رفتن به محتوای اصلی
آزرگی تا وختی که نوشته نشونه فقد ده توره گویی نموشه

آزرگی تا وختی که نوشته نشونه فقد ده توره گویی نموشه

بخشی ازی که ده ای غیدا توره بلی آزرگی مینی دانا های مو کلو شوده دیل مه شوده مطلب ایمروزنی خوره بیخی ده آزرگی تقدیم شمو کنوم.

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

ار غید نقل از زیبو موشه باضی کسا کلو چابوک شور شی بل میه و ابلگ شوده مولمود از کوری خو توره موگن. نشو دیدونی حمایت ده ای دوور یا او دوور بلدی ډونډل و شخشول کدو از پاسی بیرخونده ره نموشه زیبوشنختو نام ایشت. اگه روست موگین غدر مهمه که از ار خیل کیده پیش یَقس ده شرطای موسونی زبونا توغ کِنید و بسم سریشته توره گویی خو بخشِه ای یا او دوور بیگرین.

ما خودمه ده این غیدا چیمقیله مونوم که شرطای مونډگی بلدی زبو و الیدگی زبو و لهجه ره خانده بیسه ده آزرگی تطبیق کنوم تا ازوپاس خوبتر پی بوبروم که باید ای ره زیبو بوگی یا لهجه. از کوره توره گوفتو بخشی احساسات جاره اودورزادگی ره کلو مونه و ده اید جگی خوب نمیرسیننه. اگه سونی دیگه زیبونا توغ کنی فرق مابینی کرواسی، سربی و بوسنیانی کمتر از فرق مابینی آزرگی و فارسی نوشتگی استه، مگم اونا ارسِه شی بلدی خو زیبو شینخته شوده. امزو اللی فرق مابینی زیبونای سویډنی، ناروژی و دانمارکی ریزه تر از فرق میلکلی آزرگی و فارسی نوشتگی استه. اونا ارکُدم شی بلدی زیبو یه. اگه ازونا واری بینگرنی خو طرفدارای اونای که موگن آزرگی خودشی زبیویه روست موگن. البته فرق مابین اونو زیبونا که ده بوللو یاد کدوم ده سالای آخیر کلوتر شوده باد ازی که ار کدم شی قیقشگ موکدن بلدی خو هویت جور کنن یا هویت خودگی خو ایلغوتر کنن. اگه ده آزرگی غور کده توغ کنی غدر خیلا پیدا مونی که میتنه سیرغو آزرگی ره زیبو تلقی کینه، نه جاره لوز، بلکه از روود قاعدی زیبو. 15 تا 20 درصد لوزای روزمره که توره گویی مینی آزرگو ده آزرگی توبلجی موشه غیر فارسی استن. ده خود هزارجات فیکر مونوم بالتر ازی باشه. ای ټول که آزرگی ره زیبو میدنن تقسیم بندی ره ده دو مرحله میدنن، یانی 1. زیبو و 2. لهجه. ده یگو خیل ده نام گویش اهمیت نمیدین.

ده دیگه جغه اونای که موگن آزرگی یک لهجه فارسی استه ام دلیلای خودون خو دیرن. البته اکثریت اونا موگن که باید سه زینه ای بوترا شونه، یانی ای که 1. زیبو، 2. گویش و 3. لهجه. بلدی اونا فارسی یک زیبویه، آزرگی یگ گویش و دایزنگی، جاغوری وغیره لهجای آزرگی. ای یک روود نو استه چونکه اکثر زیبو شناسا دو زینه ای تقسیم بندی مونن که ده او 1. زیبو، 2. لهجه. اگه دَورِه ازینا کنی باید زیبونای سکندیناویا پگ شی یگ زیبو، یانی زیبونی سکندیناویایی، حساب شونه، سویډنی، ناروژی و دانمارکی ارکدم شی گویش امی زیبو بشند و بسم دالمول، سکونه ای،.. وغیره لهجه ده مینی گویشی سویډنی و زیبونی سکندیناویایی حساب شونند. امزو اللی زیبونای یوگوسلاویای گَینه باید یگ حساب شونن، کرواسیایی، سربی و بوسنیایی ارکدم شی الگ گویش امزی زیبو بشن و لهجای مختلف دشته شن. ای ټول ام باید جوابگوی بشن که قد لوزای و روودای زیبویی آزرگی که ده فارسی نیه چی میخاین کنن. آیا اونا که صدها یا شاید ازارا سال ره با وجود موشیکلای پیرمو زنده مندن ره خودون مو موتو موتو ده مینی آو پورته کنی؟ یا شومو منظور شمو ای استه که او نا ره قرا قرا ده مینی فارسی تخته کنیم؟

اولنه کار که باید سامو شونه ای استه که ار دو ټولا مینی خو جور بَیَن که دو زینه ای تقسیم بندی کنن یا سه زینه ای. اگه ام سه مرحله گی توره بوگیم، آیا آزرگی باز اجازه دره بلدی خو الفبا دشته شه یا نه؟ مینی 2000 لوز آزرگی که ما چیمقیله کیده ډونډل کده ټول کیدوم بینی 150 تا 200دنی شی باید قد حروف ټ و ډ نویشته شونن، چونکه الفبای فارسی او حروف ره ندره ما مجبور شودوم از الفبای پشتو استفاده کنوم. مثلا ده آزرگی "تول کدو" و "ټول کدو" دو فعل بیخی مختلف استن، اولنی شی ده فارسی کتبی موشه "وزن کردن" و دومنی شی موشه :جمع آوری کردن". غیدی که اونا ره مو نمیتنیم قنجیغی الفبای فارسی نویشته کنیم یانی که مشکیل دریم. اگه اموتر قد ت و د جگی ټ و ډ نویشته کیده بوریم چن سال پاس بیخی لوزا الیش موشن. ای یگ موشکیل کټه بخشی مو استه که ده فیکر شی بشیم. ده نظر خود مه بخشی ازی که مو ز، ذ، ظ و ض ره یگ واری تلفظ مونیم امو "ز" کافی استه. ذ، ض و ظ کول شی عربی استن و بلدی ازی ده فارسی امدن که اولا مردوم کلمای عربی ره موسون شی اللی تلفظ موکدن. امو رقم مینی ث، س و ص، امو یک دنی شی؛ س، بس استه. ده اصل ث تلفظ شی قابو "ت" اللی یه، نه س اللی، مگم مو ده مرور زمان او ره س جور کدیم و تلفظ ث و س فرق ندره. آسو کدونی زیبو بلدی یادگریفتو خوبه، هدف ای بشه که کوللی مردوم بیتنه آسو سوبوک باسواد شونن. چین یگو 60 سال پیش امی کار ره کد و نوشتی خوره آسوتر جورکد تا مردوم آسوتر یاد بیگرن. کوردی ام روود خوره کلو آسو کیده که امو خیل که از دان مردوم بور موشه نویشته شونه. زیبونای که نوشته و توره گویی شی غدر فرق دره موشکیل دیرن، دانمارکی واری.

یگ خیل که اینجی مهم استه ای یه که بودونی آزرگی به عنوانی زیبو کلو ده را و روود دیگرو ام تلعق دیره. اگه مثلا ناسیونالیزم قومی روز ده روز زیبویی شونه و فارسی بعنوان یک سوټه بلدی هویت قوم فارس تبار استفاده شونه او وختا سر آزرگی تاثیر میله. او غید موشه سوال کد که مو خودخو بیدا بیزیبو قبول کنی که فقط آوی دانی دیگرو ره قورت کنی یا ای که مو ام بخش فارسی استی. تا وختی که تحمل بشه و زیبونی فارسی یگ زیبونی واز بلدی کول توره گویای شی بشه موشکیل نیه، او وخت کول ام ده تاریخ و ام آینده شی بخشیگی دیرن. اگه ناسیونالیزم قومی ده زیبو بیرسه و فقد قوم فارس خوندی زیبونی فارسی شونه او وختا شاید تولی ترزو توبلجی شونه و شاید بیجیرگی و بژغلی کلو شونه. قاف الغه خریشت کدو خوبه مگم مهمه که تولغه ره ام روست خریشت کنین تا از روی احساسات نه بلکه از روی مغز خو سریشته بیگرین.

بلدی از مه مهم نام نیه. فارسی بشه یا آزرگی فرق نمونه، مهم اییه که امو طرز توره گویی ره که باکولو و آچولون مو ده چیقس زامت بلدی نوسه نبیری خو ایشتن لیاقت قایم کدو و استفاده کدو ره دره. اگه شونه که مینی زیبونی فارسی/دری چیقی شونه تا فارسی ام کټه تر و ام وازتر باشه ما از کول کیده خوش موشوم. اگه نه شونه باید صاف سوتره بوگیم که مو میخایی لوزای که تابالی ده مینی فارسی جگه دده نشوده ره بورو پورته کنیم. ده ای دوری مدرن زیبونی نوشتاری زیبونی توره گویی اللی مهم استه، تا وختی که نوشته نشونه فقد ده توره گویی نموشه پیش بورد و اموقس ام که زنده منده قره قره نقروب موشه. اگه یگ دفه پورموشت شود فیکر نمونوم مو قنجیغی ازی مغزای سووندوگ خو بیتنی نوکی اونا ره پس زنده کنی.

اگه توره گویی پیش بوره باید که منطقی توره بوگیم، نه جاره از روی احساسات.

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

45 دیدگاه
ناشناس

آزرگی تا وختی که نوشته نشونه فقد ده توره گویی نموشه

سلام بر کابلپرسیان گرامی ! و سلام بر آقای رضا جاوید !
دوست گرامی شما در آن گوشه دنیا در کنج عزلت و در خانه نشسته ای و از دنیای پیرامون بی خبری و این همه صغری و کبری کردی و در آخر به هیچ نتیجه ای هم نرسیدی!
جان برادر چرا اینقدر منفعل هستی!
چرا از دریای بی کران هزاره شناسی که سالهاست جوشان و خروشان به راه خود ادامه میدهد بی خبری!
چرا اینقدر پارسی هزارگی را دست کم می گیری !
افعال قدیمی پارسی را یادآوری نمودی که در این کره خاکی در حال حاضر فقط و فقط هزاره ها آنها را به همان شکل گاهینه(گینه هزارگی) استفاده می کنند چرا از خود نپرسیدی که چرا دیگر پارسی گویان آنها را بکار نمی برند؟
اگر پارسی نیست پس چگونه در آثار کلاسیک پارسی(فارسی) به همین شکل که اکنون در پارسی هزارگی کاربرد دارد مشاهده می شود؟
اینهمه پسوندهای ناب هزارگی را با کلمات زیبای پارسی هزارگی آوردی مانند: خشیموگ ( ترکیب خشم (خشیم هزارگی) + پسوند اوگ
لغندوگ( ترکیب لغد(لغد همان لگد است کدام گویش این واژه قدیمی تر است ؟گویشی که از لگد به لغد می رسد یا گویشی که در همان لگد می ماند؟)...)
چرا از همه اینها نتیجه نگرفتی پارسی هرارگی قدیمی ترین لهجه پارسی است ؟
چرا این نتیجه را نگرفتی که بسیاری از بزرگان و مفاخر این سرزمین با مردم بومی خراسان زمین یعنی هزاره ها بی ارتباط نیستند؟
چرا کلمه ندایی و زیبا و کهن پارسی هزارگی "آته " یعنی پدر را به دیگران نسبت میدهی ؟
چرا اینقدر منفعل هستی آیا نمی دانی تمدن های کهن مهری و زرتشتی و کتب "رگ بید " و " اوستا" از دل کوهستانهای بابا و بلخ و زابلستان یعنی هزاره جات سرچشمه گرفته؟
آیا نمیدانی این تمدنها در زمان خود چنان شکوفا بوده که بر ملل و اقوام اطراف خود تاثیر تمدنی (فرهنگی و زبانی) داشته و بسیاری از واژه گان هزارگی (بومیان خراسان) به ازبکی ودیگر زبانها راه یافته؟
آیا هر واژه قدیمی و خاص پارسی هزارگی را بدون اینکه ریشه یابی کنیم و یا بدون داشتن صلاحیت علمی آنرا به زبان کره ای ویا انگلیسی (ویا ازبکی) نسبت دهیم ،پس آیا "آته هزارگی " به ازبکی منتقل نشده ؟

آیا وقت آن نرسیده بعضی از دوستان از خواب سنگین شب ظلمانی دویست و پنجاه ساله اوغانی با ابرهای سیاه وقطور جعل و تحریف بیدار شوند؟
برای معلومات بیشتر به وبلاگ "زابلستان" آقای کیانی" و " جامعه نو " آقای شاری مراجعه شود.
سپاس

ناشناس

آزرگی تا وختی که نوشته نشونه فقد ده توره گویی نموشه

نویسنده کانمت قبلی:محمد

ارمان

آزرگی تا وختی که نوشته نشونه فقد ده توره گویی نموشه

اين نوشته بزرگوار رضا جاوید مرا به ياد تهرانى ها انداخت که زبان قشنگ وقند پارسى درى را زبون, زبان عضو بدن انسان را هم زبون, تهران را تهرون وايران را ايرون وبلاخره نان را نون وجان را جون ساختند.

فرهنگ لغت چيزى ضرورى در زبان عاميانه نيست. مهمترين اصل زبان بکار برد مصدرهاست. مصدر وگردانهايش يعنى فعل ها در زمان حال, گذشته وآينده و گردانهايش در ضماير شخصى, در حالات فاعلى مفعولى (بواسطه وبى واسطه) واضافى استقلايت يک زبان را برجسته تصوير مى کنند. فعل در هر زبان جايگاه مرکزى دارد باوجود که در زبانهاى ايرانى و لاتين درآخرجمله در زبانهاى هندواروپايى درجاى دوم ودرزبانهاى سامى همخانواده (عربى وعبرى- ع ب رى ) در اول جمله مى آيد. زبانهاى زرگرى لهجه اند ولى زبان نيستند.

خود را زحمت زياد مى دهيد! زبان شناسى به دستورزبان دليل مى آورد ونه به ريشه واژه ها. گرامر مهم است. دو حرف پشتو بود که ثابت ساخت پته خزانه قلابى وجعلى وساختگى بود. هزارستانى ها من اولين نفرى خواهد باشم که پاکوبى کنم اگر براى ايم ثابت شود که افعال تنها و تنها مختص هزارگى باشد.
1- مثلن گپيدن ويا گپ زدن - پارسى ويا فارسى ويا درى
2- حرف زدن و صحبت کردن حرف و صحبت عربى اند.
ولى به عربى حرف و صحبت معنى گپ زدن را افاده نمى کنند به عربى مکالمه مى گويند.

.
از چند ماه است که من زبان شناسان هزارگى خواهش مى کنم که به من افعال ويژه هزارگى را گردان کنند ويا پيدا کنند.

ارمان

آزرگی تا وختی که نوشته نشونه فقد ده توره گویی نموشه

حاجى گگ و آجه گگ چه معنى دارد?
معدن حاجيگگ?

(Homophon) واژههاى همآهنگ يعنى

مانند حاج و هاگ و آهگ و هاجى در زبانهاى ايرانى مفاهيم زيادى را مى رساند که تمام شان در آغازجاگيزينى رسم خط عربى بجاى پارسى و يا درى باستان حاجى گفته ونگارش مى شدند.

حاجى> Hajji (Mekka-Pilger)

حاج > Haj ’’Hag’’ Alhagi (Camel thorn) Shotor Khar siehe Hagebutte

هاجى> Haji هجا و هجو > Satire ; Haji

هاگ در فارسى باستان به تخم که در زبانهاى ايرانى مانند کردى و بلوچى و پشتو هم هاگ گفته مى شد. اين کلمه در زبان پشتو هگى شد

از گياهان و زنبق ها و بوته هاى هاک و يا هاگ ادويه مى ساخت اين واژه با زیست‌شناسی, گیاهان، جلبک‌ها، قارچ‌ها و باکتری‌های گرم‌مثبت سر و کار دارد
حاجى که از آن عسل الحاجى از بوته گياه هاگ بود که براى اولين بار مرد نامى غزنه باستان نابغه بشريت البيرونى ادويه ساخت و او را از غزنه به همدان به حکيم سينا فرستاد. در زمان اين مردان بزرگ ايران و توران هنوز چار حرف مخصوص فارسى ساخته نشده بود. امروز به پته هاگ و يا حاج اشترخار گفته می شود.

هاگ به شخصى گفته مى شد که خوش و خندان با موسيقى خبر نوروز را مى آورد و جشن نوروز را پيروز مى گفت. در ايران به اين مرد حاجى فيروز گفته مى شود و در افغانستان بابا نوروز.

کوه حاجى کشته در زبان کردى حاجى کوشته به گچ مرده گفته مى شد گچ را هم مى گفتند. به گچ آهگ وآهک مى گفتند که او هم حاجى شدAhag

در تمام زبانهاى هندو ايرانى هاک (تخم دانه نبات خسته وغيره) به حاجى تبديل شد ولى اين نام در زبان شرين پشتو هگى

(Hagy= هگى )
به نباتات در آلمان و انگليس هاگ بيرى، توت حاجى, هاگى بوتى (بته حاج) به آلمانى به بوته گلاب دشتى که از آن چاى و شيرنى و مربا ساخته مى شود.

داستان حاجى نوروزى و خاله کمپيرک با هاگ غرور آلمانى شباهت دارد حاجى نوروز اين زن را عروسى نکرد و خودش تا که خورشيد است مجرد است. در شب نوروز خاله کمپیرک ، لباس و لباسهای پاکیزه نو به تن نموده و خودش را آرایش می کند. وى مى پندارد که سال نو امسال حاجى نوروز وى را عروسى مى کند. به چنين اشخاص که بزرگ سال هستند و عروسى نکردند به آلمانى غيرت هاک گفته مى شوند.

حاجى از واژه حج کلمه سامى (عربى و عبرى) آمده و معنى کسي که قصد و عزم و اراده و کوشش دارد. به گونه نمونه قصد سفرحج

حاجى نوروز از واژه هاگ گرفته شده و با آمدن الفباى عربى حاجى شده است. اصلا اين هاجى بود که از واژه

هجا و هجوآمده است يعنى کسيکه شوخ ومزاقى وطنز وکمدى است.

. اين واژه در قدم اول حاجى معنى هجو دارد که آواز و آهنگ آن مانند حاجى شد. اين جاجى هاگ خوشى, رقص آوازخوانى و نواختن موسيقى و خواندن سرود معنى مى دهد. و نوشيدن الحاجى Alhagi از هاگ کشته (کشته ميوه هاى خشک شده معنى مى دهد ) و اين ميوه پيش از نوروز در آب تر مى شد) در زمان هاى پيش، عسل الحاجى در سفره نوروزى گذاشته مى شد.

حاجی بادام از هاگى بادام گرفته شده است , بادام تلخ را گويند و در کردى هم حاجى بادم و در ترکى اسى بادم گفته مى شود و هم به شرينى مخصوص ترکى است.

حاجی کشته آهگ و معرب آهک کشته آمده که به گج و يا گج و يا چونه گفته شده است. کوه حاجى کشته در سمنگان نزديک سمنگان و کوه حاجى کشته در نزديکى هاى سبزوار خراسان رضوى کوه حاجى مرده هم در ايران قرار دارد.

حاجى به سنگ فلزات معدن آهن و مس و جوهر و گوهر هم گفته شده است مانند کوتل حاجى گگ معرب حاجى گک معدن حاجى گگ

ارمان

آزرگی تا وختی که نوشته نشونه فقد ده توره گویی نموشه

معدن هزاره حالا مهم است. هزاره طلا وآهگ دارد, سنگهاى قيمتى دارد حاج کشته دارد کوه حاجى کشته در نزديک هزار سم! اول نان باز فرهنگ !!!!!

من دوست همه مردمان هستم وبخصوص ازهزاره ها

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 45 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس