رفتن به محتوای اصلی
فاجعه یزیدیان کربلا در دانشگاه کابل

فاجعه یزیدیان کربلا در دانشگاه کابل

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

مراسم روزهای عاشورای حسینی در میان شیعیان جهان اسلام یک سنت دینی و سیاسی است که همه ساله در ماه محرم برگزار می شود. دینی از این جهت که حضرت امام حسین (ع) به خاطر تحقق امر و نهی الهی در برابر یزید و نظام فرعونی وی تا آخرین رمق حیات ایستادگی کرد تا انسان با عالی ترین تقوا و ترقی خویش، نماینده خدا در روی زمین گردد و صرفآ خود قادر به تعیین سرنوشت آینده خویش باشد، نه از مرجع و یا منابع دیگری. سیاسی از این لحاظ که حسین اصلآ علیه ساختار استبدادی زمان قیام و مبارزه نموده تا اینکه میراث مبارزه عادلانه و مدنی را در جهت تحقق آزادی، برابری، خردورزی، عدالت اجتماعی و انسان دوستی برای آیندگان به میراث گذاشت.
عزاداری عاشورای حسینی در طول سه قرن متأخیر با موانع و چالش های شدید که در افغانستان مواجه بوده و علم برداران آن از هر قوم، نژاد و قبیله که بودند، ضربات جبران ناپذیر را متحمل شدند که تاریخ بدان به خوبی شهادت می دهد. به خاطر اینکه کلام به درازا نکشد، من صرفآ در یک مقطع کوتاه اشاره می کنم:

بعد از عصر شاه امان الله خان، عزاداری عاشورای حسینی بناء بر استبداد سنتی، تعصب و جهل ورزی خاندان آل یحیی تا دهه ای قانون اساسی ظاهر شاه کاملآ ممنوع بود. سپس در ده سال آخر سلطنت میراثی ظاهرخان یک آزادی نسبی مذهبی برای پیروان شیعه افغانستان وجود داشت؛ ولی در عصر جمهوری محمد داود خان محمدزایی همه آزادی های یک دهه ای آخیر نیز رنگ باختند. برای اینکه محمد داود خان نیتآ، باطینآ و عملآ به طور خاص در برابر شیعیان هزاره، تورک، قزلباش، بیات، تاجیک، سید، خلیلی، توری و سایر پیروان مذهب شیعه قرار داشت و از همین لحاظ نیز بود که شیعیان از مشارکت حتا در پائین ترین رده های دولتی محروم بودند.

در عصر نور محمد تره کی و حفیظ الله امین، خصومت ویژه ای علیه همه اقوام محروم کشور به خصوص بر ضد هزاره ها و سایر شیعیان شدت یافت که در قیام برحق چنداول کابل به تعداد 12 هزار از مردم شیعه که اکثریت قاطع آن مردم تهی دست، جوالی، دکاندار، تبنگ فروش، لیلامی فروش و کارگران روی سرک هزاره بودند، به شهادت رساندند.

در زمان ببرک کارمل و داکتر نجیب الله، همه مردم کشور و خاصتآ شیعیان به عبادت مذهبی و مراسم برگزاری عاشورای حسینی آزاد بودند. از اینکه در طول تاریخ افغانستان، از جمله شیعیان به طور خاص از ادای مراسم مذهبی خودها نیز محروم بودند. بنا بر هر انگیزه و علت که بود این دو زمام دار چپ کشور به آزادی مذهبی آن ها احترام می گذاشتند.

در عصر حاکمیت مجاهدین در کابل، متآسفانه که جنگ های حزبی، قومی، مذهبی، سمتی وغیره آغاز شدند که همه هستی مادی، معنوی و اجتماعی مردم را به تلی از خاک یکسان کردند. آن کشورهای که مجاهدین را در جریان 14 سال دوران جهاد در برابر اشغالگران ارتش سرخ و دولت های وقت کشور مورد حمایت قرار داده بودند، در عقب مجاهدین قرار داشتند و به آنان امر و نهی سیاسی را به خاطر تحقق منافع ملی خود شان در افغانستان ویرانه می دادند. از جمله، وهابیت از طریق استخبارات پاکستان و سایر همکاران افغان شان، جنگ مذهبی، نظامی و نژادی را نیز علیه شیعیان هزاره و غیر هزاره شعله ور ساختند تا اینکه شهر کابل از حضور فزیکی کلیه شیعه ها و خاصتآ هزاره ها کلآ خالی گردید و میدان برای شؤنیستان قبیلوی، وهبیان و همکاران متحجر دیگر شان باز شد.

اصلآ در زمان امارت اسلامی طالبان در کشور، هدف نابودی تمام اقوام غیر پشتون تبار مطرح بود که از جمله نسل کشی اقوام غیر پشتون در مرکز شهر مزارشریف، سایر ولایات شمال، مرکز شهر بامیان، یکاولنگ و نابودی مجسمه های تاریخی بامیان توسط طالبان عملی گردید. در ضمن، مراسم نوروز، برگزاری عاشوری حسینی وغیره از سوی طالبان کاملآ منع گردید که این ها همه ناشی از ماهیئت قبیلوی و تباری طالبان و با اندیشه ها، سیاست ها و سرمایه های عربستان سعودی و استخبارات پاکستان به صورت خاص در برابر علم برداران حضرت امام حسین علیه السلام بود.

از برکت حضور جامعه جهانی در عصر آقای حامد کرزی، در پرتوی آزادی، مرارسم عزاداری عاشورای حسینی نیز قانونآ مجاز دانسته شد و پیروان آن تا کنون با نظم، صلح، امنیت، تساهل، شکیبایی وغیره در عاشورا شرکت می کنند. ولی طی این 11 سال آخیر حضور چشمگیر علم برداران حسینی، نه تنها باعث خشم جهل ورزان، وهابیان، شؤنیستان قبیلوی و دست نشاندگان بیگانه در داخل افغانستان گردیدند؛ بلکه تروریستان طالبی قتل های زنجیری را نه تنها در مورد اقوام محروم در شمال، مسیر راه های کابل- بامیان، قندهار- کابل، هرات- کابل و سایر ولایات نیز انجام دادند و حتا علیه شیعیان در پاکستان و به خصوص در شهر کویته پاکستان بر ضد هزاره ها نیز کشتارهای زنجیری دیگری را عملی کردند که این عمل ضد انسانی آن ها بازهم ادامه دارد.

به ادامه تعصبات گوناگون تاریخی و به ویژه به ادامه عملیات تروریستی در سال گذشته در زیارت الوافضل کابل روز دهم عاشورای حسینی در یک عمل انتحاری به تعداد 54 تن شهید و 164 تن دیگر از عزاداران حسینی زخمی شدند که این هم دشمنی ویژه ای است که توسط طالبان و حتا حامیان قبیلوی شان در ارگان های دولتی، خصوصی و خارجی در افغانستان هر روز فاجعه را در مقابل مردم عامه می آفرینند.

حامد کرزی با ظاهر فریبی اعلان نمود که قاتلین شهدای زیارت ابوالفضل را دستگیر و به اشد مجازات یعنی اعدام محکوم خواهد نمود؛ ولی این هم مانند وعده های دروغین گذشته وی بوده تا کنون از آن بیش از یک سال می گذرد، عملی نشده است.

درست امسال با تمام تدابیر امنیتی که به خاطر برگزاری مراسم روزهای عاشورای حسینی در کشور به خصوص در کابل گرفته شده بود، چند عمل انتحاری از سوی پولیس امنیت ملی خنثی گردید.

جریان واقعه المناک کربلای دانشگاه کابل که توسط عوامل بیگانه خلق گردید، نقاط چندی از این گزارش ها را به صورت ذیل باهم ملاحظه می نماییم تا بازهم دشمنان خدا، انسان و مردم افغانستان خوب تر معرفی گردند:
«درگیری تاسف‌بار دانشجویان دانشگاه کابل، نشان داد که خطر افراط‌گرایی به‌شدت دانشگاه‌ها و موسسات تحصیلی ما را تهدید می‌کند. گسترش افراط‌گرایی در دانشگاه‌های کشور یک خطر جدی است. گرچه در گذشته نیز، در باره خطر افراط‌گرایی در دانشگاه‌های کشور، هشدار داده شده بود، اما حکومت این هشدار‌ها را جدی نگرفت.» اخبار سایت آریایی از نگارش روزنامه 8 صبح دوشنبه 26 نومبر 2012 میلادی

در این منبع، اصل برخورد افراطگرایی مذهبی را در دانشگاه کابل چنین می نگارد:

«درگیری بین دانشجویان زمانی آغاز شد که دانشجویان اهل تسنن از برگزاری مراسم عاشورا در مسجد دانشگاه، جلوگیری کردند.» اخبار سایت آریایی دوشنبه 26 نومبر 2012 میلادی

در آخر مقاله بهروز عوام تحت عنوان کربلا در دانشگاه چنین می خوانیم:

«ملاهایی که سخنرانی کرده اند و به بزرگان مذهب مخالف تاخته اند، و نهادهای طالب پروری مانند انجمن اصلاح و دیگر عوامل نفوذی طالبان باید پاسخگو باشند...» کابل پرس? 25 نومبر 2012 میلادی

آقای شیر احمد نظری از محل واقعه در دانشگاه کابل گزارش مفصل را ارائه داشته که من صرفآ جسته جسته از قمست های آن در این جاه نقل می نمایم تا خوانندگان عزیز به اصل عوامل فاجعه علیه یک بخش بزرگ از مردم افغانستان آگاهی حاصل کنند و بعد خود دشمنان اسلام، بشریت، مدنیت و مردم ما را باز هم بیش تر و درست تر بشناسند:

«پیشتر رفتم دیدم دانشجویان پیش روی دروازه مسجد صف کشیده اند، پرسیدم چه خبر است؟ گفتند که از بچه های شرعیات و در مجموع سنی‌ها مانع ما شده اند، تا مراسم عزاداری برگزار نشود.

یک شب پیش نیز این گروه با سر دادن شعار مانع عزاداری شیعیان در مسجد خواب‌گاه دانشگاه کابل شدند. ولی شب گذشته با دخالت نیروهای پولیس و امنیت ملی از درگیری میان دانشجویان جلو گیری شده بود. در جلسه‌ی شب عاشورا که برای حل این مسئله نیروهای امنیتی آمده بودند، نمایندگان دانشجویان شیعه با نمایندگان دانشجویان سنی به مباحثه پرداختند، تا این مشکل از روی گفتمان حل شود تا به خشونت کشانیده نشود. در قسمت‌های اول جلسه من بودم، چیزی را که از جلسه فهمیدم گلایه دانشجویان سنی از شیعیان مبنی بر عدم اشتراک آن‌ها در گردهمایی دفاع از اسلام بود، که چند قبل در پیش روی دانشگاه کابل برگزار شده بود.

بلاخره نمانیده گان دانشجویان هم از سنی و شیعه باحضور معاوین امور محصلان نماینده جنایی فرمانده کندک محافظت از دانشگاه‌ها و نماینده‌ی آیت الله محقق کابلی، نماینده امنیت ملی و یک جنرال وزارت داخله توافق کرده بودند، که مراسم عزاداری فردا ساعت یک بعد از ظهر درهمین مسجد برگزار شود.

اما امروز بازهم دانشجویان سنی با توافق شب گذشته قانع نشده و خواستار لغو این مراسم شدند، آنان برگزاری این عزاداری را مغایر با دین اسلام دانستند.

پس ازین چند تن از دانشجویان سنی به پشت بام خواب گاه بر آمدند، و باسنگ از آنجا دانشجویان شیعه را هدف قرار می‌دادند، درهمین حال بود که بلند گوی مسجد داخل خوابگاه به صدا در آمد و کسی فتوای جهاد علیه شیعیان را صادر کرد و با صادرکردن فتوا درگیری دوبرابر شد و شیشه‌های پیش روی خوابگاه شکست. اگرچه درهمین حال نیز نمایندگان دانشجویان شیعه صدا می زدند، که به سوی خوابگاه سنگ پرتاب نکنند، ولی چون از بام هدف قرار می گرفتند چاره دیگر نبود.

در زمان درگیری پولیس وجود نداشت، و این‌که دانشجویان شیعه از پایین تا پشت کلپ ورزشی عقب نشینی کردند، و دانشجویان سنی پیشروی درین جا فرمانده کندک محافظت از دانشگاه‌ها همراه بامحافظانش چند فیر هوای کردند، با فیر هوایی پولیس چند شلیک گلوله از خوابگاه نیز به سوی دانشجویان شیعه شد.

زمانی‌که فرد زخمی را انتقال می‌دادم دیدم سربازان پولیس با موترهای شان به دروازه شمالی دانشگاه کابل استاده اند ولی هیچ کاری نمی‌کنند. » کابل پرس يكشنبه 25 نوامبر 2012

اما، متأسفانه به روز شنبه 4 قوس 131 خورشیدی برابر با 24 نومبر 2012 میلادی دهم عاشورا در مسجد دانشگاه کابل توسط سازمان دهی تروریستان طالبی، استخبارات پاکستان، عربستان سعودی و سایرین از طریق یک عده از استادان فاکولته شرعیات که یک تعداد شاگردان ساده لوح را علیه شاگردان عزادار حسینی تحریک کردند و حادثه غم انگیز دیگری را به وجود آوردند که باعث یک کشته و 23 تن زخمی در محوطه دانشگاه کابل گردید.

اگر حلقات شؤنیستی ارگ ریاست جمهوری به صورت غیر مستقیم در فاجعه دانشگاه کابل دخیل نباشند، چرا عوامل اصلی آن را دستیگر و به پنجه قانون نمی سپارند؟

این یک امر مسلم است شاگردان افراطی که مانع برگزاری عزاداری مراسم حسینی در مسجد دانشگاه کابل شدند، شاید بیگناه و با گناه بوده باشند؛ ولی در عقب آن دست های ترویستان افغانی، شؤنیستان قبیلوی حاکم در قدرت سیاسی جمهوری اسلام افغانستان، استخبارات پاکستان، عربستان سعودی و سایر همکاران شان نیز دخیل بوده که بازهم امسال در روز دهم عاشورا فاجعه کربلا را در مسجد دانشگاه کابل خلق نمودند. آیا عامل اصلی این فاجعه دانشگاه کابل، میراث داران یزیدی در کشور ما نیستند؟

آیا قانونآ مسجد محل نیایش و برای مراسم امور دینی نیست که شیعیان از آن محروم می گردند؟ آیا آزادی دینی و مذهبی هم برای مردم ما در قانون اساسی افغانستان مشروعیت ندارد؟ پس، چرا وهابیان و با سایر حلقات تروریستی خویش از برگزاری مراسم عاشورای حسینی در مسجد دانشگاه جلوگیر به عمل آوردند؟

آیا دشمنان مردم ما با تشدید تعصبات مذهبی، قومی، زبانی، گروهی وغیره خواهند توانست که مانند گذشته ها میان پیروان دین مقدس اسلام تفرقه را خلق کنند و از آن استفاده سیاسی را ببرند؟ آیا شیعیان و سنی ها، مشترکآ پیروان اصلی دین مبین اسلام و سنت نبوی نیستند؟

هموطنان گرامی!
خلاصه اینکه، حامد کرزی و سایر بانده های قبیلوی شان در ارگ ریاست جمهوری و سایر نهادهای خصوصی نیز به خوبی می دانند که «زوال حاکمیت شؤنیستی پشتون سالاران» در قرن 21 فرارسیده است. و حال با خیال باطل شان، تصور می کنند که با به راه انداختن قتل های زنجیری شخصیت اقوام تحت ستم کشور، تقویت تروریستان طالبی، محروم کردن مناطق مردمان غیر پشتون از انکشاف متوازن، تأسیس کردن نهادهای وهابی، فریب دادن طبقات محروم پشتون، کشتار عزاداران حسینی، تولید مواد مخدر و سایر اعمال ضد انسانی خودها در برابر همه فرودستان بازهم قادر به تداوم حاکمیت سنتی و نظام شؤنیستی پشتون سالاری- طبقاتی در آینده کشور خواهند شد. این یک خواب است، خیال است و جنون است.

در معادله کشور است که کرزی و تمام دار و دسته اش از داخل و خارج کشور حد اعظم تلاش را به خرچ می دهند تا بار دیگر طالبان تروریست و سایر باندی های شؤنیستی تک تباری خویش را با حمایت مدارس مذهبی وهابی، استخبارات پاکستان و سایر قدرت خارجی بر اریکه قدرت سیاسی آینده در افغانستان بیاورند، بعد با دست باز با جلادیت تمام بالای همه اقوام تحت ستم، طبقات محروم جامعه، زنان، روشن ضمیران، دیگرپذیران، دموکراتان وعامه مردم افغانستان حکومت کنند.

باید اذعان داشت که مردم کشور اعم از محرومان پشتون و غیر پشتون از جنایت تروریستان طالبی و سایر شؤنیستان در جریان این 11 سال آخر در حاکمیت سیاسی افغانستان خوب آگاه شده و هرگز حاضر نیستند که بعد از این تحت حاکمیت فرعونی طالبان و سایر شؤنیستان تازه به دوران رسیده زندگی نمایند و اسارت نوین را مانند عصر خونبار عبدالرحمن خانی بازهم جبرآ قبول کنند. تورک تباران و غیر تورک تباران با درایت سازنده و عقلانیت نوین درک کرده اند که توطئه های اقشار خون آشام پشتون سالاری دیگر کاربرد ندارد.

مردمان تحت ستم و محروم کشور نباید بیش از این فریب این شیادان و قاتلام مردم را بخورند و آرام گیرند؛ بلکه مبارزات قانونی، مدنی، عقلانی و همگانی را بر ضد تروریستان، شؤنیستان تک قومی، سیستم استبدادی و حامیان خارجی شان تا آخرین لحظه حیات خودها ادامه بدهند تا قانونیت، مصؤنیت، عدالت و برابری را در محورهای مادی، معنوی و اجتماعی برای تمام اقوام مسلمان و اقلیت های غیر مسلمان افغانستان عملآ تأمین نمایند.

مکررآ باید افزود که مردم هزاره و غیرهزاره تا این حد از بلوغ آگاهی سیاسی و رشد شعور اجتماعی خویش رسیده اند که بعد از این در مورد تعیین سرنوشت عادلانه و دموکراتیک خودها، مستقیما خودشان تفکر کرده و آینده خویش از اسارت حکومت حامد کرزی، مفسدین اداری، تبارگرایان، قاچاقبران، حلقات شؤنیستی، تروریستان طالبی و حامیان خارجی شان نجات خواهند داد.

چهار شنبه 8 قوس 1391 خورشیدی مطابق با 28 نومبر 2012 میلادی

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

24 دیدگاه
jiran

فاجعه یزیدیان کربلا در دانشگاه کابل

دوستان حسین بک زن باره بود به خاطر بک خانم کشته شد جون که ان زمان و اسلام فعلی جز دزدی عارت چپاول مسلمانان کاری نداشتند و زنان را به عنیمت می گرفتند و زنان که 72 از خانم های زیبا بودند می خواست فرار کند و به جنگ فبیله مخالف اقتاد سر جنس مخالف جنگیدن و به خاطر که کثافت کار ی شان افشا نشود این حیله درست کردند که به خاطر این و ان ............ همه این ها چرت و پرت است به خاطر که خودش را تبرئه کنندو مردم دیگر جهان را مشغول نهگدارند و بزنس خوبی است هر سا ل مردم را سر کیسه کردن

aumar

فاجعه یزیدیان کربلا در دانشگاه کابل

جناب اقای سوالگربی شاخ و دم !!!!!
یک چیزی دیگه اش مانده خی نه گفتی که انتحاری چه است؟؟؟ فرض یاواجب؟؟؟؟؟ البته ده مذهب که وهابی داره فکرمونوم که واجبه؟؟؟؟
عمرتندروازمیمنه

fetrat

فاجعه یزیدیان کربلا در دانشگاه کابل

بیسار خجالت اور است به ما شیعیان که به عوض پرداختن به جواب سوالات مطرح شده میان نظر دهنده گان، دنبال مسله انتحار میرویم و حرف میزنیم. این بدان معناست که جوابی برای گفتن نداریم.... فقط بحث را به بیراهه میکشانیم.

باران

فاجعه یزیدیان کربلا در دانشگاه کابل

گوشواره ای عرش مجید
حسن مجتبی
خوش صورت و زنباره ، غرق هوس و شهوت
نزدیکی های نمازشام ...
تازه ترین زن حرمسرایش ، گفت :
حسن ! کحا ؟
حضرت فرمود :
کنیزه کی آورده اند برایم امشب از غزوات
دختر گفت : همین سه روز پیش مرا در عقد نکاح آوردی ، حال هوس زنی دیگر ؟
حضرت فرمود :
چی کار کنم ؟ همین امروز کنیزه کی دارم ، رسم است آخر ...
زن : او ... مای گاد
حسن ! شب با من غذا بخور
فقطم همینم امشب
حسن گفت : برو غذا بیاور
مالش پایان تنه اش ، حرمان ببری در گور
زن ، زیر لب زمزمه کرد
زهر هلایل در غذایش داد
و زبان در سقف دهان آن حضرت
از کلام افتاد .

آنلاین : http:/baran@yahoo.com

عجمی

فاجعه یزیدیان کربلا در دانشگاه کابل

ای مردم ایکه ازاسلام دفاع میکنید !

rahmat

فاجعه یزیدیان کربلا در دانشگاه کابل

گیرم که عزاداری امام حسین در بین مسجد بد باشد ایا انتحار دربین مسجد خوب است . پس این افراطیون وهابی در دانشگاه کابل از وابستگان همانهای هستند که انتحارا را حتا دربین مسجد جایز میداند . فقر فرهنگ وقتکه بود همه چشمها کل وکور میشود ..

نبی

فاجعه یزیدیان کربلا در دانشگاه کابل

نسیم جان که تحت نام هزاره نو شته است یک چیز خیلی خنده دار نوشته است حسین با یک دختر معاویه از دواج کرده بود . برو کمی مطالعه کن و تحقیق کن و...

fffff

فاجعه یزیدیان کربلا در دانشگاه کابل

حسین دیگر کدام حــــرامی است؟؟؟؟ شما هزاره ها زنده گی مردم را بسته میکنید در محرم تان
خوب میکنند، پوهنتون کابل جایی عزاداری نیست

باب بیتا
فاجعه یزیدیان کربلا در دانشگاه کابل

گناه تان نیست. کرزی تکرار می کند که دانشگاه های افغانستان جای سیاست نیست و شما می گوئید که جای عزا داری نیست. پس سئوال این است که این دانشگاهها جای چه است؟ آیا ما بایست سیاست مداران خویش را از مدارس دیوبندی وارد کنیم تا برای ما سیاست کند یا ما به قم رفته در آنجا عزاداری کنیم؟
ای مردم بخواب رفته! تا بکی؟ تا بکی از خر جهالت خویش پائین نمی شوید؟

باب بیتا

فاجعه یزیدیان کربلا در دانشگاه کابل

قابل توجه دوستان:
عجب بحثی و عجب استدلال هائی؟ شما را به وجدان تان سوگند که قدری فکر کنید و از خر جهالت افغانیت تان پائین آئید که منشاء تمام بدبختی های افغان و افغانستان است، فرق نمی کند که این جهالت از طرف یک طالب ریش دار تبارز داده شود یا یک طالب پالیش شده نکتائی پوش! کوشش کنید که فکر تان را مطابق تحولات روز عیار سازید.
اینکه تجلیل از عاشورا خوب یا بد، یک موضوع است و هیچ ربطی باین بحث ندارد و نباید هم داشته باشد. گیریم مردم شیعه ها یک گروه بت پرست ضد اسلام یا این و آن ولی بحث بالای آن را به این چه که شیعه ها نتوانند از عاشورا در مسجد دانشگاه کابل تجلیل بعمل آورند و سینه زنی نکنند؟ اگر شیعه خود شان از روی دانش یا جهالت خود را می زنند، به شما چه؟ وقتی که آنها خواستند به سر و صورت شما بخاطر تجلیل از مراسم مذهبی شان بکوبند، شما حق دارید که غوغا برپا کنید. اگر شیعه ها بجای خدا به زیارت قبور یا لات و منات می روند، به شما افغانان جاهل چه؟ عبدالرحمن خائن وطنفروش ناموس فروش با چه حق و منطق مردم شریف نورستان را مسلمان ساخت؟ چه عیب داشت که ما در افغانستان یک ولایت کفر نشین داشته باشیم؟
شما با تبصره های خویش که اکثرا از روی جهالت شما صورت می گیرد در حقیقت علیه قانونیت افغانستان و نهایتا علیه موجودیت افغانستان کار می نمائید. اگر شما به افغانستان احترام و باور دارید باید به قانون این کشور احترام کنید. در صورتیکه برپائی مراسم مذهبی شیعه ها در قانون اساسی افغانستان تسجیل شده باشد، شما هائیکه خود را افغان می دانید از روی کدام منطق به چنین چرندیات دست می زنید و چرا شما در قرن 21 که قرن همزیستی و تمدن است، با شیوه قرون وسطائی از روی عقیده با مسائل برخورد می کنید؟ چرا شما از طریق قانون پذیری مدنی نمی شوید؟ تا بکی افتخار دارید که افغان بمانید؟

آواره

فاجعه یزیدیان کربلا در دانشگاه کابل

در قانون جنگل « حیات وحش » هر گاه جسمی بنا بر علل و عواملی، رو به ضعف نهاده و به زانو در افتد، آنگاه جهان وحش«جنگلیان» بر « لش » آن هریک به نوبه خویش هجوم آورده، و در حد توانایی های خود قسمت از اعضای بدن وی را به یغما میبرند و...! این که بر جسم مذکور چه میگذرد، و وی چه درد و رنجی را متحمل میگردد و چگونه جان می بازد، و چگونه روح از کالبد ش تهی میگردد، و کی ها در ماتم وی عزا دار گردیده و به خاک ذلت می نشینند، و... بر هیچ یکی اعضای جنگلیان « جهان وحش » دارای اهمیت و مفهوم نبوده است...! برای « جنگلیان » اصل مهم، اشباع غریزه حیوانی شان بوده، و بس و همین..!
میخواهم یاد آوری بنمایم که: آنچه که بر مردم بومی افغانستان بخصوص « هزاره ها» و تاریخ آنان گذشته و میگذرد، نیز از امر قانون جنگل، و جهان وحش مستثنی نبوده و از این قاعده خارج نمیباشد. گونه زیست، روند زنده گی درد آلود و مالامال از تبعیض و ستم هزاره ها در این سرزمین، گاه حتی خشن تر و حیوانی تر از جهان وحش را به خود به تجربه گرفته اند! « قتل عام ها؛ غارت، تبعیض، ستم ... و؛ فروختن آنان به صورت برده در کوچه و بازار داخل و خارج از کشور...» ( خیل ی از اسرای زن، کتف در کتف با ریسمان در هم آویخته، و گیسوان به هم گره خورده؛ در بازار حراج امیر زمان، ضل الله عالم، « امیر عبدالرحمن خان؟؟!» ...)
اگر از تاختن ها، لشکر کشی ها، قتل عام ها و... و تداوم سیاست موذی و تخریب کننده تاریخی بگذریم، قتل و گردن بریدن مسافرین « هزاره » در پای هر بیشه و گردنه، از دیر باز زمان، و تا همین امروز در این سرزمین مروج بوده است! برای یک هزاره، مسافرت در مناطق « افغان نشین » سرزمین افغانستان؛ چه بسا که میتواند به قیمت حیات و زنده گی وی تمام شود! آیا میتوان گفت این سرزمین من است، و ما به اشغال نرفته ایم...؟؟؟؟!

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 24 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس