشان رسیده پشتیبانی کنند. تا میتوانند "رح" ده دمب نامش قطار کنند اما لحاظ خدا او را سری گرده های مردم سوار نکنند. از مردم انتظار نداشته باشند که او قاتل هزاران انسان بیگناه را شهید و قهرمان بگوییم. زیرا ما جنایات او را به چشم سر شاهد بودیم چطور می توانیم به خود دروغ بگوییم که او جنایتکار نبود "قهره مان" بود و یا او شهید است. ما باور داریم که او در دوزخ در انتظار سیاف، گلبدین، عبدالله عبدالله، فهیم و ... است. او را حتا "بز" گفتن گناه است. زیرا بز شیر میدهد، گوشت اش مزه دار است، از پوستش بهترین چرم ساخته می شود. اما مسعود چی بود؟

پرویز بهمن
امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

ملنگ جان یا آقای جلال مشهور به پاچه گیر بایان!
هیچکسی درقرن بیست ویک درمرگ هیچکسی یخن پاره نمیکند جز قبیله پرستان بت پرستی که بزرگترین وخطرناک ترین جانیان بشریت مانند محمد گل مهمند را بابا خطاب کرده واورا می پرستند ولی به شخصیت های غیر قبیله عنوانهای من در آوردی دزد ورهزن ونوکر وقاتل را میدهند ومیخواهند شخصیت های جانی خویش را درتاریخ بحیث قهرمانان واز دیگران را بحیث دزدان سرگردنه ثبت تاریخ فرمایشی خویش سازند.
اما درقرن بیست ویک مردمان غیر پشتون دیگر به شما این اجازه را نمیدهند تا این بد خویش را بار بار تکرار کنید. هرکی را که قبیله وفاشیستان پشتون وطنفروش برجسب زده است او بالعکس انسان شجاع ومیهن دوست بوده است کسی را که قبیله وفاشیستان پشتون لقب قهرمان وبابا داده است او انسان مفعول و وطنفروشی بوده که بخاطر یک پاو طلا حتی سرزمین های هم تبارش را گاه به سیک پنجاب گاه به انگلیس وگاه به روس فروخته است. مطمئن باش که دیگر به شما این اجازه دست برد زدن به تاریخ را نمیدهیم
بااحترام
پرویز بهمن

ناشناس

امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

zndabad masod qaraman markbarkakfrosha

گل خان

امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

سلام آغا بهمن بی منطق!
تورا از یک گزارش تازه خبرکنم، خبر داری یا نی.
نفوس شماری تازه:
۱ـ پشتونها ۶۲،۵٪
۲- تاجکها ۱۲،۵٪
۳ دیگرها ۲۵٪
حالا چی میکنی اغا بهمن،چیغ بزن تا گلون ات پاره شود. بنویس مضامین بی منطق ات تا که میتوانی. یک معقوله است.« کاروان روان است سگها غپس کند»
بااحترام گلخان

پرویز بهمن
امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

ګلخان نازنین !
درین چند روز من ودیګر خواننده ګان عزیز را منتظر نګاه داشتی که ګویا کدام مطلب جدید را در رد پیامهای من خواهی آورد، اما بالاخره دیده شد که یک موضوع خارج از ارتباط را که از قول سایت بی بی سی، آنهم که ازطرف ارګان رسمی مثل ادارهء احصائیه افغانستان رد شده است آنرا به خورد خواننده ګان دادی.
آخر ثابت کردی که همان پیش بینی من درست از آب درآمد، که خلقی های ګردپا وګلبدینی های وطنفروش که زور شان به آخر می رسد به دزدی مطالب دیګران مبادرت می ورزند ونام منبع را هم افشا نمی سازند، اما همان ضرب المثل مشهور دربارهء خودت صدق کرد که خدا وقتی مرده را میزند، چتلی اش روی تخته می براید، حالا تو ثابت کردی که همان کلوخ استنجای دیګران را مضمضه کردی، وحالا میخواهی که دیګران نیز عمل ترا تکرار کنند، آیا جای شرم برایت نیست، بلاخره ازهمان پسران تاکسی ران خود نه شرمیدی که این راپور را درین جا نوشتی. اجازه بده که اصل خبر را من برایت بصورت مکمل، اینجا کاپی کنم تا خواننده ګان بدانند که این کلوخی که تو آنرا بدهان برده ایی از کجا آنرا پیدا کرده ایی اما قبل از آن غلطی املایی ات را برایت بګویم که بازخم مقوله را غلط نوشته ایی بعنی اینکه بازهم همان اوغان تشریف داری و آنرا معقوله نوشته ایی. واما اینک اصل خبری که آنرا نامکمل آنرا به نشر رسانده ایی.
(
احصائیه مرکزی (مرکزآمار) افغانستان آمار منتشر شده از سوی آکادمی علوم در باره درصدی اقوام افغانستان را رد کرده و آن را "مضر" خوانده است.
منبع خبر: بخش فارسی بی بی سی
اخیرا آکادمی علوم افغانستان دایره المعارف (دانشنامه) آریانا را بازنگری و بازچاپ کرده و در بخشی از جلد اول آن درصدی اقوام افغانستان را مشخص کرده است.
مسئولان آکادمی در این آمار نوشته اند که قوم پشتون ۶۲ درصد، قوم تاجیک ۱۲ درصد، قوم هزاره ۹ درصد و ازبکها ۶ درصد هستند.
اما عبدالرحمان غفوری، رئیس اداره احصائیه مرکزی، (مرکزآمار) افغانستان روز دوشنبه، ۲۲ جوزا/خرداد در گفتگویی با بی بی سی صحت این آمار را زیر سوال برد.
آقای غفوری گفت: "ما کاری در این رابطه نکرده‌ایم و نمی‌فهمم که این ها (اکادمی علوم) این ارقام را از کجا پیدا کرده اند. از نظر ما این ارقام قابل تائید نیست."
رئیس اداره مرکزی آمار تاکید کرد: "به نظر من، پخش و نشر این گونه ارقام بیش از آن که مفید باشد، مضر است."
اداره مرکزی احصائیه (آمار) در افغانستان تنها نهاد رسمی است که مسئولیت سرشماری جمعیت و تهیه آمار در این مورد را به دوش دارد.
ولی هنوز این اداره موفق به انجام سرشماری نشده است.
برخی از اعضای پارلمان افغانستان هم نسبت به انتشار آمار اقوام افغانستان در دانشنامه آریانا واکنش تندی نشان داده و آن را تلاش "سیاسی" دانسته اند.
احمد بهزاد، نماینده هرات به بی بی سی گفت: "عناصر تندرو سیاسی که در اکادمی علوم جا خوش کرده اند، برنامه ها و اهداف خاص سیاسی خود را در قالب فعالیت های نهادهای علمی و آکادمیک به پیش ببرند."
رئیس اداره احصائیه مرکزی می گوید، هنوز هیچ سرشماری در افغانستان انجام نشده تا بتوان درصدی اقوام این کشور را مشخص کرد
این نماینده مجلس آمار ارائه شده در دایره المعارف آریانا را "گوشه ای از تلاشهای بخشی از تیم حاکم" بر کشور خواند و گفت که آنها "به شدت دغدغه های تفوق طلبانه قومی" دارند.
او افزود: "اگر حکومت در ارائه میزان درست جمعیت اقوام افغانستان صادق است، باید بجای آمارسازی کاذبانه، بهتر است که هویت شهروندان را تذکره (شناسنامه) به صورت الکترونیکی تهیه می‌شود، ثبت کند تا جای هیچ گونه نکرانی، دغدغه و ابهام باقی نماند."
هر چند در گذشته در شناسنامه ملی افغانها، قومیت آنها ذکر می‌شد، اما حکومت به رهبری حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان، دستور داده که قومیت شهروندان در شناسنامه و دیگر اسناد دولتی ذکر نشود.
مساله سرشماری و به ویژه تعیین میزان جمعیت اقوام در افغانستان از موضوعات به شدت حساس است.
در دست کم سه دهه اخیر در افغانستان، موضوع میزان حضور اقوام مختلف در ساختار قدرت سیاسی بر اساس شمار جمعیت آنها به شدت مورد بحث بوده است.
به همین دلیل در اجلاس بن آلمان در دسامبر ۲۰۰۱ میلادی، که منجر به تشکیل دولت موقت به رهبری حامد کرزی شد، نیز بر حضور مناسب اقوام مختلف در قدرت سیاسی تاکید شد)
حالا چه میکنی ګلخان اوغان؟
بااحترام
پرویز بهمن

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 51 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس