رفتن به محتوای اصلی
جنایات محقق و جنرال دوستم در صفحات شمال

جنایات محقق و جنرال دوستم در صفحات شمال

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

نیروهای حزب وحدت هم در قالب فرقه 030 جمع آوری شدند که قوندانی آن را استاد یاسین بر عقده داشت .
قومندانان بیرحم حزب وحدت قرار ذیل میباشد که در آن زمان بیشترین جنایات را مرتکب شدن و حالا هم بعضی شان در صف اردو و پولیس ملی فعلی و بعضی شان هم در ادارات ملکی دولت مصروف وظیفه هستند

ازسال 1371 که گروه های جهادی موفق به سر نگونی دولت داکتر نجیب الله گردید . جنرال دوستم که یکی از فرمانده هان بزرگ داکتر نجیب الله بود ,که در واقع روی گشتاندن این فرمانده قدرت مند قوم ازبک از حکومت مرکزی, باعث سرنگونی دولت کمونیستی داکتر نجیب الله گردید . که نمی خواهیم روی دلایل روی کشتاندن جنرال دوستم از حکومت مرکزی بپیچیم. بحث امروزی ما روی خیانت ها و جنایت های دو حزب مهم است که در صفحات شمال بعداز به دست گرفتن قدرت در صفحات شمال که مرکزی حکم روای آنها شهری مزار بود. بحث داشته باشیم که در واقع برداشتن سرپوش از دیگ جوشان جنرال دوستم و محقق که خون هزاران نفر در این دیگ ها میجوشد, تا دوباره مردم ما یادی آن روز هارا بیاد داشته باشند.

من در آن هنگام تازه چشم امید به دنیا داشتم که تحصیلم را به اتمام برسانم تا محضر خدمت به وطنم بشوم که حیف نتوانستم ادامه تحصیل داشته باشم از ترس اختطاف یا مسائیل مانند این موضوع ها. جوانان زیادی از هم کلاسی هایم هستند که مثل من
از ادامه تحصیل باز ماندن.

در اوایل تسلط احزاب در صفحات شمال امنیت نصبی را میتوان ادعا کرد , مشارکت احزاب های که در قدرت صفحات شمال سهیم بودند, که قرار ذیل میباشد 1/جمعیت اسلامی افغانستان به فرماندهی استاد عطا محمد و عملم خان آزادی . 2/ جنبش ملی اسلامی افغانستان به رهبری جنرال دوستم. 3/ حزب وحت اسلامی افغانستان به رهبری استاد محقق درصفحات شمال . 4/ حزب حرکت اسلامی افغانستان به فرماندهی سید حسین شاه مسرور 5/ شاخه حزب وحت آقای اکبری به فرماندهی سید علی اکبر مصباح . 6/ حرکت انقلاب اسلامی افغانستان به فرماندهی مولوی عثمان سالک زاده. 7/فرقه اسماعلیه به رهبری سید منصور نادری .8/ حزب اسلامی افغانستان به فرماندهی جمعه خان همدرد.این احزاب یک شورای نظامی تشکیل دادند که در آن شورا همه احزاب سهم داشتند . وظیفه این شورا نظارت بر کار کرد ها , تقسیم درامد های که از گمروکات صفحات شمال و از فابریکه کود برق مزار بدست میآمد , تقسیم اداره های ملکی با در نظرداشت نفوس محلی هر حزب در ساحه مربوطه , ویا اگر مشکیل سیاسی نظامی که گاه گاهی در بین احزاب بروز میکرد این شورا راهی حلی به آن جستجو میکرد . این شورا توسط رئیس ومعاونین و اعضاء شورا اداره میگردید ریاست شورا را جنرال دوستم آن خود کرده بود به دلیل قدرت نظامی بالا تر از دیگران ,ومعاونیت اول شورا را استاد عطا محمد از آن خود کرده بود به دلیل قدرت دوم , معاونیت دوم را سیدمنصورنادری از آن خود کرده بود قدرت سوم, بعدآ استاد محقق هم به حیث معاون برکزیده شد که آهیسته آهیسته قدرت سوم را از آن خود کرده بود .و بقیه احزاب منحیث اعضاء فعالیت میکردند. که مردم صفحات شمال احساس امنیت و راحتی داشتند که میتوان ادعای روز های خوب را داشت زانده گی مردم عادی رونق خوب داشت وضعیت کار بار هم بد نبود . ولی این دوره متآسفانه دوره کوتاه بود که که تقریبآ بیشتر از یک سال دوام نیاورد که عمرش را به دوره دوم بخشید . آهیسته آهیسته اختلافات گروهی در بین اعضای رهبری شورا نظامی صفحات شمال بروز کرد. احزاب که در شورای قدرت بالا تری ازدیگران داشتند رقابت شان گسترش پیداکرد , به اندازه که به دو دسته تقسیم گردیدند, که هر کدام رهبری صفحات شمال را ادعا میکردند .1/ دسته اول به رهبری جنرال دوستم 2/ دسته دوم به رهبری عطامحمد نور . احزاب که قدرت کم تر از دسته اول و دوم را داشتند پالیسی خاصی را دنبال میکردند که در صورت بروزی جنگ ویا درگیری به حیثیت حزبی شان صدمه وارد نشود. و از طرفی هم مجبور بودند که در زیری کار طرف داری یکی از دو جناح باشند, آقای محقق که از روز های اول ورود به شهری مزار با جنرال دوستم روابط نیک داشت و از طرفی هم جنگ در کابل بین حزب وحدت و جمعیت جریان داشت ناگزیر طرف داری از جنبش را میکرد. و هم آقای مولوی عثمان سالک زاده که در گذشته ها قبل از به قدرت رسیدن مجاهدین چند بار با جمعیت در گیرجنگ شده بود که در هر بار شکست خورده بود , ازین لحاظ هم که شده بود طرف داری از جنبش را میکرد . هم سید منصور نادری از لحاظ سابقه نزدیک با دوستم در دوران حکومت داکتر نجیب الله و هم موجودیت دوستم را موجودیت خود میدانیست به این لحاظ از جنبش حمایت میکرد. جمعه خان هم درد هم به دلیل که ساحه تحت کنترلش ولسوالی بلخ که موقعیت استراژیک به حساب میآمد ونیز از دوطرف در محاصره جنبش قرار داشت از طرف ولایت شبرغان و مزار شریف باید با دوستم همکاری میکرد.در این میان حرکت اسلامی با فرماندهی سید حسین شاه مسرور درموقعیت سخت قرار داشت میدانست که در صورت بروز جنگ جمعیت شکست خواهد خورد , و از آنجای که رقیبی سرسخت وی محقق در کنار دوستم و از مشاوران نزدیک او به حساب میآمد در این صورت جای در کنار دوستم به خود نمیدید . او ناگزیر شد که سیاست مصالحه را به پیش گیرد نه با دوستم نه با جمعیت . در سال 1373 با شکست دوستم از کابل موج نا امنی ها مزاری شریف را در بر گرفت و در همان سال جنگی شدیدی بین جنبش و جمعیت در ولایت بلخ در گرفت, جنگ نا وقت روز آغاز گردید در مرحله اول جمعیت بخش های از شهر را که درکنترل جنبش بود تصرف کرد تا فردا آن شب جمعیت در جنگ دست بالا داشت , ولی هنگامیکه نیروی های رزهی جنبش از مقری قرارگاه نظامی قلعه جنگی که اکثرآ از جنگ جویان ولایت های شبرغان, میمنه ,و سری پل بودند .به کمک نیروهای حزب وحدت و جمعه خان همدرد همزمان حملات شان را بالای قرار گاه های جمعیت در داخل شهر و از ناحیه دروازه های ورودی شهر مزارشریف آغاز کردند, جنگ شدید روخ داد ولی نیروهای جمعیت زود مقاومت شان را در مقابل نیروهای جنبش از دست داد وشکست خورد.البته نیروهای حزب وحدت مستقیمآ وارد جنگ نگردیدند ولی امنیت پشت سری نیروهای جنبش را عقده دار بود که اگر از ساحه تحت کنترل آنها جمعیت حمله میکرد آنها مانع میشد.هم کمک های لوجیستیکی به سربازان ازبک میزساند . در این جنگ نیروهای حزب وحدت نقش اساسی را به بیرون راندن جمعیت از شهر داشت درست از پشت سر به نیروهای جمعیت خنجر میکوبیدند که از جمله نادر آوان را و جنرال داود را به گفته اهالی منطقه که به آنها پناه آورده بودند به دست نیروهای جنبش سپرد که آنهارا بعدآ اعدام کردند.در این جنگ نیروهای جنبش مرتکب جنایات زیاد شدند تجاوز جنسی در حقی پسران جوان و خانم ها و هم چورو چپاول منازلشان که به گفته قربانیان حادثه آنها میگفته که سری مردان شما از قمندانان و مال وناموس تان ازسربازان جنبش است .بعداز شکست جمعیت از شهری مزارشریف تنها نیروهای دوستم بود که در شهر واطراف خونمای میکردند در چوکات جند فرقه , فرقه 511/ رسول پهلوان , فرقه 53 لعل قوندان , فرقه غفار پهلوان , و چند فرقه ولوا یا غند های که بعضی شان مستقیل و بعضی شان هم که مربوط به فرقه های که تذکر گردید میشد.
نیروهای حزب وحدت هم در قالب فرقه 030 جمع آوری شدند که قوندانی آن را استاد یاسین بر عقده داشت .
قومندانان بیرحم حزب وحدت قرار ذیل میباشد که در آن زمان بیشترین جنایات را مرتکب شدن و حالا هم بعضی شان در صف اردو و پولیس ملی فعلی و بعضی شان هم در ادارات ملکی دولت مصروف وظیفه هستند.
1/ دگرجنرال حاجی احمدی قومندان لوا... اواز بیرحم ترین جلادان بود , او درسال 1374 به دست خودی محقق به قتل رسید
2/ حسین نظری قمندان کندک ازجمله قمندان های تروریستی محقق بود
3 / سلمان ابوشریف قمندان لوا وهم مسئولیت سوق و داره نظامی های حزب را عقده دار بود
4/ میثم قمندان از قمندانان ولسوالی شوالگره اودرسال 1376 در دشت ارگه نگ به کمین نیروهای بشیر بغلانی افتاد با 71 نفر دیگر کشه شد.
5/ کوری قاسم از قمندانان ولسوالی شولگره که درسال 1376 به گفته شاهدان از که اهالی منطقه گوری مار. طالبان بعد زا دستگیری کوری قاسم قمندان در میدان هوای اورا زنده پوست کردند و بالای در وازه میدان هوای آویزان کردند .
6/ قمندان عبدالله قمندان غند ضربتی .
اسامی قمندانانی هست که به دستوری مستقیم استاد محقق آدم ربای و قتل های زیادی را مرتکب شدن که که طوری مثال اسامی چند تن از قربانیان را یادآوری میکنم.

1/ترور سید علی اکبر مصباح در سال 1373 به دست حسین نظری

2 /ترور حیدر پهلوان از بزرگان ولسوالی دولت آباد به دست حاجی احمدی در سال 1373.

3/ ترور خلیفه باز محمد از دانشمندان ولایت سری پل به دست سلمان ابوشریف سال 1373.

5/ ترور عالم دین آقای سید مرتضوی به دست سلمان ابوشریف 1373.

6/ ترور جنرال سید یونیس از جنرالان مسلکی به دست میثم قمندان 1374.

7/ ترور سید ولسوال آقا به دست سلمان ابوشریف در سال 1374.

8/ ترور بابه بای از تاجران مزار شریف به دست سلمان ابوشریف در سال 1374.

9/ ترور استاد کاشفی به دست حسین نظری درسال 1374.

10/ ترور استاد محمد موسی شفیق به دست حسین نظری در سال 1374.

11/ جنرال سلطان حسین به دست میثم قمندان در سال 1373.

این ارقام تمام قربانیان را در بر نمی گیرد این ارقام حدی اقلی از جمله صد ها تروری افراد وشخصیت های که است من آنهارا میشناختم و به آنها احترام قاعل بودیم به دلیل استاد بودن در پوهنتون ها استادان در مدارس دینی شخصیت های اجتماعی شاعر نویسینده قاریان قرآن کریم و... هر کسی را که ترور میکردند فقط گناه ایشان این بود که در وصفی حزب وحدت مداحی نمیکرد .و جنایات زیادی دیگری را هم مرتکب شدن. آدم روبای ها به حدی بود که مردم عادی جرءات نداشتند که فرزندانیشان را مکتب ویا کورس ها روان کنند و هم سرمایه داران با هزاران ترس و بیم به سری کاریشان میرفتند که آنهم یگ دوره حتمآ اختطاف شده بود از همه جالب تر این که قمندانان حزب وحدت یک دانه ( شِپِشّ )را به دوکان داران صد لگ افغانی هم فروخته
اگر پسر جوان به تنهای به بازار میرفت تا آمدن او از بازار به خانه فامیل این جوان در خون میطپید که نکند پسری شان بی عزت شود . و همین طور خانم ها خداوند هرگز آنروز هارا حتا در هیج جای دنیا نصیب هیج مخلوق نگرداند.

کشتاروقتل عام در ولسوالی دره صوف, ولایت سری پل , ولایت بغلان در قسمت بعدی ادامه دارد...

ادامه دارد...

گالری عکس

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

11 دیدگاه
hamid

جنایات محقق و جنرال دوستم در صفحات شمال

آقای Mard !
این شیوه مردی نیست که بنابرتعصبات لسانی خوب را ازخراب فرق نگذاریم . آنانیکه برفرق مردم میخ 12 انچ کوبیدند با آنانیکه تمام اقوام مختلف کشور را در قدرت دولتی شریک ساختند وبه اصطلاح میش وگرگ را در یک طبق نشاندند بازهم تو فرق قایل نشدی وحتی کوبنده میخ را حق به جانب دانستی پس خودت قضاوت کن که نام تورا چه بگذاریم ؟ یک کمی دور ازتعصب وعاقلانه فکر کنید . همین آقای محقق ها که درمخالفت بادولت وقت قرارداشتند ونام اورا جهاد مانده بودند . جهاد شان فقط سوختاندن مکاتب ، ویران کردن تاسیسات عام المنفعه ( شفاخانه ، کلینک ها ، تعمیرهای دولتی ، سرک ها وپل ها) نبود . مردم بیچاره را به نام طرفداران دولت گوش وبینی نمی بریدند ؟ پس بخود بیائید وسیاه را سیاه وسفید را سفید بگوئید . درغیرآن جز ندامت دیگر چیزی حاصل شما نخواهد شد.

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 11 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس