رفتن به محتوای اصلی
اظهار ندامت و پشیمانی لطیف پدرام نزد ملت بزرگ پشتون

اظهار ندامت و پشیمانی لطیف پدرام نزد ملت بزرگ پشتون

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

آغای لطیف پدرام وکیل ولسی جرگه و رهبر کنگره ملی در سفری مشرقی به ولایت ننگرهار با کلانها و ریش سپیدان ملت بزرگ پشتون دیدار کرده نسبت به اظهارات ضد پشتونی و بی خردانه خود در گذشته در محضر ملت بزرگ پشتون توبه کرد. کلانها و ریش سپیدان پشتون وی را مورد عفو قرار دادند.

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

24 دیدگاه
رحمن

اظهار ندامت و پشیمانی لطیف پدرام نزد ملت بزرگ پشتون

سلام:
خدمت محترمی که از سفزایی بودن بشیر بغلانی منکر است ، باید عرض کنم که اول این بی چاره هیچ گاهی خودرا نه تنها آگاه سیاسی ندانسته بلکه یک آدم کاملاً عادی هستم. دوم اینکه شاید منظور شما بشیر بغلانی که درین اواخر چند جای والی بود و از جهادی های جنایت کار است، باشد. در غیر آن بشیر بغلانی که در زمان حاکمیت ببرک وزیر عدلیه شد سفزایی بود. این که خنده میکنید ویا گریه کار خود تان است.

ناشناس
اظهار ندامت و پشیمانی لطیف پدرام نزد ملت بزرگ پشتون

آقای رحمن خدا شما را تندرست داشته باشد . هیچ بشیری بغلانی نه بشیر بغلانی دوره دوکتور نجیب وزیر عدلیه و حالا در اروپا و نه بشیر بغلانی مجاهید هیچ کدام نه لیاقت سفزارا داشتند و نه سفزای بودند . اگر بغلانی وزیر عدلیه نجیب رفیقت است دگه سخن را همین جا کوتاه کن وگرنه درموردش چیزی بنویسم که خودت و دوستانت را خوش آید . اگر در مورد اطلاع نداری خواهشمندم خاموشی بهتر است . چون بزرگان گفته اند: "یا سخن دانسته گو ای مردانا یا خموش " سفزای ها فرزندان پاک سر زمین مان هستند که بیش 40 سال است که برای داد خواهی و عدالت طلبی خون شان را فدای مردم این سرزمین نموده اند و در اینده نیز اماده چنین قربانی هستند . از رهبر سفزا تا آخرین فرد این سازمان مفلس ترین و فقیر ترین مردم سرزمینت هستند . هست بودشان را فدای غریب و مسکین نموده اند . برای همین "غریب پرور لقب یافتند" من حالا نمیدانم شما در مورد رهبر سفزا(سازمان فدایان زحمکت کشان افغانستان) مولوی باعث معلومات دارید یانی ؟ضرور میدانم کوتاه به آگاهی برسانم . مولوی باعث اولین مولوی است که علیه خرافات اسلامی شعار داد . ومقاله ی نوشت به عنوان پیروزی علم وشکست خرافات . مولوی باعث اولین مولوی مدرسه ی است که دانشگاهی شد و حدث شققالقمر را از نظر علمی رد کرد . مولوی باعث اولین مولویست که 40 پیش از طرف ملاهی دیوبندی تکفیر شد. مولوی باعث اولین علم دینی است که بجرم انقلابی گری بار ها بارها به زندان رفت . مولوی باعث اولین عالم دین است که با ملاها و عالمان دینی پرخاش می کرد و راه ایمان داریشان را غلط میدانست . مولوی باعث از جمله با شهامت ترین و با جرات ترین عالمان دینی است که هزارها فدای تربیه کرد .مولوی باعث اولین مولوی است که حزب دموکراتیک خلق در تفاهم با روسها نه بنام اخوانی بل بنام انقلابی ضد روزیونیسم شوری اعدامش کردن. مولوی باعث اولین رهبر سازمان سیاسیست که بعداز مرگش یک روپیه و قران در بساطش نداشت همین حالا خانه پدریش آثارش موجود نیست خاکستر دانی همسایه شده است . تمام پیروان مولوی باعث تا امروز دست جاه طلبی بی غرور نکرده اند وبرای مقام وچول پیش هیچ قاتل وآدمکش و ظالم و حاکم سر خم نکرده اند .شما در تاریخ 40 الی 50 ساله مدرکی را پیدا نخواهید کرد که سفزای ها دزدی ،بی ناموسی، رشوت ستانی، خیانت به مال وناموسی هیچ هم وطنی کرده باشند . با شرف زیسته اند و سربلند و خوش نام اند . برای شان پاکی و پاکتینتی آرزو می کنم . با این خصوصیات اگر کسی را شناختی سفزای است .

رحمن
اظهار ندامت و پشیمانی لطیف پدرام نزد ملت بزرگ پشتون

باز هم سلام:
آقای مدافع سفزا: اعضای سفزا که با ما زندانی بودند نیز ثروتمند نه بودند. من که از ثروت و فقر شان چیزی نه نوشته ام و نه هم از دزدی و غارت شان. بشیر بغلانی وزیر عدلیه دوران ببرک از دوستان من نی بلکه اورا دشمن و فاتل مردم کشور می شمارم. اگر شما از خیانت بغلانی بیشتر می دانید، به حکم وجدان سالم وی را افشا نمایید. من با "بودن" یعنی تاریخ نسبتاً دور و قبل از نشست سفزا با حزب کار ندارم و اعضای شان را در زندان دیده ام و اگر راستش را به خواهید من اکثریت سازمان های عیر جهادی را به شمول سفزا تا قبل از زندانی شدنم نمیشتانختم. ولی بعد انحلال سفزا و وحدت با حزب دموکراتیک تاریخ جدید سفزا شروع می شود. اگر سوالی هم است ازین تاریخ به بعد آغاز میشود. من خاطره از زندان خودرا شرح دادم. چناچه عرض کردم بشیر بعلانی از همان زمان وزیر تعین شد. بشیر یک فرد است و زیاد به جروبحث هم نمی ارزد. لظفاً بنویسید که سفزا چرا با همه ضد روسی وبه گفته شما ضد رویزونستی بودن به یکباره گی با وظن فروشان رویزیونیست هم پیمان شد؟ نمیدانم " سرخم کردن" شاخ دارد ویا دم؟؟ ؟

ناشناس
اظهار ندامت و پشیمانی لطیف پدرام نزد ملت بزرگ پشتون

رحمن هم وطن عزیز راستی که کسی که نمیدانسته نمیدانسته که نمیدانسته
1- سگ بشیر بغلانی سر آدم کشان مرموز و قبیله گرا و آدمهای عصر حجر از قماش طالبف کرزای فامیریف مسکین یار فاحدیف یون فسور خلقی و احزابی اسلامی شیطانی شرف دارد
2- بشیر بغلانی بعداز اعتلاف سازا به رهبری جناب کوشانی وزیر عدلیه شد نه در زمان کارمل کله ات کار می کند یا مادر زاده کله ات خالیست
3- معنی قاتل را میدانی یا سواد درست وحسابی هم نداری قاتل کسی را میگویند که با کارد یا تفنگ و یا با انفلاق وانتحار کسی را بکشد .مانند خلقی های امینی ، جلادان عبدالرحمن خانی، نادرخانی، ظاهر خانی،ملا عمر خانی ،کلبدین خانی و حقانی خانی ، اوغان ملیتی و پشتون والی . او لوده بشیر بغلانی در تمام حیات با قلم وکاغذ سروکار داشت نه قوماندان جنگ بود و نه قوماندن زندان نه مجاهید بود ونه طالب و نه ملیشه و دربان بشیر بغلانی جرات کشتن مرغ میدانی خروس چیست؟ خروس را نداشت وندارد .
4- با خودت شرم اور است که بحث داشته باشم جانجوریت را تمنا دارم

َA
اظهار ندامت و پشیمانی لطیف پدرام نزد ملت بزرگ پشتون

عنوانی فردی که به رحمن دست انداخته است:

از آنجایی که از سواد نوشته اید، بگذارید در این باره مکث نمایم: بی سواد دستِ اول به کسانی می گویند که خواندن و نوشتن بلد نیستند. و اما بی سواد دستِ دوم نیز وجود دارد. به سخنی دیگر، به همه آنهایی که خواندن و نوشتن بلد اند، ولی توانایی فکر انتزاعی را ندارند، بی سواد دستِ دوم می گویند. شما هنوز توانایی تجرید را ندارید تا درک کنید که مسوولیت اصلی فجایع سیاسی را در جوامع استبدادی جانی هایی که عقبِ میز نشته اند، بدوش می کشند. دیگران پادو اند و جنایت را اجرا می کنند. هیتلر گیاه خوار بود و از دیدنِ خون حالش بهم می خورد؛ اثری زیر عنوانِ "نبردِ من" را نوشته و در این اثر طرحِ قتلِ میلونها انسان را ریخت. نظر به منطقِ پوچ و بی مایه شما امین نیز باید قاتل نبوده باشد. همو بود که فرمانِ قتلِ طاهر بدخشی را با یارانش صادر کرد ولی خودش هرگز در صحنه جنایت حاضر نبود. شما بازمانده های "گروه انتظار" حتا به خونِ یارانِ تان نیز خیانت کردید. به همین دلیل می توان ادعا کرد که رهبران شما، کوشانی ها، بغلانی ها و پدرام ها، بر سفره خونِ یاران شان با خلق و پرچم پیمان بستند تا مردم افغانستان را بیشتر از پیش سیاه روز سازند و روی خود را در تاریخ برای همیشه سیاه. می بینید که از زمره بی سواد های دست دوم هستید و مفهوم "جانی بودن" را تا هنوز که هنوز است، درک نکرده اید. از این طرفه رفتن ها شرمتان بادا!

ناشناس
اظهار ندامت و پشیمانی لطیف پدرام نزد ملت بزرگ پشتون

Aq و یا A از نظر شما دست انداختن چه معنی دارد این از سواد عالی تان نشانه است !
Aq اگر بغلانی ها و پدرام ها قاتل اند گلبدین ، ترکی، حفیظ الله امین ، مد عمر آخند ، تمام اوغان ملت ،تمام سورخلقی های لروبرو و تمام میراث خوران غاصبان خراسان از عبدالرحمن گرفته تا نادر وکرزای همدرد بی درد اینها چه؟ خدمت گذران قهرمان اوغانستان اند؟؟؟؟؟؟؟
AQ و یا A کاش به عوض AQیک کمی iq میداشتی .
من فکر می کنم شما هم از پشت میز و تخته نوشتاری جنایت می کنید و هم از جمله به فرموده خود شما "پادو های جانی" هستید. بی سواد دست ششم !! تاریخ وطن ما را جعل کردید بس است که تاریخ جرمنها را هم می خواهید جعل کنید. این داستان های ساخته و دروغی را به همان پیروان حبیبی قیصه کن که هتلر کاه می خورد . هتلر با رای اکثریت مردم جرمن لدر پر قدرت انتخاب شد و نازیست اوغانی نیز تقلید نازیست های هتلریست . این دیگه برای من و ماها قابل باور نیست که با خواندن یک کتاب علف خوار ها هتلر شوند . این قیصه های سرمنگسک را برای من دیگر یاد نکنی . اینجاست که دانش تان را بر ملا می سازید و سواد عالی تان را .
شما برای من تعریف سواد را دارید . سواد یک کلمه بیش نیست شناختن حق وباطل درک حقیقت و واقیعت . توان نوشتن وخواندن را خودت هم داری ولی صد بار افسوس که عقده ی درونی که داری توان کاری سوادت هم نیست شده . سواد هیچ ارتباط به توان نوشتن و خواندن ندارد . نمونه اش هم بسیار روشن است مثلا شما توان خواندن ونوشتن فارسی را درید و ولی توان نوشتن خواندن چینای را ندارید. این معنی اش از دید شما این است که پیش چنای ها بی سواد دست اول و پیش فارسی زبانها بی سواد دست ششمید !!!! گاهی رحمن میشوی و گاهی سپوزمی شوی گاهی A ، گاهی سورخلقی میشوی و گاهی طالب . مرد حسابی یک کمی غیرت داشته باش . شما را دلتان مگر برای من پرچمیها که دارای اندیشه ی انسانی بودند هزار بار بهتر از افراد با اندیشه پشتوالی و لر وبر خواه اند هزار بار بهتر و نغز تر از اندیشه داران عصر حجر اند . یک ملیون بار بهتر از خلقی های طالب شده و طالب های حمام رفته اند . خلاصه از تمام قبیله گرایان بی منطیق بهتر اند.سی سال است که مردم سرزمین کشته می شوند . انگیزه این همه کشتار ،انفجار و انتحار همه اش سیاست های غلط اندر غلط حکومت های است که محور قدرت شان قومی و پشتونوالی بود و هست ، سی سال است که مردم ما را فدای خشتک کشالان ماوارای دیورند نموده اید . طراحان اندیشه ی لوی اوغانستان قاتلان اصلی و جنایت کاران تاریخ اند . چشم هایتان را باز کنید. شما نمی بینید . در این روزها نوار های را که روی یوتوب می گذراند افراد با فکر قبیله چه جنایات شرم آوری را که انجام نمی دهند . یک هزار مرد تنبان کنده خشتک کشال یک مرد را برهنه می کنند و در پشت سرش چوب درون می کنند . که گویا این سنت پشوتونوالیست و دارند خوشحالی می کنند . شما Aq ها شما رحمن ها و شما Aها توان قضاوت را دارید یا نی ؟ دو هزار ادم در لرو برو پای یک لنگ را می بوسیند و گریه می کنند . انسانها را رقم تخم جنگی در قطار می کشند . بالا خیره ما با کی ها هم وطنیم ؟با کی ها صحبت داریم ؟ شما بگوید در این سرزمین با داشتن چنین عقاید و تفکر های مخالف برای داشتن کشور واحد و دولت واحد ، ملت واحد ووووو ده ها واحدی دیگر میواتانیم امید وار بود . شما چه فکر می کنید میشود من با شما و شما با من روزی به توافق برسیم ؟ شما ایا در این فکر هستید راه حلالی برای این همه تفاوت ها پیدا شود؟ آیا گاهی فکر کرده اید که با این نظر های که داریم بکجا روانیم ؟ من که فکر می کنم امکان با شما بودن و با شما هم وطن بودن و هم دین بودن دیگر امکان ندارد . چند دهه ی پسین نشان داده که منطق قبیله در حد وتوان قبیله است و منطیق لاک گروهی و سازمانی در حد وتوان گروه دید قبیله با دید گروهی مساویست و لی متفاوت . شما می تواند نمونه ی داشته باشید از منطیق بی مایه و پوچ من ؟ از نظر ما شما ها نه منطیق دارید و نه سواد شما چیزی که دارید و از مغز و کله تان بیرون می شود عقده است جیل است و جهل حالا من با شما از کدام تدبیر کار بگریم مجبورم بعد از این به زبان ومنطیق خود تان با شما گفتگو کنم .

خ.نبیل مزاری
اظهار ندامت و پشیمانی لطیف پدرام نزد ملت بزرگ پشتون

دوست ارجمند بینام ، آفرین ومرحبا با این پاسخ بی بدیل و بی مانند ! فرق ندارد که نام مینویسید یا نه ، ولی نوشته های شما با خامۀ یک انسان باشرف و خردمند هرکی هستید ، با چنان منطق و استدلال عالی و پُرمحتوا پیریزی و به خور A ها داده شده که بهتر و پُرارزشتر از نوشته های آنهایست که با نام و چهره های اصلی ، ولی با منطق ( خیر باشه وحالی وقتش نیس) خود را لای چادری آبروی حریر و ارزشمند شان پنهان میدارند .

این A ها صرف به خاطر بدنام ساختن شخصیت های غیر اوغان که ، کم و بیشی در بین مردم برهنه پای و گرسنه شکم خویش قامت افراشته و با قاعده های شرمگین اوغانوالی مخالفت اظهار نموده اند ، یا ترور و انتحار شده اند و یا بر علیه زنده های شان ، پروپاگند گندی را از لای برگهای انترنتی و نوشته های دروغین زیر نامهای مستعار و پروفیسوران ، اکادمیسن ها و استادان حقیقی آخور قبیله به نشر میرسانند که قابل تأمل و پاسخ گویی قاطع و اندیشمندانه است . این A ها تا هنوز ندانسته اند و یا نمی خواهند بدانند که چشم و هوش مردم باز شده و دیگر خزانه نویسان نمی توانند با درجه بندی خیالی سواد نویسنده گان ، جلو سیل خروشان حقیقت نویسان پرخاشگر و راستی گرایان اندیشمند را بگیرند . با شما همراه ام و پرچم راه تانرا درین مسیر حقیقت گویی تلخ سربلند و سبز میخواهم . با عرض ادب و احترام مزاری

َA
اظهار ندامت و پشیمانی لطیف پدرام نزد ملت بزرگ پشتون

موضوع را عوض نکن او قندولگ. سخن من روی شریک شدن سازایی ها و سفزایی ها در جنایاتِ خلق و پرچم در دهه هشاد میلادی است و نه موضوعات تاریخی. از افغان ملتی ها، سمسوری ها و غیره باید به همان اندازه متنفر بود که از شما جانیانِ خرد و بزرگ. شما تکمیل کننده افغان ملتی ها و سمسوری ها هستید. قندولگ! هر چه بیشتر می نویسی، بیشتر از پیش خود را لو می دهی. از اینکه "آدم گاو گند چاله دهان" هستی، شکی ندارم. و اما بازهم درباره سواد حضرت عالی: به کسی دست انداختن و یا به کسی دست گشودن معنای استعاره ای دارد. یعنی: به کسی حمله کردن و یا کسی را توهین و تحقیر کردن. شاعر بزرگ معاصر زبانِ پارسی، احمد شاملو، می نویسد:

طلسم معجزتی
مگر پناه دهی از گزند خویشتنم
آنکه دستِ تطاول به خود گشوده منم.
بیشتر از این نمی نویسم. حتما نزد استادانِ سازایی بی سواد ات آموزش دیده ای. ما گفتیم، بقیه را خود دانی!

ناشناس
اظهار ندامت و پشیمانی لطیف پدرام نزد ملت بزرگ پشتون

هم وطن عزیز شما از A تا Z یک رقم نجیس ، دروغگوی و بی ادبید. چون روده ی همه ی شما گره در روده پشتونوالیست . پشتونوالی هم قواعد و سنت های اوغانی عقب مانده عصر حجر را دارند . که رد عالم انسانی و دنیای بشری اند.شعر شاملو کجا ، ادبیات پارسی و اشعار نیمای وحماسی کجا و نظر های کوته بینانه جناب عالی کجا ، در تعجبم که حتی از خود خجالت نمی کشی ، مگر تو شعر حماسی ویا غزل ناب پارسی سروده ای!! که برای اوزان عروضیت، ثقالت و سکتگییت استعاره می نویسی . جناب عالی ادیب لایق استعاره به معنی عاریت گرفتن است . عاریت را میدانی چه وقت می گیرند ؟زمانکه نیاز داشته باشند . در صورت نیاز مجاز است نه در شمله ی میویس نیکه اویزان . باز بار معانی دست تطاول را با دست انداختن مقایسه نمودنت را بیبین به به به !!! در فرموده جناب عالی که سازا وسفزا و پرچم تکمیل کننده اوغان ملتی اند شک ندارم چون اگر پرچم ،سازا و سفزا نباشند یک شبه پروژه دوکتورین قبیله ختم است دیگر مقاومت وجود ندارد . طالب ،اوغان ملت،سور خلقی ،سمسوری و هر چه خشتک کشال و لنگوته والا که در ماورای دیورند هستند تا آخرین محله ی اقوام غیر اوغان چپاول خواهند کرد . این ریشه ی فلسفی دارد. تا که استبداد هست مقاومت است . تاکه جیل و جهل دوام کند علم و معرفت نیز ادامه می یابد . هم وطن بیاد داشته باش " تا که بی داد وجود دارد، داد نیز موجود است "به این می گویند جنگ داد علیه بی داد . جیل و جهل را عقیده بر تاریکی و عقب گرای و قبیله گرایست وبرای همین جنگ شان جنگ بی داد است ، دانشمندان ،روشنفکران و نسل که انسانی می اندیشند باور شان بر پیروزی داد است . این منعی اش این است که شما ها لشکریان بی داد هستید و سازا وسفزا وغیره ها سپاهیان داد خواهی و عدالت طلبی ، شما بخواهید یا نخواهید خوش باشید یا نباشید دیگر نمی توانید جریان داد خواهی که دارد به شکل از اشکال در برابری شما ها می ایستند . و حق خود را از دهان شما شیرها و شیر زای ها خواهند گرفت کاری کنید، شما اطمنان داشته باشید . پرچمی ها چنان نسل تا چهل ساله را باسواد و تعلیم یافته و روشن نمودند که تا ابد اندیشه طالبی و فبیله گرای نمی تواند در میان مردم ما جای پای پیدا کند . ملیونها هم وطن من تو که مخالف حزب خلق و پرچم هم بودند .از برکت همین پرچمی ها دانشگاهی شدند ، به هزار ها هم وطن من وتو داکتر، انجینرو متخصص شدند و امروز با قلم و منطیق جواب های دندان شکن به شما لشکریان عسر حجر میدهند. خفه نشوی از خلق و پرچم ما ها هم دل خوشی نداریم ولی حق به محکمه کشیدن انها را حق مسلم خود میدانیم نه حق شما کسانی که هر روز دارید مردم ما راو سرزمین مارا به خون خاک یکسان می سازید . در خلق پرچم نیز دست مرموز آدم کشان مانند امروز که در حکومت کرزی موجود ید موجود بودند . انسانهای زیادی را شهید ساختند . حق پرسان را از خلق پر چم باید کسانی داشته باشند که حق شان تلقف شده نه حق کسانی که قرنها حق اقوام این سرزمین را تلف نموده اند . در یک کلام وختم کلام حق شما ها ، مسکین یارها و امیری ها و راوای ها بدنام و بد سرشت نیست . چون شما ها هم در کشتن افراد سرزمین ما ،ترور های نیمه شبی ، زهر پاشی آب مدرسه و هزارن بد کرداری دیگر محکوم تاریخید . تا که این روزنه باز باشد من در خدمتم باید گوش و هوش شمارا باز کرد . من که بار ها شریک شدن سفزا وسازا را در جنایت و حاکمیت رد نموده ام ولی شریک شدن همه ی سازمانهای غیر لروبرو را برای دفاع از حقوق انسانی مردم سرزمینم و دفاع در برابری قبیله گرایان می ستایم ، ای کاش همه ی احزاب که از غیر قوم جیل موجود ند یکی شوند ودر برابری اندیشه های قوم محوری و استبداد ی مقاومت کنند.
مارا عقیده بر این است اگر اقوام محروم و اکثریت محروم شده دست یکی نکنند . موادات کتاب دوهمه سقوی در عمل پیاده خواهند شد . باز هر چه پاچه کنده ، دامن گنده و خشتک کشال در آن طرف خط دیورند که هست مانند زمان امان الله خان با یک نظام نامه ی دیگر زمینهای شمال را تصاحب خواهند کرد و برای صد سال دیگر بز کوچی حق فرزند این سرزمین هزاره وازبک وتاجیک را زهر جان خواهد کرد.
این وظیفه ماست تا شما را گوشزد و دیگران را از اندیشه های شوم شما روشن نمایم . خوش حالم که این روزنه در دست شما نیست وگرنه صدای مخالف را رقم تلویزیون های مسکین یار و عمر خطاب در گلو خفه خواهید کرد.
با عرض حرمت واحترام به همه ی مخاف و موافق

A
اظهار ندامت و پشیمانی لطیف پدرام نزد ملت بزرگ پشتون

گفته بودم که هر چه بیشتر بنویسی، بیشتر ار پیش خود را لو می دهی. تا مرد سخن نگفته باشد...... خوب است که در زمان حاکمیت پرچمی ها باسواد شده ای. گپ های کلان، کلان نزن که برای تو خوب نیست. قندول، استعاره ریشه های یونانی دارد و برای نخستین بار ارسطو از آن سخن رانده است. میتا فر که معادل آن در زبان فارسی همانا استعاره باشد به مفهوم عاریت نیست. استعاره در مفهوم لغوی آن یعنی "ترجمه" و انتقال معنا از واژگان به یک سطحِ معنایی خاص دیگر. پیش شرط آن نیز این است که میانِ واژه و آن سطح معنایی یک رابطه برقرار باشد. جورچ لوکاج به مفهوم استعاره فراتر از معنای لغوی آن می پردازد که در این کامنت نمی گنجد.

هوش کنی که دیگر بی ادبی نکنی و دیگران را با سواد و بی سواد نگویی. در سایت افغان جرمن انلاین یک آدمک بود بنام خلیل اله معروفی که به چاچا ماروفی شهرت یافت. هر روز کارش این بود که اشتباهات املایی دیگران را اصلاح کند و به دیگران درس زبان دری می داد. بیچاره به مرض قلبی دچار شد و حالا از زبان افتاده.

همچنین باید بگویم که این بار دانشگاه سوربن را از بابت "داکتری" استاد شما، پدرام، با خبر می کنم تا دوستان به اصطلاخ "سوسیالیست" او بدانند که با چه شارلتانی سروکار دارند. در پایان و برای آخرین بار: هوش کنی که از این بعد در کامنت هایت بی خود هر کس را توهین نکنی و بی سواد نخوانی!

ناشناس
اظهار ندامت و پشیمانی لطیف پدرام نزد ملت بزرگ پشتون

درود وسلام بر شما ها A تا z و سپوزمی ها که نمونه ی بی ادبی هستید . اگر یک کمی توان میداشتید و نوشته بنده را دقیق می خواندید . آنجا من نوشتم که از حزب دموکراتیک خلق پرچم دل خوش ندارم و نوشتم که بودند در انجا دست های که مردم سرزمین مارا بیچاره دربدر و قتل کردند. انکه فرزندان این سرزمین در زمان حکومت پرچمی ها امکاان و فرصت خوبی برای درس وتعلیم داشتند این حقیقت است که انکار نمودنش کفر است . هم وطن عزیز من از جمله کسانی هستم که دو دوره امتحان کانکور دوره دیوانه داود خان را سپری کردم و پیش از حکومت خلق و پرچم به دانشگاه راه یافتم ولی فراموشم نمی شود که از 25 نفر شااگرد تنها سه نفر به ادامه درس و مدرسه راه یافتیم و یک سال بعد که حکومت نا عادل داود سرنگون شد یک دیگر ها نیز دوباره شامل مدرسه ها شدند کجای این گپ دروغ است . این شما ها هستید که به دروغ و جهل و بی حیایی عادت دارید و کار نیک مخافین را هم دشمنی و خاینانه می حسابید . باز سواد و استعاره نوشتی و قیصه بردی تا یونان او مرد حسابی یک خودت یا دوستانت یک واژه نامه فارسی ندارید که یک بار همین واژه استعاره را آنجا بخوانمی که چه معنی دارد . در مورد سواد قبلا فکر می کنم چنان که لازم بود نوشتم . یا بی سوادی و لج بازیت را قبول کن ویا یک کمی آدم گری یاد بگیر از همین دری نوشتنت معلوم است که به سرت از چه نوع طوبره است و روزی ات از کجاست . چا چا معروف را هم خوب می شناسم او هم مانند خودت و ادبیات خودت و طرز خیال خودت سر درگم و لات لات می نوشت . او برداشته شد . هر کسی که رقم چاچا معروفی فکر داشته باشد اندیشه اش خطاست . برای معلومات شما در مورد استعاره چند سطر می نویسم خدا کند خر فامت کرده باشم . میدانی که واژه استعاره واژه ی عربیست ؟

استعاره
1 - ( مصدر ) عاریت گرفتن ایرمان گرفتن بعاریت خواستن . 2 - یکی از انواع مجازاست و آن عبارتست از اضافت مشبه به بمشبه با علاقه پس اگر مشبه به ذکر و مشبه ترک شوداستعار. مصرحه است و اگر عکس شود استعار. مکنیه

استعاره چیست؟
موضوع استعاره در زبان، در طول قرنهای متمادی مورد توجه دانشمندان علوم مختلفی چون ادبیات، فلسفه و زبان‌شناسی بوده است. دیدگاه سنتی كه اكثر مطالعات پیشینیان را تحت‌الشعاع قرار داده بود، استعاره را چیزی بالاتر از یك آرایه ادبی محض قلمداد نمی‌كرد. اما مطالعات زبانشناسان شناختی طی سه دهه اخیر ، ماهیت جدیدی برای استعاره تعریف كرده است. بر اساس برداشتهای جدید شناختی، استعاره دیگر فقط یك ارایه ادبی یا تنها یكی از صور كلام نیست بلكه فرایندی فعال در نظام شناختی بشر محسوب می‌شود. استعاره های مفهومی نقش اساسی در درك زبانمند ازمفاهیم بر عهده دارند. استعاره مفهومی در حقیقت الگوبرداری بین مفهومی می باشد.تحقیق حاضر سعی دارد ماهیت استعاره و نقش شناختی آن را در زبان فارسی مورد بررسی قرار دهد. در این راستا فرضیه ای طرح گردیده كه براساس آن استعاره و مفاهیم استعاری، در زبان فارسی، نقش اساسی در شكل‌دهی نظام شناختی زبانمندان دارند. علاوه بر ارزیابی این فرضیه، تحقیق در پی یافتن چگونگی و فرایند رابطه بین استعاره و شناخت در زبان فارسی خواهد بود. این كه آیا این رابطه نظام مند است و مبانی جهانی یا همگانی، و فرهنگی و اجتمایی، هر یك تا چه حد در شكل گیری استعاره های مفهومی در زبان فارسی نقش دارند، دو مساله دیگر پیش روی این تحقیق می گذارد. در این راستا گردآوری داده‌ها از زبان روزمره ملفوظ و مكتوب فارسی معاصر آغاز شد. به دلیل گستردگی عبارات استعاری در زبان روزمره دامنه گردآوری به چهار مفهوم خشم، دل، عقاید و زمان محدود گردید و كار تجزیه و تحلیل داده‌ها براساس معیارهای شناختی و به ویژه چارچوب لیكاف و جانسون (1980) و مطالعات تكمیلی سایر زبانشناسان آغاز گردید.
نتایج و یافته‌های این تجزیه و تحلیل در راستای اثبات فرضیه تحقیق بود و به عبارتی مشخص شد، استعاره‌های مفهومی به طور فعال در شكل‌دهی شناخت فارسی زبانان نقش دارند.و از طریق این استعاره هاست كه فارسی زبانان مفاهیمی انتزاعی چون چهار مفهوم مورد بررسی تحقیق را به كمك مفاهیمی ملموس تر و عینی تر می فهمند. از طرفی نظام‌مند بودن رابطه استعاره و شناخت به اثبات رسید. همچنین بررسی استعاره های مفهومی فارسی نشان داد كه بخشی از استعاره‌ها در تطابق با مبانی همگانی و مشابه زبانهایی مثل انگلیسی شكل می‌گیرند، و بخش دیگری از انها تحت تاثیرمبانی فرهنگی، اجتماعی به وجود می ایند. به عبارتی ماهیت الگوبرداری های استعاری و حتی ترجیح كاربرد یك استعاره مفهومی بر دیگری در زبان فارسی، تحت تاثیر باورهای فرهنگی، اجتمایی زبانمندان،در كنار مبانی جهانی استعاره ها می باشد.[1]
استعاره : به كار بردن كلمه در غیر معنی اصلی [2]استعاره در زبان فارسی ،آرایه ای است مانند تشبیه وتنها تفاوت آن این است كه مشبه یا مشبه به حذف می شود.[3]
انواع استعاره:
استعاره دارای دو نوع است:
1-مصرحه(آشكار):این نوع استعاره ،تشبیه ای است كه مشبه حذف شود. هدف از آن اغراق ، ایجاز،تأكید ،محسوس وعینی كردن امور و... است.
2-مكنیه(تشخیص):این نوع استعاره،برعكس مصرحه تشبیه ای است كه در آن مشبه به حذف می شود.[4]
مثال:
چهره ی او مانند گل سرخ است
موی او چون سنبل است(مصرّحه)

قضا چون زگردون فرو هشت پر
همه زیر كان كور گردند وكر(مكنیه)

هم وطن عزیز بیا از جیل و لج بازی بگذر برا خودت و دیگر دوستانت بهتر خواهد بود باز هم خود دانی

کپ آخرت واخطاری که برای من و ماها دادی که کار همیشگی ات را دوباره می آغازی و به سربن و کدام بن و بی بن سرمیزنی و در در مورد مدارک آقای درام و اعمال پدرام جاسوسی میکنی بر و دست خلاص این وظیفه ی شما هاست بدون جاسوسی و دلقکی نمی توانی زنده باشی بزرگان فرموده اند : " عادت یکجا با خون و جان بیرون می شود: (بخت سیاه را به آب زمزم نتوان شست) این جاسوسی و تخریب گری را هزار بار انجام دادی و چشم بخیلی را خاک گور پر کند . اگر مردی برو جای پدرام را بگیر رهبر شو دانشمند شو چشم بخیل کور ولی یادت باشد تخریب نکن پشت سری گوی نکن که کار مردان نیست این شیوه مردی و جوان مردی نیست بخدا در همان پشتونوالی تان هم چنین عمل ننگین است . باز بیاد داشته باش که وقت پشت سری کسی گپ می زنی این معنی اش این است که او از خودت چند گام پیش است به همین خاطر از پشت سنگ وکلوخ می اندازی . اگر په دوکتور سیه سنگ می فرماید اگر قرار باشد بالای هر سگ که پارس می کند سنگ بی اندازی از روزگار میمانی و لی من مجبورم که از فرموده ایشان سرکشی کنم به اجازه دوکتور سیاه سنگ عزیز . من در خدمتت هستم جناب استعره دان
با عرض حرمت و احترام

ناشناس
اظهار ندامت و پشیمانی لطیف پدرام نزد ملت بزرگ پشتون

pesh kale qahr yasin khandan!

ناشناس
اظهار ندامت و پشیمانی لطیف پدرام نزد ملت بزرگ پشتون

in sokhan hamishagi man ast wali ba amer wejdan bayad mahkom namand man goftam ta khar fam nakonam namimanam

ناشناس

اظهار ندامت و پشیمانی لطیف پدرام نزد ملت بزرگ پشتون

بخیر بری پدرام
سر تو هم توسط پسر حاجی قدیر زده خواهد شد-
همانطوریکه مزاری توسط گل بیدین
مسعود توسط سیاف
ربانی توسط کرزی

mahmod

اظهار ندامت و پشیمانی لطیف پدرام نزد ملت بزرگ پشتون


صدای اذان در طول 24 ساعت در كره زمین قطع نمی شود_____
یك محقق علوم ریاضی به معادله ای دست یافت كه تاكید می كند در طول 24 ساعت شبانه روز هیچ گاه صدای اذان از روی كره زمین قطع نمی شود.
وی توضیح داد كه گفتن اذان 4 دقیقه زمان لازم دارد وزمین داری 360 خط فرضی از قطب شمال به قطب جنوب است كه معادل 360 درجه می باشد. هنگامی كه مثلا ظهر شرعی در خط یك شروع می شود 4 دقیقه طول می كشد تا ظهر شرعی در خط دو شروع شود و این مدت معادل زمانی است كه در خط یك اذان گفته می شود.
به این ترتیب 360 ضربدر 4 می شود 1440 كه معادل 24 ساعت است.

مسلم

اظهار ندامت و پشیمانی لطیف پدرام نزد ملت بزرگ پشتون

لطیف پدرام آنقدر کوچک نیست که از چهار نفر جاهل معذرت خواهی کند لطیف پدرام ناحق نگفته است که از گفته خود پشیمان شود.

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 24 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس