رفتن به محتوای اصلی
وای اگر از پس امروز بود فردایی

وای اگر از پس امروز بود فردایی

پرویز کامبخش/ قانون اساسی افغانستان و قانون نشرات در بسیاری از مواردی شفافیت ندارد و هر کسی می تواند از آن تعبیر های خود را داشته باشد. از طرف دیگرما نمی توانیم تمام احکام های صادر شده در مورد پرویز کامبخش و محقق نسب ها را به چند ملا بخیه کنیم و بگویم که این کار چند نفر متعصب است.

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

حمایت ازکامبخش بدون وارد نمودن فشار به دولت به خاطر تعدیل و تصریح نمودن قانون اساسی و قانون نشرات موجب خواهد شد که در آینده ها بار دیگر جامعه روشنفکری افغانستان گرفتار چنین مشکلی گردد. بدبختانه ما در افغانستان هیچگاه دنبال حل یک مشکل از ریشه نیستم بلکه همیشه می خواهم سنگی را که در راه ما قرار دارد برداریم و بعد از گذشتن، دوباره آن را سر جایش اولش بگذاریم. همین است که یک مشکل در زمان های متفاوت به شکل های مختلفی سربرمی آورد. گاهی محقق نسب را به خاطر تعبیرش از حقوق زن در اسلام محاکمه می کنند و گاهی پرویز را به خاطر خواندن و تکثیر چند مقاله از انترنت می خواهند اعدام کنند.

گفت ان یار کزو گشت سردار بلند / جرمش ان بود که اسرار هویدا می کرد

پرویز کامبخش آزاد شد. ازاد شدن پرویز کامبخش تنها خبر خوشی است که از کشورخبرساز خود در این روزها می شنویم .

نمی خواهم درموردعمل پرویز کامبخش حرف بزنم. چون حتی اگر نویسنده آن مقاله ها خود کامبخش می بود باز هم حق به جانب بود. اینکه آیه های زن ستیز در قرآن وجود دارد نمی شود آن را انکار کرد. اینکه این ایه ها در جامعه مثل افغانستان تاثیر خود را دارد هم نمی شود انکار کرد. اینکه سنت و دین در افغانستان دو چیزی است که همواره همدیگر را به شکلی تقویت می کنند و در ارتباط با هم قرار دارد،هم نمی شود نادیده گرفت. وقتی این آیه ها در قران وجود دارد ،امکان ندارد که تمام آن آیه ها را با بیست سال زندان نمودن یک نفر پنهان کرد.
ازادی پرویز کامبخش با وجود اینکه خبری خوبی است، اما هیچگونه ضمانتی وجود ندارد که بار دیگر کامبخش دیگری را به همین جرم و یا جرم مشابه به این، روانه زندان نکنند ودرآینده ها چنین مشکلی بروز نکند. حمایت ازکامبخش بدون وارد نمودن فشار به دولت به خاطر تعدیل و تصریح نمودن قانون اساسی و قانون نشرات موجب خواهد شد که در آینده ها بار دیگر جامعه روشنفکری افغانستان گرفتار چنین مشکلی گردد. بدبختانه ما در افغانستان هیچگاه دنبال حل یک مشکل از ریشه نیستم بلکه همیشه می خواهم سنگی را که در راه ما قرار دارد برداریم و بعد از گذشتن، دوباره آن را سر جایش اولش بگذاریم. همین است که یک مشکل در زمان های متفاوت به شکل های مختلفی سربرمی آورد. گاهی محقق نسب را به خاطر تعبیرش از حقوق زن در اسلام محاکمه می کنند و گاهی پرویز را به خاطر خواندن و تکثیر چند مقاله از انترنت می خواهند اعدام کنند.

برو ای زاهد خودبین که زچشم من و تو

راز این پرده نهان است و نهان خواهد بود

برای ریشه کن نمودن این مشکل ما نیازبه تصحیح قانون اساسی و قانون نشرات داریم. چون آنهای که کامبخش را می خواستند اعدام کنند چند ملای متعصب نبود که با تکیه بر سنت از یک منبع رسمی حکم قتل و اعدام را صادر کردند بلکه قانونی است که چنین حکم های را در خود دارد. اسلامی نمودن قانون اساسی و قانون نشرات با در نظر داشت اینکه شریعت اسلامی و دین اسلام ,دینی است که می خواهد به همه چیز نفوذ کند و در مورد همه چیز نظر دهد- از جماع کردن سگ و بز گرفته تا اندازه ریش و بروت و هزاران چیزی دیگری که حتی به فکر جن هم نمی رسد - چنین مشکلات را همیشه می تواند خلق کند.

قانون اساسی افغانستان و قانون نشرات در بسیاری از مواردی شفافیت ندارد و هر کسی می تواند از آن تعبیر های خود را داشته باشد. از طرف دیگرما نمی توانیم تمام احکام های صادر شده در مورد پرویز کامبخش و محقق نسب ها را به چند ملا بخیه کنیم و بگویم که این کار چند نفر متعصب است. چون قانون عموما چیزی است که برای مدت زمان طولانی می ماند و ما هم که نمی توانیم منتظر یک آدم بی تعصب بنشینیم و بگذاریم که تا آن وقت این چند ملای متعصب هرکسی راکه از زمزمه بالاتر حرف بزند تکفیر و حکم اعدام بدهد.

قانون اساسی افغانستان و قانون نشرات از همان اول پیش بینی می شد که مشکلات زیادی را فراهم نماید. حتی همین نام جمهوری اسلامی خود نشان دهنده فرداهای نامعلوم و شومی بود که درخوشبینانه ترین تحلیل آن جمهور اسلامی ایران را می شد دید که همین حالا صدها نویسنده و خبرنگار در زندان های آن شکنجه می شوند.
بنا همین حالا که دل اقای کرزی از تقلب های که در انتخابات نموده خوش است استفاده نماید و شاید در کنار امتیاز بخشی های وزارت و چوکی، ازادی بیان را به ما بدهد. چون ازادی کامبخش هیچگاه نمی تواند به معنای باور داشتن کرزی با دمکراسی و ازادی بیان باشد بلکه این هم امتیازی است که به نویسندگان صدقه داده است.

گرخویش زیاران می بین که چه بی خویشم

زاسرار چی می پرسی چون شهره و اظهارم

حلاج اشارت گواز خلق به دار آمد

وز تندی اسرارم حلاج زند دارم

kawa gharji

kawa gharji

کاوه استم.
در کشورم اتفاق های می افتد که نمی توانم از کنار شان به بی تفاوتی رد شوم.
درس می خوانم. موسیقی می شنوم .

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

11 دیدگاه
hazarbuz

وای اگر از پس امروز بود فردایی

معلوم میشود که شما ها برای اثبات وجود خداوند اصلاء حرفی ندارید که بزنید و یا اصلاء خدا وند را در مقابل عمر و علی و عثمان و عایشه و ابوبکر مو جودی ناجیز تر حساب میکنید و تا جایکه من دیده ام وقتی به مشکلی بر میخورید به جای اینکه نام خدا را گرفته از او که به حساب شما ریس کل است کمک بخواهید از علی و یا عمر و عیسی و موسی و فاطمه و ابولفضل کمک میخواهید , این نشان دهنده ضعف دانش دینی شما است و مطمین هستم از یک سپاهی سوته به دست زیاد تر میترسید تا از خدا , بهر حال شما ها در نوشته های تان زبونانه و در حالت بیچاره گی از خود دفاع مینماید و یا به عباره دیگر در حالت پنهان نمودن دانش کم دینی و مذهبی خود هستید و یا در کجکول فقیرانه شما بغیر از تفاله و زبالهء حیوانات و یا یک عده تعویض و شویست و دودی محقز چیزی از اسلام نیست , شما درین مسله قاصر نیستید . دلالان دین بعنی ملاه ها اخوند ها قاضی های درنه بدست ومعتصم بالله ها همه و همه کسانی که در تجارت دین خود را و زنده گی پست و فقیرانه خود را به پیش میبرند و کاری جز سفسطه بافی ندارند , میتوانم عرض کنم که گناه ایشان نیز نیست , دینی که نتوانسته است کوچکترین مشکل یک انسان معمولی را عملاء حل نماید و یا در شرایط هزارو چهاصد سال قبل " طهارت " که جزو از ایمان است نتوانسته است بر مبنای شرایط امروز تغیر داده بر مراد مسلمانان و یا بهتر عرض کنم انسان های این دنیا بسازند . چطور ایجاد تفکرات نظر به خواست های ما و شما در دماغ اخوند بد بختء که خود در مانده است بر نفقه اولاد های صغیر خود , ایجاد کند . همچنان از نوشته های شما معلوم میشود که همه شما ها کور کورانه دنباله رو ملاه های مسجد هستید که اکثر در مابین دنیا داری و روحانیت در نوسان هستند . کسانی مانند شما تحت فتوحات روحانی عربها همیشه در قدم بوسی یک عده عربی که معلوم نیست از کدام فرقه اسلام است در اب بازی هستید . گاهی مقابل خدا دست باز ایستاده میشوید و گاهی دست بسته , گاهی سنگی را مقابل گذاشته سجده میکنید و گاهی با انگشتان تان در هوا اشاره میکنید و این اخلاقیات مالیخولیایی و یا مجنونانه را شما ها اسلامء به جای رسیده نام داده اید و در زنده گی روزنه تان همیشه در حالت خلصه هستید و نمیخواهید کسی از راز شما که همان پوچی و بیهوده گی است سر در بیاورد . خنده دار اینست که چنان بی مهابا و با صمیمیت خود را مالیخولیا و دیوانه درست نموده اید که خود گاهی فکر میکنید که شما حتماء به جای رسیده اید و اگر وضع تان به همین منوال ادامه پیدا کند خداوند حتماء برای شما وحی خواهد فرستاد , ولی اشتباه میکنید , اول اینکه از نظر اسلامی کتاب وحی رسیدن و وحی فرستادن بسیار زمانه ها است که بسته شده است , و اگر شما حس نمودید که ارشادی در داخل بدن شما شده است , آن آوازی وجدان شما است که به شما هشدار میدهد که از دیوانگی بیرون بیاید و به انسان ها بپیوندید , عرضم به حضور شما که انسان بودن شما درین قرن واقعاء ضرورت هر انسان درین دنیا است واین خواست خداوند نیز میباشد , ولی اگر خداوند در اول یعنی شروع دین محمدی به مردم آزادی میداد , و یا غلامی و کنیزی و برده گی را برداشته به جای ان برابری برای مردم فراهم میساخت , و یا خوشی و شادمانی و تندرستی برای مردم به ارمغان میاورد , و یا امر ساختن مدارسی سواد اموزی را میداد , هیچ گاه اجازه کشتن مردم را به نفع خود نمیداد , مگر مردم دیوانه بودند که اسلام را به دلخواه خود قبول نکنند .

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 11 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس