رفتن به محتوای اصلی
نگارش های فیسبوکی: چشم بادامی ها در نگارگری های مینیاتوری بر جعلی بودن آریانا و آریایی تاکید دارند

نگارش های فیسبوکی: چشم بادامی ها در نگارگری های مینیاتوری بر جعلی بودن آریانا و آریایی تاکید دارند

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

برای من بسیار جالب است که می بینم در دنیای جعلی آریایی، در تمام نگارگری های مینیاتوری باقی مانده از قدیم، حتا در دوره ی استاد کمال الدین بهزاد، چهره های شرقی، با چشمان بادامی را می توان دید و از آن چهره های افسانه ای آریایی چندان خبری نیست. در جغرافیای سانسور و سرکوب، همین چهره های شرقی نیز آریایی می شوند و کسی جسارت ندارد از آنان بپرسد پس چهره ی خودتان کجاست. قطعن بارها و بارها به چهره های ترسیم شده ی امروزی از بزرگان ادبیات مان همچون مولانای بلخی رومی، مولانا بیدل و سایرین برخورده ایم که تصاویری غیر واقعی و کاملن مصنوعی از چهره ی آنان رسم شده و واضح است که کار جعل پردازان چند دهه ی اخیر بوده و با سیمای اصلی این بزرگان نمی تواند همخوان باشد. توصیه می کنم، گشتی در دنیای مینیاتور بزنید و از دیدن آثار زیبای قدیمی لذت ببرید.

* من از دیدن مینیاتورهای امروزی چندان لذت نمی برم، چرا که بیشتر شبیه فیلم های بالیودی می باشند.

نظرات مختلف در این مورد را می توانید در صفحه فیسبوک کامران میرهزار دنبال کنید.

کامران میرهزار

کامران میرهزار

شاعر و متخصص سیستم های معلوماتی
سردبیر و ناشر کابل پرس?
هزاره از هزارستان

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

29 دیدگاه
janbaz

نگارش های فیسبوکی: چشم بادامی ها در نگارگری های مینیاتوری بر جعلی بودن آریانا و آریایی تاکید دارند

یعنی چه؟ منظور شما از این نوشته چه است، واضح‌تر بنویسید که منظور تان بهتر فهمیده شود. این تصاویر میناتوری چینی چه کاری با آریایی دارد؟

شولتس

نگارش های فیسبوکی: چشم بادامی ها در نگارگری های مینیاتوری بر جعلی بودن آریانا و آریایی تاکید دارند

آقای جانباز
منظور ایشان همین است که بگویند: تقریبآ سه چارک قرن مردم ایران , افغانستان و منطقه را با تاریخ های جعلی بنام نژاد آریائی و سرزمین آریائی فریب دادند.

شولتس

نگارش های فیسبوکی: چشم بادامی ها در نگارگری های مینیاتوری بر جعلی بودن آریانا و آریایی تاکید دارند

آقای جانباز
این تصاویر میناتوری چینی نیست. لطفآ در تصویر دوم از بالا نگاه کنید , آن خط از بالا به پایان را که می بینید, خط ترکستان شرقی یعنی اویغوری است.

janbaz

نگارش های فیسبوکی: چشم بادامی ها در نگارگری های مینیاتوری بر جعلی بودن آریانا و آریایی تاکید دارند

آقای شولتس
بسیار جالب است که نژاد آریایی وجود نداشته و تاریخ نویسان و نژادشناسان تا حال اشتباه می‌کرده اند و ما را فریب داده اند. بهرصورت این اظهارات اخیر جناب میرهزار و شما حتماً براساس کدام سند علمی بنا یافته است. اگر چنین باشد مهم است که همان منابع را در اختیار ملت گذاشته تا از یک حقیقت تاریخی بزرگ پرده برداشته شود.
تشکر

ناشناس

نگارش های فیسبوکی: چشم بادامی ها در نگارگری های مینیاتوری بر جعلی بودن آریانا و آریایی تاکید دارند

چشمهای بت بامیان را ظاهر شاه بدون دلیل تراش نکرد!!!!
فارسی را کی فارسی ساخت؟ احمقی نژادها؟ نخیر!

میراحمد لومانی

نگارش های فیسبوکی: چشم بادامی ها در نگارگری های مینیاتوری بر جعلی بودن آریانا و آریایی تاکید دارند

دوستان عزیز نقاشی مینیاتوری هیچ ربطی به اتراک عزیز ندارند! نقاشی مینیاتوری سبک خاص از نقاشی چینی- فارسی میباشد! برای ثبوت این امر، نطری اگر به خیستگاه، و محل پیدایش، پرورش و رشد این هنر انداخته شود، موضوع روشن خواهد گردید! مناطق فارس نشین ایران تاریخی یعنی « ایران و افغانستان امروزی» از قبیل شهر های همانند هرات، اصفهان، شیراز ویزد؛ ازمهم ترین مرا کز رشد و انکشاف این هنر زیبا به حساب میروند! در اصفهان و یزد تا هم اکنون نقاشان چیره دست مینیاتوری مصروف خلاقیت های هنری در این راستا میباشند! اساطیر، افسانه، و فرهنگ ملت فارس با هنر زیبا مینیاتوری به گونه عمیق ی تلفیق یافته است! گویش هزاره گی، نزدیک ترین گویش به کتاب اوستا تاریخی بوده، و چهره هزاره گی نقش برجسته یی بر هنر صورت گری فارسی میباشد و.. حال دوستان هزاره که مارا با این همه مفاخر بزرگ تاریخی در بستر حوزه تمدن فارسی، به ترک و مغل پیوند میزنند باید متوجه باشند که جفا بزرگی را در حق ملت و جامعه خویش به انجام میبرند!!

muhammad

نگارش های فیسبوکی: چشم بادامی ها در نگارگری های مینیاتوری بر جعلی بودن آریانا و آریایی تاکید دارند

19به توجه محترم جان باز
جعلی بودن آریانا ، آریایی را پروفسور دوکتور لعل زاد د ر مقاله تاریخی جنوری 2010 با اسناد و دلایل مستند ثابت ساخته است که د ر کابل پرس? نشرشده است .
به توجه محترم میر احمد لومانی ، شما باید منکرحقیقت نباشید کمال الدین بهزاد د ر هرات تولد شده د ر زمان سلطنت
شاه رخ میرزا تیموری و میرزا سلطان حسین بایقرا تیموری د ر زمان رنساس هرات پرورش یافته به کمال رسیده
میناتوریها همه و اکثرأ ازشاهان و امپراتوران تیموری هرات و دهلی هستند . د ر اواخر حیات کمال الدین بهزاد ، شاه اسمعیل صفوی د ر زمان شیبانی خان اوربیک به هرات حمله میکند جنگهایی بین شیبانی خان و شاه اسمعیل صفوی
د ر نقاط مختلف صورت میگیرد بلآخر چنس به شاه اسمعیل صفوی میباشد د ر نتیجه شیبانیخان شکست میخورد هرات هم به دست شاه اسمعیل اثیرمیگرد د ، شاه اسمعیل صفوی کمال الدین بهزاد را با خود به اصفهان میبرد هردو شاه هم تورک تستند.

میراحمد لومانی

نگارش های فیسبوکی: چشم بادامی ها در نگارگری های مینیاتوری بر جعلی بودن آریانا و آریایی تاکید دارند

جناب محمد محترم! قدامت هنر میناتوری، خیلی ها بیش تر از قدامت حاکمان مغل و ترک میباشد! هرچنک حاکام مغل با تمام ویرانگری های شان زود مجزوب تمدن بستر فرهنگی حوزه فارس گردیده، و خرابی های شان را کم و بش جبران نمودند. اما کله منار های که از مردمان بومی هزاره در نواحی سیستان، فراه رود، گرمرود و نوحی نادعلی و.. ساختند، دیگر هرگز جبران شدنی نبوده است.. شاهان ترک و بخصوص مغل در انکشاف فرهنگ فارسی نقش خیلی مهم را دارا بوده اند، اما خود بانی و بنیان گذار آن نبوده اند! غزنوی ها که ترک بوده اند، خود در بستر تمدن حوزه فارس مجذوب و حل شده اند! این قانون زنده گی و مهاجرت ها میباشد! دسته های کوچک قومی در هنگام مهاجرت در بستر فرهنگی جدید حل و جذب میگردند. مقاومت و پایداری وقتی ممکن هست، که کتله های بزرگ و چندین میلونی همزمان در یک منطقه جدید، و به گونه هدف مند جابهجا گردند! جناب محمد عزیز برای روشن شدن مطلب شما عزیز را به دانش نامه ها ارجاع میدارم! کتله های بزرگ مردمی؛ همچون مردم شریف هزاره با تمام سوزنده گی استبداد سه صد ساله اوغانی، به قیمت جان و حیات؛ همچنان فرهنگ و داشته های فرهنگی خویش را حفظ نموده اند! این پایداری تاریخی، نیاز مند قدامت و ریشه های مستحکم تاریخی بوده است؛ عزیز برادر!

فرشید

نگارش های فیسبوکی: چشم بادامی ها در نگارگری های مینیاتوری بر جعلی بودن آریانا و آریایی تاکید دارند

حالا که جناب میر هزار به مثابه ی یک چهره شناس خبره تبارز کرده اند ؛ ما غاقلان جهان نیازمند آنیم که ایشان مارا اندرین زمینه بیشتر بهره ور سازند . می فرما یند: " درجغرافیای سانسور وسر کوب همین چهره ی های شرقی نیز آریایی می شود ..." پرسش این است که منظور شان از " چهره های شرقی " کدام است؟ آیا آریایی ها شرقی نبوده و یا هیچ شباهتی به هیچ یک از فیزیک چهر ه ی شرقی نداشته اند؟ بعد خطاب به مخاطبان نامعلوم می نویسند : " ... و کسی جرئت ندارد بپرسد پس چهره ی خود تان کجاست؟ " سوال این است که اگر آریایی ها موجودات خیالی وجعلی بوده اند آقای میرهزار چگونه چهره ی اصلی ایشان را از چهره ی جعلی تمییز داده اند ؟
و جای دیگر مدعی می شوند که از بزرگان ادبیات مان تصاویر غیر واقعی وکاملن مصنوعی رسم شده است . کاش ایشان نمونه های از چهره ا صلی و " واقعی" بزرگان مورد نظر خویش ارایه می دادند تا ما نیز مثل ایشان مطمین می شدیم که جعلی در کار بوده است.
گذشته از این ها آیا در این منطقه ی جهان غیر از " تورکتبار" ها و " چشم بادامی" ها اهل هیچ تبار و نژاددیگری زندگی نمی کرده است؟ اگر پاسخ مثبت است پس آن ها را چی می نامیده اند ؟
به نظر می رسد که مدعیان روشنفکری و "شاعران جهانی" ما نیز کم کم به منجلاب تبار گرایی فرو می روند وفراموش می کنند که انتساب انسان ها به تبار ها و نژاد ها هیچ مزیت وبرتری را در پی ندارد. . فرض کنیم که آریا و آریایی یک جعل تاریخی بوده است؛ یا بر طبق ادعای گزافه ی آریایی گرایان تنها دراین منطقه آریایی ها زیست داشته اند ؛ آیا این امر برتری یا فضیلتی بالا تر از منزلت انسانی به " تورکتبار" ها و " چشم بادامی" ها یا " آریایی " ها می بخشد؟ فرض کنیم درتمام جهان فقط یک حقیقت نژادی وجوددارد و آن همین تورکتبار ها وچشم بادامی ها یا فقط " آریایی" هامی باشد و باقی همه جعل و تقلب وفرض وخیال وتصور است؛ سر انجام ازاین امر چی نتیجه ای حاصل می شود؟ در ضمن یاد آور می شوم که بیدل را " مولانا" نی بلکه " میرزا" می گفته اند !

G. sakha

نگارش های فیسبوکی: چشم بادامی ها در نگارگری های مینیاتوری بر جعلی بودن آریانا و آریایی تاکید دارند

آقای جانباز!
متاسفانه اکثریت دانشمندانی را که به نام تاریخ نویس می شناسیم در حقیقت تاریخ ساز بوده اند و به قول برتراند راسل فیلسوف و ریاضی دان سرشناس بریتانیا آن ها بیشتر شر رسانده تا خیر. به طور مثال، بر اساس شهادت مورخان قدیم من جمله طبری مدافعین مناطق شمال و جنوب هندوکش ( یعنی از کابل تا سیستان و از تخارستان تا بادغیس و هرات ) در برابر تهاجمات لشکریان عرب، مردمان تورک بوده اند. کدام مورخ داخلی ( همان هائیکه برجسته و مشهور نامیده می شوند) به این امر مسلم اعتراف کرده اند. اگر این تاریخ نویسان مشهور واقعاً به حرفۀ خویش صادق می بودند و رعایت امانت می کردند این حقیقت را آن طوریکه در تاریخ طبری و دیگران آمده در کتب به اصطلاح تاریخی خویش انعکاس می دادند. در نتیجۀ پنهان کاری عمدی ایشان، امروز 98 % با سوادان کشورازاین واقعیت تاریخی کشور خویش بی خبرند. همین امر باعث شده که پا های ما درازتر از گلیم ما باشند، حد و حدود خویش را نشناسیم و خودرا بومی این کشور قلمداد کنیم و دیگران را مهاجم و مهاجر! چرا این حضرات تاریخ نویس از تشریح و توضیح حقایق سرباز زدند؟ آقای جانباز! مورخان با این نوع حقیقت پوشی خویش ما را فریب نداده اند؟ ثانیاً اینکه، شما از نژاد شناسان گفتید، امروز علوم ثابت کرده که چیزی به نام " نژاد " وجود ندارد. توجه تان را به این نوشتۀ انتونی گیدنز جامعه شناس برجسته جلب می کنم: « نژاد به ویژگی های فزیکی، مانند رنگ پوست، اطلاق می شود که اعضاء اجتماع یا جامعه آن ها را از لحاظ قومی مهم می دانند- چرا که ویژگی های مشخص فرهنگی را می سازند. بسیاری از باور های مردم در بارۀ نژاد افسانۀ است. هیچ گونه ویژگی های مشخصی که به وسیلۀ آن ها بتوان انسان ها را به نژاد های مختلف تقسیم کرد، وجود ندارند. » ( ص. 309، جامعه شناسی، ترجمۀ منوچهر صبوری ) همین دانشمند از قول زیست شناسان، انسان شناسان و جامعه شناسان نوشته که " مفهوم نژاد باید به کلی کنار گذاشته شود. "

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 29 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس