رفتن به محتوای اصلی
امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

بحث روز هجدهم سنبله، به عنوان روز رخصتی به مناسبت روز شهید (روز شهادت قهرمان ملی افغانستان احمدشاه مسعود) از مدت ها به این سو مطرح بود، و به گزارش رسانه ها، همه کمیسیون ها در این مورد اظهار نظر کرده بودند.

در برخی از گروپ های همسوی پارلمانی نیز این موضوع مورد بحث قرار گرفته بود و فیصله بر آن بود که در همان روز چهار شنبه، همه حاضر باشند و در صورت مباحثه، آمادگی وجود داشته باشد؛ اما چنین نشده است.
اول این که گزارش نمایندگان کمیسیون کار، آقای سمکنی و آقای سلجوقی در آن روز برای سایر نمایندگان شورای ملی سمت دهنده نبود و اما مشکل اصلی عدم حضور برخی از نمایندگان، از جمله آقای محمد یونس قانونی و نمایندگان نزدیک به او بود.

عدم حضور محمد یونس قانونی در این روز مهم، با وجود آگاهی کامل و بدون هیچ گونه عذر قابل قبول، پرسش خطرناکی را در ذهن ناظران مطرح می کند که پشت این عمل چه معامله ای خوابید است؟

آیا هنوز هم به ریاست پارلمان چشم دارند که بار دیگر به این منصب برسند و این رشوه ای است به حکومت و مخالفان قهرمان ملی؟ زیرا نام قهرمان ملی از تقویم افغانستان در انتخابات، با تفاوت چند رأی ناچیز حذف گردید. گزارش های تأیید ناشده می رسانند که آقای قانونی با تشویق شماری از اطرافیانش، با وجود ممانعت از لحاظ قانون، مایل است بار دیگر در صورت استعفا و یا برکناری رییس کنونی پارلمان، جانشین او شود. اما به خاطر حساسیت بالایی که در برابر آقای قانونی در داخل پارلمان وجود دارد، ایشان نمی توانند بدون حمایت حکومت به این سمت برسند.

تلاش های آقای قانونی در این زمینه احتمالا به خاطر درک درستی است که از موقف خود دارند. در جبهه ی که توسط داکتر عبدالله رهبری می شود آقای قانونی نقش سمبولیک و غیر موثری دارد و از سوی دیگر رونق کار احمدضیا مسعود نیز قانونی را نسبت به آینده ی سیاسی خودش نا امید ساخته است.

گمان تحلیلگران بر این است که عدم حضور سوال بر انگیز آقای قانونی و نمایندگان همراه اش در روز انتخاباتی که به خاطر نیاوردن رأی کافی، آن هم با تفاوت بسیار ناچیز، نام قهرمان ملی افغانستان از تقویم مملکت حذف می شود، موقعیت او را در میان هواداران شهید احمدشاه مسعود به شدت خراب خواهد کرد.

پیش از این نیز آقای قانونی به خاطر امضای معاهده ی بُن اول و پیامد های ناگوار آن برای جریان مقاومت، مورد انتقاد های شدید قرارداشت.

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

51 دیدگاه
ناشناس

امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

تشکر آقای بهمن ! به نکات و موضوعات خیلی مهم اشاره فرمودید

گل خان

امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

اغای بهمن تو بسیار یک منطق ضعیف داری. کم بنویس با منطق بنویس، و از نوشته های که علیه فامیل ها مینویسی از کم دانشی ات راآشکار میکند.سیت کابل پرس? یک سیت مثلی خودت است. اگر جرت داری بیا که در یک سیت بیطرف استدلال کنیم. مافق باشی.

ر (ب)
امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

بیسواد، همینکه کابل پرس? نظرات بیسوادانه ای شما را بدون سانسور نشر میکند، خود دلیل بیطرفی کابل پرس است! اگر چیزی در چنته داری، دا گز دا میدان!

پرویز بهمن
امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

سلام به گل خان دوست داشتنی!
از اینکه آن برادر ویا خواهر دیگر بر بیسوادی شما انگشت گذاشته است من آنرا تکرار نمی کنم 
ولی درزبان فارسی سایت را سیت نوشتن غلط است . سیت برای چوکی های موتر استعمال میشود 
وسایت یعنی همین 
سایتهای انترنتی میباشد. اینکه سایت کابل پرس سایت بیطرف نیست خودت میتوانی سایت بیطرف خودت را بمن نشان بدهی که آن سایت کدام است
اما سیت بیطرف را ازخودت نمیخواهم زیرا من وتو نمیخواهیم سوار موتر یا اوتوبوس شویم
بااحترام
پرویز بهمن

هزاره مهاجر
امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

جناب پرویز بهمن
اشتباهات مسعود نه بلکه جنایات مسعود در کابل؛ فقط کوشش نکنید که یک جنایتکار ضد بشر یعنی مسعود را قهرمان جور کنید.

گل خان

امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

کسی که دیگران را بیسواد میگوید، این از بسوادی اش نمایندگی میکند. خودت نظریات را نظرات نویشتی افسوس.

گل خان

امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

بسیار معذرت میخواهم بهمن عزیز! شما اشتباعات خورد وریزه من را نگیرد ، من افسوس میکنم که شما بیسواد چیرامیگوید؟ مگر من بیسواد او رامیگویم که مقالاتش ونوشته هایش بی مفعوم است. ومن تعصیل کرده اروپا هستم.در اروپا بیسواد ان است که مضامین اش مفعوم ندارد نه املا اش.تو ورفیق هایت میخواهید موضوع را تغیر بدهید، من از شما محترم خواهش میکنم که سری موضوع بعث کنید. ودیگر به موضوعات خورد وریز وقت خودرا برباد نکید.اشخاصی که منطق ضعیف دارد موضوع را درک کرده نمیتواند.من میخواهم باتو راجع به نوشته های نفاق انگیزات بعث کنم.مافق باشی

پرویز بهمن
امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

ګلخان جان دوست داشتنی وعزیز!
آنجه را که نوشته ایی وآنجه را که من ودیګر دوستان بالای آن خورده ګرفته ایم ؛ یعنی انتقاد کرده ایم؛ همانا میزان سواد شماست، شما باور کنید که من پیام شما را برای بار چهارم وپنجم میخوانم وبعد کلمات غلط شما را خودم در ذهن خود قیاس میکنم که شاید منظور خودت چنین باشد بعد قیاسم درست می براید.
ببین دوست عزیز!
اول اینکه خودت نوشته ایی که با تو بعث کنم .
بعث (ع) این کلمه بعث معنای برانګیختن را میدهد من بعدا دانستم که هدف خودت بحث کردن است بحث (ح) نه بعث کردن ویا برانګیختن. دوم اینکه خودت در آخر تمام پیامهایت نوشته میکنی که مافق باشی ، من بعدا دانستم که منظورت همانا موفق بودن است، خودت نوشته ایی که (من ازشما محترم خواهش میکنم که سری موضوع بعث کنید)
باور کن من چندین بار این پاراګراف را خواندم از آن مفهوم نګرفتم بعد دانستم که منظور خودت این است که باید بالای اصل موضوع بحث شود، درحالیکه جنابعالی نوشته ایی که موضوع سری بعث شود، بدین معنا که باید موضوعات پنهانی برانګیخته شود، زیرا (سری) بودن همانا مخفی بودن است، وبعث وبحث را که برایت تشریح کردم. حال با این خطا های آشکار و علنی با وجودیکه من طرفدار بحث ومناقشه هستم ولی جنابعالی اولا باید صحیح نوشتن کلمات وجملات را دقیق باید تمرین کنید تا هدف خویش را واضحا بطرف مقابل برسانید تا طرف مقابل نیز بدون هیج نوع زحمتی به جواب خودت بپردازد. حالا من نمیدانم که با خودت بالای کدام موضوع بحث کنم؟
با احترام
پرویز بهمن

گل خان

امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

بهمن عزیز مرغ تو یک لنگ دارد! تو میخواهی که آب را خت کنی وماهی بگیری، افسوس توهم خود را نوسینده میگی. جملات واضع من را نمی فهمی ودرک کرده نمیتوانی وخودرا تعلیلگر علوم سیاسی میگی. از مقالات که راجع به فامیل ها نوشته میکنی معلوم میشود که تو نه به علوم سیاسی میفهمی و نه منطق علمی داری.
به اصطلاح تو پشتونها ۲۶۵ سال بالا شماحکومت کرده.اگر تاریخ خوانده باشی میدانی که کی میتواند درافغانستان حکومت کند. اگر نخوانده باشی بخوان معلومات ات رابیشتر میکند.
یک چیزی که من برایت یاداوری مکنم. به دقت بخوان امید که درک کنی،از سالهای ۱۷۴۷ یعنی از وقت احمدشاه بابا کبیر تا حال دو بار سقاءها کوشش کردن که حکومت کند. در هردو بار وطن را به ویرانه تبدیل کردن. زیربنا هارا از بین بوردن، دزدی کردن نظم عامه را برهمزدن، مردم بیچاره را به خاک وخون کشاندن.این را من نمیگویم،غبار درتاریخ نوشته و مردم کابل درکابل میگوید.
وتو گفتی که محمد گلخان مهمند جنایتکار بود، اگر ما به این متر گز کنیم، بسم ملا خان و امرالله هم جنایتکار هستند.این ها تروریستهای طالب را شکنجعه میکند، و محمد گلخان مهمند تروریستهای سقاوی را شکنجعه میکرد نه مردم عام را. از این استفاد سو نکند به بادارن خارجی ات، ومردم ما را علیه یکدیگر تحریک نکند. تو و رفیقهای انگشت شمارات نمیتواند که مردم غیور تاجک را علیه دیگر اقوام تحریک کنید، با منطق ضعیف ات.تو میخوهی که به غلطی ها خورد وریزه ام من را خفعه کنی، نی اغای بهمن تو منطق سیاسی نداری مطالعه کند.هرکسی که تورا تحریک میکند. او از تو هم بدتر است.وقت را به مقالات فامیلی برباد مکند،از مقالات سیاسی و علمی کار بگیر. وسلام گلخان..

پرویز بهمن
امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

محترم ګلخان!
خودت از غبار مرحوم یاد کرده ایی ؛ ولی ازصفحه وجلد کتاب عبارات غبار را درمورد حبیب الله خادم دین رسول الله ذکر نکردی؛ من منکر اشتباهات امارت نه ماهه حبیب الله خادم دین رسول الله ؛ آن مرد بیسواد روستایی عیار وکاکه، خراسان زمین که به قول استاد خلیل الله خلیلی، عیاری ازخراسان درتایخ ګذشته است وبازور بازوی خودش بدون استمداد از لشکریان روس وانګلیس سلطنت امان الله وخصر زنباره اش محمود طرزی را سقوط داد نیستم؛ من هم از غبار برایت نقل قول می کنم که محمدګل خان مهمند عامل شکست سلطنت امان الله زنباره شد؛ او بود که فرقهء عسکری درننګرها را به یاغیان شینواری تسلیم نمود؛ وراه را برای سقوط حاکمیت امان الله که باوی اختلافات قبیلوی درانی وغلجایی داشت؛ آن حکومت را سقوط داد؛ ولی وقتی دید که قدرت بدست غیر اوغانها رسیده بار دیګر با نادر غدار وقرآنخور دست را یکی کرد؛ ومردم شمالی را چور ؛ زن وفرزند مردم شمالی را بحیث غلام وکنیز به پکتیا انتقال دادند؛ غبار این را هم نوشته است که هنګام ورود نظامی های ایله جاری قبایل اوغان یعنی جاجی ومنګلی مدت یک هفته سر ومال مردم کابل وکابلی ها در اختیار لشکریان فاتح قرار ګرفت وخزانه ارګ دراختیار لشکریان فاتح قرار داشت؛ لشکریان فاتح جنوبی وال اوغان؛ درمدت یک هفته هرچه از دست شان آمد چور کردند؛ خوردند وبردند.
این قرار دادی بود که نادر با قبایل ایله جاری جنوب امضا کرده بود؛ که درصورت مسلط شدن به کابل مدت یک هفته چور وچپاول شهریان کابل بدست جنګجویان جنوب؛ آزاد میباشد.
یکی از قوماندانهای این ملیشه ها سرجنګ خان جاجی در منطقهء سیاهسنګ کابل یک باب منزل یک تاجر کابلی را بزور غصب کرده بود؛ وآنرا ملکیت خویش اعلام نموده بود؛ تاجر مذکور برای اعادهء حق خویش نزد نادر خان رفت؛ وحکم پادشاه را بخاطر استرداد ملکیت خویش بدست آورد؛ وقتی که سرجنګ خان جاجی حکم نادر خان را بدست آورد؛ آنرا پاره کرده وبه تاجر مذکور ګفت: به نادر بګو!
من وتو یکجا داخل کابل ګردیده ایم؛ اګرتو حق داری که در ارګ قصر داشته باشی من هم حق دارم که این خانه را داشته باشم؛ اګر میخواهی من این خانه را ترک ګویم؛ تونیز قصر ارګ را رها کن آنګاه حق به حقدار میرسد. ازظلم واستبداد محمدګل مهمند که بحیث جنګ سالار جنایت پیشهء فاشیست که حتی تمام نامهای اماکن تاریخی شمال را بدون هیج ګونه دلیلی به پشتو تبدیل کرده است؛ میتوانی درهمین کابل پرس? از نوشته های محترم توردیقل خان میمنګی؛ بخوانی حاجت به غبار وغیره نیست؛ بناء فاشیست بودن احمدخان ملتانی ات را که حالا لقب بابای کبیر را برایش اعطا کرده ایی تا تره کی وامین وملاعمرت هرګز پوشانده نمیتوانی در آخر بار دیګر به اصلاحات املایی پاراګرافهای شما می پردازم آنجا که میفرمائید:
احمدشاه بابا کبیر تا حال دو بار سقاءها کوشش کردن که حکومت کند. در هردو بار وطن را به ویرانه تبدیل کردن. زیربنا هارا از بین بوردن، دزدی کردن نظم عامه را برهمزدن، مردم بیچاره را به خاک وخون کشاندن»
آقای ګلخان!
جملات را کاملا غلط نوشته ایی:
صحیح آن این است:
اززمان احمدشاه بابای کبیر؛ تا حال سقاوی ها دوبار کوشش کردند تا حکومت را بدست ګیرند یا بالای مردم حکومت نمایند؛ اما در هردو بار وطن را به ویرانه تبدیل کردند؛ زیربناهارا ازبین بردند؛ دزدی کردند؛ نظم عامه را برهم زدند؛ مردم بیچاره را به خاک وخون کشاندند».
شما باید میان افعال ومصدر فرق قایل شوید؛ کردند ؛ بردند؛ زدند؛ خوردند؛ همه افعال میباشند ولی : کردن؛ خوردن؛ بردن؛ زدن همه مصدر میباشند که درآینده امیدوارم که این غلطی ها را اصلاح نمائید من هرګز درپی خفه ساختن صدای شما نمی باشم بلکه خوش می شوم تا جملات را صحیح ودرست بنویسید، از علایم ندائیه: ویرګل؛ کامه؛ قوسین؛ دونقطه شارحه؛ همزهء وصل وغیره باید استفادهء درست کنید تا مطلب تان واضح ګردد.
بااحترام
پرویز بهمن

سهراب سپهر
امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

گل خانه د کوندی زویه!
غول و غولگری را حاکمیت و کشور چلاندن دانستن فقط و فقط در تصور غژدی نشین های تمدن گریز پاده های اصطبل قبیله میگنجد و بس. اول ااینکه قدرت را با چلمچی بودن نادر افشار گرفتن یا به زور انگلیس یا روس و یا هم حالا بر اساس نوکری امریکا جز شرم و ننگ چیزی دیگری ندارد. دوم تو گوساله احمق آیا نمیبینی که با همه افتخارات کاذب شما غول ها، هنوز اوغانستان عقبمانده ترین کشور روی زمین است. افتخار در کجاست؟ دوم اگر شما گوساله ها که هنوز از فرهنگ مختوم غژدی نشینی بیرون نشده اید و یک بینی بریده چلمچی نادر افشار را بابا میخوانید چرا از دیگران توقع دارید که آن شخص چلمچی بینی بریده را بابا بدانند. شما گوساله های آخور قبیله هر قدر که میخواهید بر مادران تان تهمت ببندید و آن بینی بریده چلمچی را بابای خود بداندید. دیگر شهروندان افغانستان قرن هاست با ساختار قبیلوی خدا حافظی کرده متمدن شده اند این میراث قبیلوی شما غول های بیابانگرد را قبول ندارند. سوم سقا بودن و سقاوی کردن هزار بار بر گروگان بودن و چلمچی بودن شرف دارد چنانچه بابا بزرگ تان چلمچی نادر افشار بود و و نادر افشار بینی اش را به دلیل درست پاک نکردن چلم بریده بود. چهارم اینکه بر پدر همان بابا کبیر تان یک لعنت کبیر!

گل خان

امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

حسر به (س)نوشته میشود، نه به (ص) که خودت نوشتی.

گل خان
امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

خسر به (س)نوشته میشود، نه به (ص) که خودت نوشتی.گل خان

یاری تاجک

امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

بهمن جان گلخان یک پسر جوان تو را بگیل کرده. راه سرات گم کرده. به خاطر خدا از جنایتکاران دفاع مکن.

گل خان

امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

بهمن عزیز!
من از شما خواهش میکنم، ویاداوری میکنم که در مباحثات و استدلال کمپیوتری به مفعوم توجوع کند نه به املا، «امو خرک امو درک». و اگر میتوانی ترکیب حکومتها سقاوی را برایم تشرح کند؟ یعنی سقاءاول، وسقاء دوم مسعود جنایتکار را. خوش میشم. امید که عدالت کنی.

پرویز بهمن
امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

آقای ګلخان!
من کلمهء (خصر) را (خصر) می نویسم، زیرا( خسر) به زعم شما نزد من یک کلمهء عربی با معنا بوده که ترجمهء فارسی آن میشود زیان وتاوان. بخاطریکه التباس وخلطی، میان این دوکلمه رخ ندهد من قصدا آنرا (خصر) می نویسم، ولی ایرادی ندارم که اګر شما آنرا (خسر) بنویسد. درهندوستان آنرا (سسر) میګویند که مفهوم همهء آنها پدر شوهر یا پدر زن میباشد.
شما نوشته اید که به املا توجه نکنم وبه مفهوم پیام شما ترکیز نمایم.
عزیزم!
من وتو درکابل پرس باهم مقابل شده ایم، درحقیقت میتوان ګفت که این ؛ املا وانشای درست است که مفهوم را میرساند ورنه ، نه من ترا می شناسم ونه هم پدرمن با پدرتو درکدام مسجد نماز خوانده اند که بنده ازطرز عقاید تو وسابقهء سیاسی تو آګاهی داشته باشم وبمجرد خواندن پیام ات به مفهوم آن پی ببرم.
جنانجه من قبلا برایت نوشتم که من پنج ، شش بار پیامت را مرور میکنم وبعد از آن مفهوم آنرا خودم میګیرم وبعد به جوابت می پردازم، اما یکی دوپیام آخرت کمی واضح تر برایم معلوم شد، بازهم کوشش کنید که توجه را ( توجوع) ننویسید.
اما اصل موضوع:
من قبلا ګفتم که بنده، به هیج صورتی منکر اشتباهات دورهء نه ماههء امارت حبیب الله خادم دین رسول الله نیستم، من برایت نوشتم که پشتونها بعداز بقدرت رسیدن وی، آرام ننشستند وبرای سرنګونی وی، ازهرطرفی حتی به کمک انګلیسها وروسها دست بکار شدند، درترکیب حکومت آن مرد بیسواد روستایی، شخصیتهای مهم وبا نفوذی چون استاد خلیل الله خلیلی، پدر مرحوم استاد عبدالحق واله وغیره اهل خرد ودانش حضور داشتند، ولی هم امان الله وهم نادر به کمک انګلیسها آرام ننشستند ونګذاشتند که آب درګلوی وی ګرم شود، بناء من نمیخواهم ادعا کنم که نوع حکومت وی، یک حکومت ایده آلی بوده است، بلکه میخواهم بګویم که دورهء نه ماههء امارت وی، به اقوام غیر پشتون افغانستان این جرأت را بخشید که افغانستان خانهء یک قوم نیست، که ازپدر ومادر حاکم وپادشاه خلق شده باشند وزعامت حق موروثی آنها باشد. محترم سهراب سپهر خیلی صریح به جواب شما پرداخته اند که من ازتکرار آن جلوګیری میکنم، ولی خدمت شما این عرض را باید بکنم که شما اکنون درقرن بیست ویک زنده ګی میکنید، درین عصر حاکمیت تګ قومی وتګ قبیله ایی که ګویا جز پشتون دیګر هیج قومی در افغانستان استعداد حکومت کردن را ندارد این طرز تفکر، به قرون وسطای اروپا ونیز قرنهای حاکمیت پسران احمدخان ملتانی برمیګردد که هرپسری درولایتی اعلان پادشاهی میکرد و باشنده ګان این سرزمین را هریکی بطرفداری خویش می جنګاند وخون هزاران انسان بیګناه را درجنګهای ذات البینی خانواده ګی خویش بخاطر تاج وتخت می ریختاندند ؛ درین چه افتخاری برایت دست داده است که آنرا به افتخار یاد میکنی ؟ وآنرا بحیث دوره های ثبات وامنیت یاد کرده ایی ؟ مګر همین اولاده های احمدخان ملتانی نبودند که یک برادر ، برادر دیګر خویش را کور نموده وبخش بزرګی ازقلمرو این سرزمین را دربدل طلا وپول وثروت مادی؛ ګاهی به سیګها ګاهی به انګلیسها وبعد ها به روسها واګذار میکردند، اما امروز تو منحیث یک انسان با خرد درقرن بیست ویک هنوز هم خواب احمدشاه بابای کبیر را می بینی آیا این برایت جای شرم وخجالتی ندارد؟ من هیج نمیدانم که چرا خودت ازګفتن این حرف که اززمان احمدشاه بابای کبیر تا حال، دوبار غیر پشتونها بقدرت رسیدند اما حکومت کرده نتوانستند خجالت نمی کشی؟ ګیرم که سقاوی ها نتوانستند، ولی نمیدانی که بعداز مرګ احمدخان ملتانی تا امروز باشنده ګان این سرزمین بی در وبی دروازه ؛ آب درګلوی شان ګرم نشده است؟
دنیا بطرف ترقی وپیشرفت روان است تو بطرف غژدی نشینی وقبیله ګرایی زی زی غلجایی ودرانی ،اقلیت واکثریت آیا این طرز اندیشه امروز درنظرت انسانی به نظر میخورد؟
اګر افغانستان واقعا خانهء تمام اقوام این کشور است جرا باید یک تاجیک ویا ازبیک ویا یک هندو یا یک بلوج نتوانند رئیس جمهور وصدراعظم شوند؟ چرا نمیشوند؟ مګر خودت مضمون اخیرمرا دربارهء سرلوج مرادزی خوانده ایی؟
آقای ګلخان!
اجازه بده که بخشی ازنوشته ای یکی ازهموطنان هزاره ام را برایت بنویسم وبعد قضاوت را بخواننده ګان بګذارم نویسندهء محترمی بنام جواد سلیمی زیر عنوان مقصر کیست جنین می نویسد:
(1.برادربزرگتر
برادربزگتر اصطلاحی است که آن رادرکتابی بنام دویمه سقاوی نویسنده ای بنام مستعار «سمسورافغان» بکار برده است این کتاب که چندین بار ودرتیراژچندین هزار نسخه ای به چاپ رسیده است یکی ازپرتیراژترین کتابهای است که تا کنون بزبان پشتو چاپ گردیده است.هیچ کتابی مثل این کتاب که درآن پشتونها برادربزرگتر خوانده شده اندباین اندازه پرطرفدار نبوده است. علت این اقبال چه میتواند باشد؟محتوای این کتاب درحقیقت محصولی فکر جمعی باصطلاح روشن فکر پشتونها نظیر اسمعیل یون،انورالحق احدی،حسن کاکر،روستار ترکی،سلیمان لایق وکسانی دیگری که هریک خود را دارای درجه ای دوکتری وپرفسوری میدانند میباشد که زیر نام مستعار سمسور افغان درزمان طالبان درتیراژوسیع درافغانستان،پاکستان وحتی درشوروی وسائرنقاط دنیا طبع وپخش گردید؛اگرانسان بدون پیشداوری وبا فکر آزاد این کتاب را مطالعه کند بدون تردید آنهم درعصریکه تیکنالوژی وعلم تمام مرزهارا درهم نوردیده است،دچار حیرت وتعجب میگردد ویقین میکند که با این طرز تفکر که دراین کتاب عرضه گردیده والآن هم پدید آورندگان آن دررأس اهرم قدرت قرار دارند ممکن نیست افغانستان روی خوشی وسعادت راببیند.
2. اکثریت واقلیت ها
این فکراکثریت واقلیت که سالهای سال است دست آویز دست قوم حاکم قرارگرفته نیز فکر باطل ودوراز واقعیت میباشد ونیزدرکتاب نام برده اصطلاح برادربزرگتر را برهمین محاسبه غلط ودورازواقیعیت بنا ساخته اند که چون قوم پشتون دراکثریت مطلق قرار دارد پس برادر بزرگتر است وحق حاکمیت مطلق نیز مال آنهاست، تمام اقوام دیگر افغانستان چون اقلیت مطلق هستند مؤظفند که بدون چون وچرا حاکمیت وتمام کلتوروعنعنات وزبان آنهارا معرف خویش قرار دهند وبپزیرند.در غیرآنصورت آنها خطاکارندومستحق توبیخ ؛ وبرای این باور شان بقانون مترقی دیموکراسی امروز دنیا نیز استشهاد میکنند، که این حرف با منطق روز نیز که حق حاکمیت واستعلا را ازآن اکثریت میدانند منطبق است؛متأسفانه این حرف نامعقول وبی بنیاد را، با دیپلوماسی فعال بقدرتهای دنیا نیز با ورانده اند؛ولی هیچ کس ازاینها تا حال نپرسیده اند که این حرف را شما براساس کدام آمارو ارقام میگوئید؛اگرشما راست میگوئید وبه این گفته ای خویش باور دارید چرا جلو آمارگیری علمی نفوس اقوام کشور را به بهانه های مختلف میگیرید؟ چندین مرتبه قرارشد که آماری علمی ودقیقی ازتمام مردم افغانستان گرفته شود حتی درهمین آواخیر سال 1386 شمسی ولی بعد ازسروصداهای زیاد؛ بکلی فراموش شد؛فلسفه ودلیل این ممانعت ها چیست؟جزء اینکه تمامیت خوا هان قوم حاکم نخواسته ونمی خواهند که درافغانستان کارهابرطبق شفافیت ووضاحت پیش برود چون میدانند اگر پرده ها برافتند این دروغ تاریخی چند صد سا له شان برملا شده وادامه استبدادو انحصارشان درهم میشکند درحالیکه این دروغ تاریخی کارائی خودرا ازدست داده است، ولی بازهم طرزفکرواندیشه ای اینها تغییرنمیکند وآیابا این وضع میتوان انتظار بهبودی رادروضعیت آشفته وبهم ریخته ای این سامان داشت ؟ درحالیکه اندیشه همان اندیشه ای عبدالرحمانی است.
3.اندیشه ای کوچیگری
یکی ازمعضلات جدی که دامن گیر جامعه افغانستان هست وسیاست مداران قوم محوروقبیله گرا ازآن به عنوان اهرم فشار برعلیه ملیت های دیگر استفاده کرده ومیکنند تفکر کوچیگری است،کوچی ها ازهرگونه مسؤلیت ومکلفیت ها درقبال سرنوشت ملی معافند ودرتمام امتیازت ملی شریک،دزدی وچپاول اموال ساکنین افغانستا ن مشخصه ای شان است وتعدی تجاوز به اموال ومحصولات مردم پیشه شان؛ ودرامتیاز گیریهای سیاسی هم جزءقوم حاکم حساب میشوند درحالیکه تابعیت شان معلوم نیست وبه هیچ حدو حدودی هم پایبند نیستند ودین شان پختونوالی وشعاروعملکردشان سپین پشتانه است؛ آیا با وجود چنین افکاری که حتی روشنفکران قبیله هم ازاین سیره پشتبانی میکنند آمدن صلح وثبات درافغانستا ن ممکن است؟با وجود چنین افکار قرون وسطی بازهم ما باید این مطلب را که ناآرامی وبهم ریختیگی این مرزوبوم؛ براثر مداخله ای بیگانگان است را با ورکنیم؟ درحالیکه بخش ازیک جامعه حاضر نیستند که هیچ قانونی را بپزیرند وخود شان را مافوق قانون بدانند وعده ای دیگیری هم که خود شانرا درس خوانده وروشنفکر میدانند نه تنها ازاین شیوه ای قرون وسطائی؛ حمایت میکنند بلکه برای تحمیل آن بردیگران طرح ونقشه میریز ند؛ با این وصف؛ امیدی برای اصلاح وپیشرفت باقی میماند؟ومیتوان باور کرد ویروس های که، جامعه ای افغانستان رافاسد کرده وارداتی است ودرزیر سر بیگانگان ؟هیچ عقل سلیمی این حرف را باورنمیکند. ازقدیم گفته اند که: ماهی ازسر گنده گردد نی زدم* ما اگر واقعا درصدد بهبود این وضعیت ناگوار وشرم آور هستیم باید اینگونه افکار پوسیده ای را که ثمره چندین قرنه اش جزء رنج وخواری نبوده است دوربریزیم؛ آنگاه است که میتوان امید واربود افغانستان خود را بکاوران درحال صعود جامعه ای بشری ملحق بسازد.)
حال قضاوت را بشما وبخواننده ګان میګذارم
بااحترام
پرویز بهمن

یاری تاجک

امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

سهراب سپهر برادر !
چرا زورتداد، اگر فهیم خورضابط به احمد شاه بابا کبیر، بابا نگوید، ده دانش تبله میزنیم. و تو کدام گو هستی. در پشت پرده هر روباه شیر میشود.
شما دزدان گردنه غلام بچهای ظاهر شاه بودید. وبرای او دختر های نازک میاوردید.
تمام سقاویها را ما استعمال میکنیم. زنده باد کرزی که یک دزد را بر جا دیگر انداخته و پاشاهی میکند. وسقاوی ها استداد اش را ندارد.

سهراب سپهر
امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

یاری گک غول!
شما غول های بیابانی شترچران بی تمدن را به دولت داری چه کار! برو غژدی نشین آخور قبیله. شما اولاده های احمدشاه چلمچی قرنهاست به این و آن نوکری کرده اید و جالب اینجاست به آن افتخار هم میکنید. شما کوچی زاده های بیابانگرد بدوی را به پادشاهی چه کار. زن فروختن مسلک پدری شما اولاده های شبه انسان های بیابانگرد است نه از دیگران. عجب استعداد دولتداری را در این دو نیم قرن به اثبات رسانیده اید که گاهی از برکت لنده های مادران خود به حاکمیت واهی و پوشالی رسیده اید و گاهی هم به از برکت لنده های خواهران خود. شما بی ناموس های قسم خور زن فروش کوچی را به مفاهیمی چون دولت و وطن چه کار. کوچی هرزه گرد بی خانمان را به دولت داری چه کار. عجب نیست که این ملک در این دونیم قرن به مصیبت دچار است.

یاری تاجک

امید قانونی به ریاست و حذف نام قهرمان ملی از تقویم

سهراب گو خور ودزد گردنه!
هرچه که بودیم ۲۶۵ سال بالای تان حکومت کردیم و ۵۷۰ سال دیگر هم میکنیم.دزدان استعداد اش ندارد. دوبار ۹ ماه کردید غیر از دزدی دیگر کار تان نبود.

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 51 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس