رفتن به محتوای اصلی
نگاهی به سیطره هزار و چهار صد ساله اعراب برافغانستان نوشته سلیمان راوش

نگاهی به سیطره هزار و چهار صد ساله اعراب برافغانستان نوشته سلیمان راوش

اسلام در افغانستان

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

تسلط روس ها براسیای میانه موجب ازبین رفتن فرهنگ های کوچک و بزرگ زیادی شد وحتی زبان های چون قره قلپاقی و .. عملا از بین رفت و درطی این بیست سال کوشش ازجانب دولت ومردم این کشورها برای احیای هویت شان تا هنوز نتیجه زیادی نداده است. بنا برگشت به گذشته برای افغانستان و ان هم به فرهنگ و آئین هزار وچهار صد سال قبل اگرنه محال، مبارزه طولانی و زمانی به همین اندازه را خواهان است که خودش اما و اگر های زیادی دارد. آن تاریخ گذشته انقدر برای مردم دور است که دیگرازبلخ و بامیان تنها نامی مانده و بسیاری ازمردم حتی تلفظ درست واژه زرتشت را نمی داند.

چند روزقبل جلد اول و دوم سیطره هزاروچهارصد ساله اعراب برافغانستان به دستم رسید وشبهای درازوسرد زمستان اینجا فرصتی خوبی برای خواندن آن کتاب ها بود.

چاپ مجدد این کتاب ها برای سومین بارودرفاصله زمانی نه چندان زیاد ازهم ، نشان دهنده علاقمندی وافرهموطنان مادرداخل وخارج به تاریخ گذشته کشورشان بوده وجای امیدواری است.

هرکتاب برای نویسنده اش مثل فرزندی می ماند ونویسنده با هرچاپ مجدد آن سعی درکامل نمودن آن کتاب به حد توان خود می کند و چنانچه نویسنده درمقدمه کتاب هانوشته است، دراین چاپ جدید ازاشتباهات تایپی خبری نیست و این را می توان درلابلای کتاب به خوبی مشاهده کردودرجلد دوم ان نیزاضافاتی صورت گرفته است.

زبان ساده و روان این کتاب ازدیگرمزیدهای آن است که هرخواننده بی توجه به سن و سال وسطح سواد ازآن می تواند استفاده نماید. گرد آوری تمام آن منابعی که درکتاب به کاررفته بدون شک کار سخت وحوصله مندی زیادی می خواهد که دراین عصربی حوصله گی ، نشان دهنده سخت کوشی نویسنده و تعهد ایشان درمقابل مام وطن است.

گرچه نویسنده درمقدمه کتاب می نویسد که ،هدف ایشان نوشتن تاریخ افغانستان نیست، بلکه توجه به نتایج اسفبارحمله اعراب درفروپاشی کاخ بلند هویت تاریخی و ملی و فرهنگی وآئینی افغانستان است که کمتر به آن پرداخته شده، اما اسناد جمله آوری شده دراین دوجلد کتاب این اثررا یک اثرتحقیقی تاریخی می سازد که برخلاف تاریخ نگارانی که درمورد افغانستان نوشته اند اززاویه ای دیگری به تاریخ افغانستان پرداخته وازدید دیگری که دراین هزاروچهارصد سال درافغانستان ممنوع بوده، نگاشته شده است.

قبلا نویسندگانی چون شجاع الدین شفا وداکترانصاری و علی دشتی و... نیزبا همین دید درمورد اسلام کتاب های زیادی نوشته اند، ولی نوشتن چندین جلد کتاب دراین مورد توسط آنها هیچگاه نمی تواند به معنای ختم کلام باشد.انهم درشرایط کنونی که قرائت های مختلف اسلامی و احزاب مختلف آن و فرقه های مذهبی، کشور ما را به جهنم تبدیل نموده اند و تروریسم مذهبی دنیا را تهدید می کند.

اسلامی که برای هرچیزوهرمورد حکمی اماده درتمام این هزار وچهار صد سال دربغل خود داشته و به بسیاری ازچیزهای که حکم می کند ازپایه براش می اندازد وهمان مورد را به هزاروچهارصد سال قبل ازامروز برمی گرداند، حرفهای زیادی برای نوشتن و گفتن دارد و قلم اقای راوش و دیگر کسانی را که دراین مورد می نویسند پربارترخواهانم.

ازطرف دیگراین کتاب تفاوت های با نوشته های آن نویسنده گان دیگر دارد که ازجمله آن می توان به این اشاره کردکه این کتاب فقط درمورد حمله اعراب برحدود وجغرافیای کنونی خراسان ویا افغانستان نوشته شده است. و می تواند به عنوان منبع خوبی برای نسل جوان وعلاقمندان به تاریخ افغانستان قرارگیرد.

نوشتن درمورد هویت تاریخی و آئینی و فرهنگی کشور کار نیکی است ولی صبر زیادی می خواهد تا به برنشیند و نتیجه دهد. کشورهای اسیای میانه که زیر تسلط روس ها بودند واگرچند ازنظرزمانی و مدت این سلطه اصلا با حاکم بودن فرهنگ عربی درکشورما قابل مقایسه نیست ومبارزه این کشورها برای احیای هویت گذشته شان درطی این بیست سال حرفهای زیادی برای گفتن دارد.

تسلط روس ها براسیای میانه موجب ازبین رفتن فرهنگ های کوچک و بزرگ زیادی شد وحتی زبان های چون قره قلپاقی و .. عملا از بین رفت و درطی این بیست سال کوشش ازجانب دولت ومردم این کشورها برای احیای هویت شان تا هنوز نتیجه زیادی نداده است. بنا برگشت به گذشته برای افغانستان و ان هم به فرهنگ و آئین هزار وچهار صد سال قبل اگرنه محال، مبارزه طولانی و زمانی به همین اندازه را خواهان است که خودش اما و اگر های زیادی دارد. آن تاریخ گذشته انقدر برای مردم دور است که دیگرازبلخ و بامیان تنها نامی مانده و بسیاری ازمردم حتی تلفظ درست واژه زرتشت را نمی داند.

تاکید های متواتر نویسنده برجنبه های اقتصادی حمله اعراب به افغانستان وغنیمت های جنگی و کنیزوبرده که محرک اصلی بسیج اعراب برای حمله به کشورهای دیگر وافغانستان بوده یک امر معلوم داراست که اگرچند سیاه نگاران اسلامی همیشه این لشکر کشی ها را درراه خدا و فی سبیل الله آورده اند. شعارهای چون الله و دمکراسی وکمونیسم فقط دلایل خردپسند برای پوشانیدن جنبه ها و منافع اقتصادی جنگ درتمام طول تاریخ توسط جنک افروزان بوده و فعلا هم است. اعراب به نام الله امدند و جنایت کردندو تا هنوز جنایت شان را ادامه می دهند و انگلیس به نام حمایت ازیک حرامزاده تاج و تخت و روس های برای پشتیبانی ازکمونیسم و امریکا به نام دفاع از دمکراسی و ازادی امدند و اولین قربانیان شان همان الله و کمونیسم و دمکراسی در این کشور بود.

این کتاب وکتابهای دیگری که با همین دید به مساله حمله اعراب به افغانستان و ایران می پردازد وازتاریخ پیش ازاسلام افغانستان، یا به گفته آقای راوش ازآن کاخ بلند هویت تاریخی و فرهنگی و آئینی به افسوس یاد می کند سوالهای زیادی را نیزمی تواند درذهن خواننده خلق کند که چگونه اعراب توانستند درمدت ده یا بیست سال بعد ازمرگ عمرامپراطوری شان را از شام تا خجند وهند گسترش بدهند؟

چگونه اعراب بیابان گرد وغیرمتمدن توانستند این دین را به مردم متمدن این سرزمین ها دراین مدت کم بقبولاند و با کدام زبان توانستند دین شان را تشریح نماید؟ تنها شمشیر ومالیه و جزیه نمی تواند دلیلی برای قبول نمودن این دین توسط مردم این سرزمین های جنگ دیده باشد. مردم این سرزمین پیش ازاسلام نیز برای دولت مالیه می پرداختند وعبادتگاه های زرتشتی نیز سهم بزرگی ازاین مالیه می بردند و اصولا امپراطوری ساسانی خودیک امپراطوری مذهبی بود.
یکی ازدلایل شکست امپراطوری ساسانی همین به تنگ امدن مردم از موبدان زرتشتی بودند که با سو استفاده ازمقام وموقعیت مردم را تحت فشار قرار می دادند.

درنظام طبقاتی حاکم آن زمان بعد ازپادشاه وهفت خانواده سلطنتی، روحانیون درمقام دوم قرارداشتند که بعد از ان جنگجویان و دهقانان ومردم عادی بودند.

با نگاه به تاریخ گذشته افغانستان وجنگ های قاره هند و وضعیت فعلی افغانستان به عنوان یک کشوراسلامی می توان گفت که هردینی پتانسیل تبدیل شدن به خشونت و تروریسم را دارد و چی این دین آسمانی باشد وچی زمینی و بهترهمان است راه های برقراری صلح و آرامش را نه در دین که درچیزهای دیگری جستجو کرد.

به هرصورت حرفها زیاد است واگراین یاد داشت کوچک چیزی داشته باشد وتشویق کننده ذهنی برای خواندن این دو جلد کتاب باشد مرهون ذهن جسوروکاوشگرآقای سلیمان راوش است وبه نوبه خود چاپ مجدد کتاب هایش را به علاقمندان تاریخ و گذشته مام وطن و خودایشان تبریک می گویم و درانتظار آثاربیشتر شان!

گالری عکس

kawa gharji

kawa gharji

کاوه استم.
در کشورم اتفاق های می افتد که نمی توانم از کنار شان به بی تفاوتی رد شوم.
درس می خوانم. موسیقی می شنوم .

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

13 دیدگاه
southia

زندیقی .

کاکا !
وقتی خداانسان را ساخت , انسان را مرد ساخته بود و مرد بعد از دمیدن روح خدا به درونش به معیت فرشتگان به بهشت فرستاده شد ومرد در تنهایی از غفلت خدا استفاده نموده سیبی خورد و بعد از چندی مرد حیران بود که چگونه چیزی را که خورده است از خود خارج نماید و از جایکه بهشت بیت الخلاه نداشت به امر خدا دسته گندمی را به کونی مرد زدند و مرد را از بهشت انداختند بیرون , ولی وقتی خدا مرد را ساخته به بهشت فرستاد از قراین معلوم میشد که خلقت انسان را از بطن مرد تصمیم دارد و تصمیم دارد که رحم مرد را با همخوابگی با یکی از ( غلمان ) های موجوده در بهشت ببنددد و بعد زایمان را از راهی معقد مرد براه اندازد . این قضایا در موجوده گی و شهادتء اسرافیل و عزایل و میکایل و باقی فرشتگان دم و دستگاه خداوندی اتفاق افتاده همه را متعجب ساخته بود و از جمله محترم شیطان الرجیم در غضب خاصی شب و روز زنده گی خود را بسر میبرد و منتظر ثابت ساختنء منفی بودن موجودیت مرد در کاینات دقیقه شماری مینمود . وقتی مرد به خاطری خیانتی که به خدا "پیدا کننده" خود نموده بود از بهشت بیرون انداخته شد مستقیم و تنها افتاد بروی کوهی "ادمس پیکس" در جنوبء سری لنکا در دوهزارو سه صد متر بلندی از سطح زمین . بهر حال در این جا وقتی خدا به غلطی خود پی برد چاره جز پیدا نمودن زن از قبرغه مرد نداشت . باقی کار های خدایی را شما خود خبر دارید مانند , کاریدن درخت های بی حاصل بروی کوه های بلند و یا بی توجهی به زنده گانی پنگوین های قطب شمال . گرچه زمانه امدن " وحی " نیست و ما انسان ها نمیتوانیم به هیچ وجهه با خداوند رابطه بر قرار نمایم که بپرسیم که اگر اله تناسلی مرد را برای معقد مرد ها درست ننموده است پس چرا " گرد " است ؟ . . .

کاکا
به جواب سوال ساتیا جان

من دیروز در حالت خلسه با خدا ملاقاتی داشتم و سوال شما را پرسیدم. با زبان کاکه گی همیشه گی اش گفت که : " بادار دنبال همین گپ ها نگرد اگرنه محمد دیگری می فرستیم که حالا اگر فقط پوست الت تان را به نام سنت می بریم انوقت تمام الت تان را می بریدیم و من هم از خیر ادامه بحث گذشتم.
کوشش نکن زیاد به ان الت ات نگاه کنی عزیز دل کاکا.

Roshan
به جواب سوال ساتیا جان

کاکا. معلوم میشه که مقدار چرس چلمت یک کمی زیادتر از حد معمول بوده ودرحالت نشه نه نه اولادهاره که همیشه بالایت بخاطر ضعف جنسی ات غر میزنه دیدی که واسوخت امده واله تناسلی ات را چک کرده که بیدار است ویا مانند همیشه به خواب زمستانی رفته وباز بریت گفته که از کرده بهتر است که از بیخ ببریش. باز تو فکر کدی العیاذ باالله با خدا صحبت کردی. درست حدس زدم نی؟

southia

نگاهی به سیطره هزار و چهار صد ساله اعراب برافغانستان نوشته سلیمان راوش

کاکا !

محمد خود قبل از امدن اولین وحی یک کافر بود که نه به دین مروجه وقت عیسایت ایمان داشت و نه به یهودیت , فقط از صبح تا شام به پاک کاری بت های میراث مانده از ابراهیم و اسماعیل میپرداخت . و در عین زمان مانند شما ( ختنه ) نشده بود واز شرم دراز بودن چرم اله خود زیاد روی مسایل فقی به بحث با متدینین نمیپرداخت . ( حالا خداوند چرا پبغمبر خود را ازبین یکی از ادیان با کتاب و مروج روز انتخاب ننموده است , این سوال را وقتی در حالت خلصه فر رفتید از خودش بپرسید , حتما جوابی درستی به شما خواهد داد ) . امروز معلوم شده به همه که ما نه به محمدی دیگری احتیاج داریم و نه از خدا انتظار کمکی را داریم و باقی تمام ملا ه ها و اخوند ها و روحانی ها همه و همه دلالانی بیش نیستند . در عین زمان انسان توانسته است بر بحر و بر و اسمان حاکمیت خود را ثابت سازد و حتی از جامعه که برای خود در روشنی علم و دانش درست نموده اند همه حیوانات را دور ساخته محیطی تقزیباء مطمینی برای خود ساخته اند ولی انسان تا حال سگ را از محیط زیست خود بدور رانده نتوانسته است و حتی سگ ها بدورن خانه های انسان ها را پیدا نموده نزدیک است که انسان را به جنگل و خود را در جامعه انسانی مستقر سازد . برای همین دیده درایی و بی حیایی و کج دمب بودن و کون لچ بودنء سگ , " مرد " خود را رفیق باسگ قلمداد نموده است . و واقعاء اگر درست دیده شود " مرد " و سگ هر دو خصایص و اخلاق مثل هم دارند . " ولادیمیری" میگفت : خداوند سگ را در روی سرک ها و بین خانه برای تعلیم دادن " مرد " در امور زنده گی تعین نموده است . عزت زیاد .

مژده
خدمت سوتیا

حضرت محمدص زمانی به پیامبری مبعوث شد که هیچ دینی دست ناخورده ی وجود نداشت و دین مروجه آن زمان بت پرستی بود و یکتعداد کمی عیسوی های وجود داشت که آنها کتاب شانرا تحریف کرده بودند. پیامبر ص هیچگاهی بت پرست نبوده و نه تنها اینکه از شهرت و مقام نیک نزد مردم برخوردار بودند بلکه یک شخص متفکر و یکتاپرست بودند که به وحدانیت خداوند متعال ایمان داشتند و روز ها در کوه بخاطر راز و نیاز میرفتند. این گفته های من نه بلکه تاریخ این را ثابت ساخته است.
با توهین و بی ادبی های که در مورد پیامبر ص گفتید شایسته یک گفتمان نیست و فکر میکنم ادامه دادن بحث با چنین بی سوادی مثل شما که غیر از توهین کردن به مقدسات چیزی دیگر یاد ندارد بی فایده است ولی باز هم اگر مشکل عقیده ی دارید و به کدام بن بستی مواجه شده اید حاضرم کمک تان کنم. متوجه باشید که این توهین و یاوه گویی های شما هیچ ضرری به خدا و پیامبرش نمیرساند بل زیانی است که به خودتان برمیگردد مثالش چنان است که یک قطره آب کثیف را در دریا بیاندازی که اصلا دریا کثیف نمیشود بلکه آن قطره آب کثیف ناپدید می شود. سبحان ربک رب العزه عما یصفون و سلام علی المرسلین و الحمد لله رب العلمین.

kaka shakoko
خدمت مژده جان ساتیا گل

مژده جان سو تفاهمی شما نسبت به ارقام و امار های که از نشریات جهموری اسلام ایران در مورد کشورهای اروپائی و امریکا نشر می شود از آنجا سبب شده که قوانین این کشورها را به درستی نمی دانید.
در اروپا و امریکا اگر زنی بدون رضایت حتی با همسرش سکس نمایدنظر به قانون تجاوز جنسی به حساب می رود و باید مورد پیگرد قانونی قرار بگیرد. اما در کشورهای اسلامی به خاطر قوانین و شریعت اسلامی که به مردها اجازه هر کاری را می دهد این مسایل نه تنها جرم است بلکه تشویق هم می شود. مطمن باشید که 80 در صد از زنان در افغانستان وبسیاری از کشورهای اسلامی بدون رضایت خاطر خودشان به شوهر داده می شوند و بدون در نظر گرفتن خواست انها همرای شان رابطه جنسی از طرف شوهرشان برقرار می شه و اگر اماری ارایه شود انوقت سر به 1000 در 1000 در صدخواهد زد.
در جهانی که داد از حقوق بشر می زند و شعار بزرگ اش دمکراسی و حقوق بشر است دیگر قطع دست و پا و سر بریدن جایی ندارد و باور کنید که حتی دزدیدن گرانبها ترین چیز ارزش ان را ندارد که ما دست و پای یک انسان دیگر را قطع نمایم. اگر قطع دست و پا می توانست یک جامعه سالم و شگوفا را ایجاد کند حالابرادران طالب و جمهوری اسلامی ایران تان شگوفا ترین جامعه را داشتند.
بربریت قوانین شریعت اسلامی را دیگر هیچگاه جهان پذیرا نخواهد بود و بهتر است که شما برای خدمت به دین اگر شده سکوت کنید. این بهترین راه است.

مژده
خدمت مژده جان ساتیا گل

ارقام که ارائه شده کدام آن اشتباه است آیا این همه سر وصدای که از رسانه ها بلند میشود همه دروغ است؟ شما حاشیه روی میکنید اگر میخواهید بحث کنید در مقابل هر سوال که از شما کرده ام جواب بدهید

southia

کاوه غرجی کافر .

مژده !
اول اینکه به مزاری بگو که " مژده " نام دختر است و از این به بعد در ابتدای جوابیه به پست ها تو " مژده " را ( خانم و یا اقا ) ننویسد و کاملاء با اطمینان شما را خانم مژده صدا کند . دوم اینکه اگر تو دست از فخاشی من برداری من و ثابت کنی که دانش داری , شاید به تو بعیت کنم ولی نه به محمد پیغمبر اسلام .

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 13 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس