رفتن به محتوای اصلی
خونبهای جوانان شبرغان با تسمیه شوارع شهر بنام ابدالی ها و هوتک ها پرداخته شد

خونبهای جوانان شبرغان با تسمیه شوارع شهر بنام ابدالی ها و هوتک ها پرداخته شد

فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

اعتراضیه هیئت رهبری ففتا در رابطه با دسیسه نامگذاری های عظمت طلبانه در شهر شبرغان

اخبار واصله از ولایت جوزجان حاکی از آنست که دست اندرکاران حکومت قومگرای افغانستان به همکاری معامله گران محلی تصمیم گرفته است تا چندین چهار راهی را درین ولایت به نام استوره های تخیلی قوم و قبیله خاص نامگذاری نماید.

به اساس این تصمیم نفاق افگنانه، چهار راهی بندرآقچه بنام "وزیر محمد اکبر خان"، چهار راهی بندر سرپل بنام " احمد خان ابدالی" و شاهراه بندر اندخوی بنام "میرویس خان هوتک" و بعضی جاده ها نیز بنام بعضی های دیگرمسمی گردیده است.

گفته میشود که تطبیق این پروژه فتنه انگیز به همکاری مالی افغان بیسیم و بنیاد بیات در بدل تأمین منافع تجارتی این شرکت انجام میپذیرد.

درحالیکه جوی خون ۱۵ تن جوان نامراد و گلگون کفن شبرغان هنوز خشک نشده است و این جوانان عزیز و قهرمان مردم استبداد زده افغانستان، جان های شیرین خود را به دفاع از حق و عدالت و مبارزه غیرتمندانه و بی باکانه برعلیه زورگویی شوونیسم و برتری طلبی قومی و زبانی از دست دادند و زخم های ده ها تن دیگر هنوز التیام نیافته است، درین حال معامله نامگذاری جاده ها و چهار راهی های که هنوز آغوشته به خون شهدای معصوم هست، یک امر زورگویانه بوده و این عمل به مفهوم نمک پاشیدن به زخم ها و بالآخره تمسخر یک قوم میباشد.

ما به این باور هستیم که نامگذاری محلات به اسم اشخاص تاریخی زمانی قابل قبول برای همه مردم افغانستان است که اولاً این اشخاص مقام ملی در بین مردم کشور داشته باشد، درحالیکه اشخاص فوقاً نامبرده شده و بعضی های دیگریکه در گزارشات خبری اسمای ایشان به چشم میخورد برای همه مردم قابل پذیرش نبوده و اهمیت آنها محدود به یک قوم ویا چند قبیله افغانستان میباشد و میباییست چنین نامگذاری ها در زادگاه های این اشخاص صورت بگیرد، در غیر آن تعریف "ملت واحد" ایجاب میکند که یک شخصیت برخاسته از شمال افغانستان نیز بتواند در جنوب افغانستان تقدیر گردد.

ثانیاً نامگذاری ها نباید نامهای اصلی، بومی و تاریخی را مضمحل سازد که هر کدام ازین نامها بیانگر واقعیت های تاریخی بس با ارزشی میباشد.

ثالثاً وقتی اینگونه نامگذاری ها برای همه قابل قبول است که عدالت اجتماعی در کشور برقرار بوده و شخصیت های بزرگ اقوام دیگر ساکن کشور مانند مولانا ها، بیدل ها، حافظ ها، علی سینا ها، نوایی ها، مختوم قولی ها، رودکی ها، ظهیر فاریابی ها، فارابی ها، غزنوی ها، بابر ها و صد های دیگر که پیشوای اقوام غیرپشتون افغانستان بوده و عظمت جهانی دارند، مستبدانه به تاق فراموشی سپرده نشده وهمان قسمیکه نام و افتخارات تاریخی این اشخاص به خط زرین در صفحات تاریخ کشور های جهان حک گردیده است، باید در سرزمین اصلی خود نیز از شمال تا جنوب آن و از شرق تا غرب آن تسجیل یادگار جاویدان گردد.

اما این فیصله برتری جویانه حلقات شوونستی الوان مختلف به مفهوم تداوم سیاست فاشیستی هاشم خان، نادر خان، محمدگل مومند و طالبان میباشد که هرگز تحقق نخواهد یافت.

فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان درحالیکه این عمل ماجراجویانه و غیرعادلانه عظمت طلبان قومی را تقبیح و محکوم نموده و به شوونیسم حاکم یاددهانی میکند که فراموش ننمایند، دیگر زمان زورگویی و پاشنه های آهنین گذشته است، دیگر نامگذاری های تحمیلی را مردم قبول نخواهند کرد، دیگر ممکن نیست که شیندند ، تورغندی، پشتونکوت، افغانکوت، پشتون زرغون وغیره بزور برچه بالای مردم بومی این سرزمین قبولانده شود. حلقات شوونستی باید بدانند که این توسعه طلبی برتری جویانه آنها از جانب مردم بومی بی جواب نخواهد ماند. تاریخ و فرهنگ پرافتخار مردم بومی این مرز بوم مدافعین صدیق خود را در چهره جوانان رزمند خود دارد تا از نوامیس شهروندی و فرهنگ و تاریخ این خطه جغرافیایی دفاع حق طلبانه نمایند.

برای کسانیکه در عقب شرکت "افغان بیسیم" با این طرح نفاق افگنانه عظمت طلبان قومی همکاری مینمایند، خاطرنشان میگردد که پایه های آنها با این فتنه انگیزی بسیار بی بنیاد و لرزان خواهد بود و با اندک ترین وزش باد حق طلبانه مردم سرنگون خواهد شد.

ما در حالیکه توجه رئیس جمهور مملکت را به این تصمیم نفاق افگنانه و سو قصد فرهنگی جلب میکنیم تا نگذارد که نفاق بین القومی ازین بیش توسعه یابد، از وکلای پارلمان بخصوص وکلای ولایات شمال و دیگر وکلای اقوام تحت استبداد جداً تقاضا مینمائیم که از هر نوع امکانات مشروع و اعتبار وکالت خود استفاده نموده و مانع تحقق اینگونه پروژه های غیرعادلانه گردند تا باشد این لکه ننگ که به دوره وکالت آنها نسبت داده میشود، برای همیش صفحه دوره خدمت نمایندگی آنها در پارلمان را آلوده نسازد.

از شورای ولایتی جوزجان تقاضا مینمائیم تا در برابر اینگونه تصامیم حق تلفانه و برتری جویانه مقاومت بی باکانه نموده، دلیری و شهامت را برای نسل های آینده به میراث بگذارند.

از مردم این ولایات تمنا داریم تا بیداری، اتحاد و یکپارچگی را حفظ نموده و در برابر هرگونه زورگویی مبارزه بی امان نمایند.

به امید قوام حق و عدالت

اداره فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

15 دیدگاه
ناشناس

خونبهای جوانان شبرغان با تسمیه شوارع شهر بنام ابدالی ها و هوتک ها پرداخته شد

رادیو را به ( غژ دبلی ) تبد یل نمودند .

ناشناس
خونبهای جوانان شبرغان با تسمیه شوارع شهر بنام ابدالی ها و هوتک ها پرداخته شد

سرزمین جوزجان در معرض انتقام بی امان قبیله سالاران

اداره فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان

از گذ شته های دور تا امروز اگر از مراجعه به جنایات تاریخی صورت گرفته در سده های اخیر، برعلیه باشندگان مظلوم مناطق شمال کشورکه روز گاری نه چندان دور مسما به تورکستان بود وجوزجانان کنونی بخشی از آن است، درین جا صرف نظرمیکنیم. وفریاد های استخوان سوز خود را از جنایات انجام شده در مقاطع تاریخی همین چند دهۀ اخیر، برعلیه این مردم و این سرزمین بلند میکنیم، که بخشی ازعاملین جنایات در آن مقاطع هنوزهم در قید حیات اند و بی هیچ پاسخی در برابر اعمال وجنایات خود امرار حیات مینمایند.

هنوزهم شیار خون های پاک دهاقین مظلوم سرپل و جوزجان که خرمن هستی آنان یکجا با خرمن های حاصلات زمین ایشان توسط کمال الدین اسحاق زی و خانواده اش با حمایۀ مستقیم ظاهرشاه و وابستگان دربارش آتش زده شد و خاکستر گردید ازگسترۀ این خاک و این جغرافیای مقهور قهر نا خدایان زشتی وسیاه روزی پاک نه گردیده و طنین ناله های سوختم، سوختم دهاقین مظلوم اوزبیگ که بالای زمین موروثی وشخصی خود یکجا با حاصل یکسالۀ گندم آن زنده به آتش کشیده شدند وخاکستر گردیدند تا روز حشر بلند است.
قاتلین آنان تا اکنون هم زنده و حامیان آن افتخار لقب بابای اوزبیگ سوز را با خود حمل میکنند که نه کدام مرجعی به نام حمایه ازحقوق بشر اشارۀ انگشتی به سوی آنان نموده ونه هم دادگاهی قادر به محاکمۀ انان شده و فریاد های مظلومانۀ وارثین مظلوم آنان تا به امروز نه گوش شنوائی دارد ونه هم مرجع بازخواست گری، وشک نیست که روزی هم به افتخار این اوزبیگ سوزی ددمنشانۀ خود مفتخر به لقب بابائی قبیلۀ خود که هم اکنون شده اند، نام شهر وبازاری ویا هم مسجد ومدرسه ویا درمانگاهی در مناطق اوزبیگ نشین کشور، بگونۀ زخم ابدی در پیکر خلق مظلوم وقهرمان اوزبیگ وتحقیر ماندگار فرزندان ایشان درآینده ها، مسما به نام آن ددان آدم سوز وآدم خور شود.
چنانچه هم اکنون اینکارجریان دارد ونام کسانی چون میرویس خان، احمد خان و وزیر محمد اکبر خان وغیره را که تا هنوزخود قبایل پشتون هم بصورت یک پارچه به زعیم و رهبر بودن آنان باور ندارند و کسی از آنان غلزائی وکسی دیگرهم ابدالی است وهر یک هم متهم به قتل وجنایت در برابرمردمان همد یگراست، چه رسد به غیر پشتونها که هیچ نوع تعلقی باایشان ندارند، با نامگذاری بالای کوچه ها ومحلات عمده و اساسی شهر شبرغان درحال عملی نمودن اند. مسلما که این اقدام نه هم اول کارا ست ونه هم آخر کار ودامنۀ آن تا آنجا که ممکن باشد، با هدف امحای مادی ومعنوی غیر پشتون ها، طبق برنامۀ تدوین شدۀ قبلی محافل حاکمۀ شئونیستی ادامه خواهد یافت، مگراینکه مردم ما با آگاهی واقدام به موقع جلو آنرا سد نمایند.
اگرهجوم وحشیانه قبایلی را که با حمایۀ ارتش پاکستان، تحت نام ننگین طالب، این زشت ترین مظهر بربریت وتمدن ستیزی درجهان امروز، با هدف نا مقدس پاک سازی این مناطق از باشندگان بومی الاصل اوزبیگ، ترکمن، ایماق، تاتار، قرغیز، قزاق، قیزیلباش، تاجیک وهزارۀ آن، با قتل عام وحشیانۀ زن ومرد، خورد وبزرگ، پیر و جوان وحتی حیوانات اهلی وخانگی این حدود جغرافیاوی عملی گردید وتلاشهای آشکار و بی پردۀ آنها، هم اکنون با حمایت های آشکار و پنهان منابع استخباراتی پاکستان وانگلستان وبعضی کشور های دیگر ادامه دارد بدان علاوه نمائیم، دورنما را در رابطه با مسألۀ موجودیت شرافتمندانۀ اقوام وملیت های غیرپشتون علی الخصوص تورکهای ساکن درین کشور، با داشتن حقوق برابر زیستن و برخورداری از فرهنگ و زبان وحفظ افتخارات تاریخی خویشتن، چندان هم سهل وساده نمی بینیم.
این حقیقت را ما زمانی بهتر میتوانیم پرده برداری نمائیم که یکبار دیگر عروج دوبارۀ شوونیسم را که تصور می رفت، شاید ازحوادث زمان و سیه روزی های دوران طی سه دهۀ اخیر که هیچ کسی از مصائب آن بی بهره نماند، چیز هائی از انسانی زیستن وبا هم زیستن درین کشور کثیر الملیة را آموخته باشد، به بررسی میگیریم وبا درد واندوه در می یا بیم که برای عاملین گمراه وعظمت طلب قبیله گرا که با سخت جانی، خلق پشتون را نیز به گروگان های تحمیق شده واستحمار شدۀ خود مبدل نموده اند، هیچ موضوعی به جز از حکومت کردن و در اسارت گرفتن مردم این سرزمین در مجموع مطرح نیست، پیشه کردن سیاست های عظمت طلبی خطرناکترین وسیلۀ استعمال پشتونها برعلیه دیگر باشندگان کشور است که مسئولیت مبارزه برعلیه آن قبل از همه با روشنفکران واقعی پشتون است که باید صادقانه انجام دهند تا هم خلق پشتون وهم خلق های دیگر را از مصیبت این هیولای وحشتناک نجات دهند.
با رسیدن دوبارۀ شوونیسم درکسوت دیموکرات های صادر شده از امریکا وغرب بر اریکۀ قدرت و آشکارشدن تیم افغان ملتی ها وحواریون آن درعرصۀ سیاسی کشور که توسط استخبارات امریکا رهبری میگردیدند، ما میبینیم که اگر دنیا هزار بار زیر و رو شود از گیاه شئونیسم قبیله گرا به جز از قبیله پرستی وحاکمیت طلبی به قیمت همه چیزحتی وطن وشرف وطن چیز دیگری حاصل نمیشود وهدف آن همان است که روزی امیرعبدا لرحمان نهال آنرا غرس و بعداً توسط نادر وخانوادۀ او یکجا با عناصری از قبیل محمد گل مهمند، شیر خان ناصری، علی احمد پوپل، قیوم وردک وغیره آبیاری گردید و میوۀ منحوس آن در وجود باند احیای استبداد دیروز به بار نشست که هدف آن همانا تبد یل کردن سرتاسر کشور به محل سکونت یک قوم ونابود سازی دیگر اقوام وملیت های کشور است وبس!!!
استقرار دوبارۀ همین حاکمیت منحوس است که حوادث بغلان وجوزجان را یکی بعد دیگری برای مردم ما به ارمغان میآورد وهنوزهم پژواک خشمگین مسلسل های دژخیمان فاشیست افغان ملتی که دیروز باشندگان دادخواه ومظلوم جوزجانان را به جرم اعتراض در برابر بیدادگریها و ددمنشی های جمعه خان جلاد به شیوه وسبک کله منار سازی عبدالرحمان خانی تیرباران وبخاک وخون کشانیدند، درگوش ها طنین انداز است. ومادران آن شهدای گلگون کفن و فرزندان یتیم آن فریاد گران ضد بیداد گری و تازه عروسان آن قهرمانان جان بکف با یاد وخاطرۀ انتقام آن شهدای مظلوم سیه پوشان ابدی تاریخ اند.
اما جلادان از خون آشامی سیری ندارند وقربانیان اسیردرچنگال های شوم وبی رحم خود را تا آنجائیکه مقدور باشد در معرض تجاوز و تحقیر قرار میدهند تا امیال سادیستی خود را به هر نحوی که ممکن باشد ارضا نمایند.
چنانچه هم اکنون ما بازهم شاهد آن هستیم که لشکر سیاه قبیله پرستان از یک جبهۀ دیگر خاک این مرز وبوم را یکجا با انسان های مسکون در آن آماج حملات خود قرار داده و با تحمیل نام های قبیله سالاران متوفی خود در نامگذاری های جدید محلات و مناطق مسکونی غیرپشتونها در مناطق شمال کشور، در حال عملی نمودن اهداف و پلان های استراتیژیکی شوونیستی خود، با استفاده از شیوه و نیرنگ نامگذاری و اندکس سازی گویا مدرن اند. وچه بسا که درین بازی های ماهرانه ومغرضانه از کمک های معامله گران محلی نیزبهره میبرند. همانند اینکه همین امروز در نامگذاری و اندکس سازی راه ها ومحلات شهر شبرغان از کمک های شرکت افغان بیسیم وبنیاد بیات استفاده برده و گفته میشود که توافق شهر دار و نمایندگان شورای ولایتی آن ولایت را هم با هر حیله ونیرنگی که ممکن بوده بدست آورده اند.
نمایندگان منتخب مردم جوزجان ودیگر ولایات تورک نشین هم که در پارلمان تا اکنون خاموش اند که این خود میتواند علامۀ رضا ویا تطمیع باشد !!!!!! به هر حالت:
عظمت طلبان یکبار دیگر با پیروی از شیوه های محمد گل مهمند ودیگر قبیله سالاران بی رحم ومحیل که روزگاری باتحمیل نامگذاری های پشتو همانند پشتون کوت، افغان کوت، پشتون زرغون، شیندند، تورغندی وغیره به عوض نام های اصیل بومی وتاریخی درمناطق غیر پشتون ها چون هرات و میمنه و دیگر ولایات کشور آرزوی پشتونیزه کردن کشور را داشتند.این کار را از طریق محروم سازی فرزندان اصیل این مرز وبوم از آشنائی به نامهای بومی وتاریخی محلات زادگاهی وشخصیتهای نام آور وافتخارآفرین مرتبط با قوم و قبیلۀ خود ایشان در گذشته و امروز بودند، امروز نیز مصمم بدان اند که فرزندان ما را با پذیرش نام های آبا واجداد غاصبین حق وحقوق مردم ما بالای محلات، چهار راه ها، بازارها، پارک ها، بنادر، مدارس ومکاتب، دانشگاه ها، پل ها، میادین، شهر وروستای زادگاه خود با گذشت زمان مجبور به فراموش نمودن افتخارات انسانی وریشه های تاریخی ومردمی خود درین کشور سازند. و فرزندان ما در فردا های زندگی فراموش نمایند که نام اصلی وتاریخی محلات زیست شان چی بود و کدام شخصیت ها ی بزرگ علمی و فرهنگی ویا هم مبارزین راه آزادی وعدالت در این محلات و مرزوبوم ها زیسته اند که بدان افتخار نمایند.
البته این دیگر اوج فاجعه و انتهای عطش انتقام است، در برابر یک ملیت و قومی که قیام های حق طلبانه و ظلمت ستیزانۀ رستاخیزی آنها در واپسین دورهای سیاه تاریخ کشور، منجر به سرنگونی مقطعی شئونیسم وحاکمیت تک ملیتی قبیله سالاران درین سرزمین گردید و آنها با وجود داشتن تاریخ انباشته از افتخارات بی نظیر وشخصیت های علمی، فرهنگی و سیاسی نامداری چون ظهیرفاریابی، میرعلیشیرنوائی، مولانا جلال الدین محمد بلخی، میرزا عبدالقادر بیدل، ظهرالدین محمد بابر، مخدومقلی فراغی، ابونصر فارابی، شمس تبریزی، گوهر شاد بیگم، بایسنقرمرزا، نادره بیگم، شیبان خان، سلطان حسین بایقرا، سلطان سنجر، ملک شاه سلجوقی، سلطان محمود غزنوی . . . وغیره که تعدادآنها به هزاران میرسد، مجبور به پذیرش نام شخصیت های پشتون در تبادله با نام های اصیل وباستانی سرزمین خود شوند. این خود انتقامی است از تورکان معاصر کشور که بعد از سقوط دولت داکتر نجیب الله بهترین نمونه های همزیستی با همگان را به نمایش گذاشتند و دوشادوش با دیگر باشندگان بومی شمال کشور برعلیه اشغالگران پاکستانی ومزدوران طالب آنها تا آخرین رمق مقاومت نمودند وبالآخره در همدستی با نیروهای ائتلاف بین المللی در مبارزه برعلیه تروریسم، کشور را از لوث طالبان وپاکستانی ها پاکسازی و آرزوی احیای کشوری واحد باداشتن نهاد های دولتی واقعاً دیموکراتیکی را داشتند که در متن آن جای وشرایط زندگی برای هیچکسی درهیچ گوشۀ از کشور تنگ نباشد.
افسوس که چنین نه شد و حاکمیت طلبان شئونیستی با فریب دادن بعضی حلقات دیگر، خونبهای هزاران انسان این سرزمین را به یغما بردند و امروز آن طالب قصاب پیشه که مردم آنرا از در بیرون نموده بودند وجای آن گورستان تاریخ بود، بار دیگر از دریچه وارد عرصۀ حیات جامعۀ ما میشود و این بلا کشیدگان تاریخ یکباردیگر هست و بود انسانی خویشتن را درحال باج دادن در ازای گناهان ناکرده وسربازی های انجام دادۀ خود در راه آزادی وعدالت درین کشور میبینند.
این اوج فاجعه است ولی وقوع فاجعه را نمیتوان با خاموشی وتسلیم مانع شد و نقد برابر زیستن را که حق ماست به سادگی تصاحب نمود.
البته این امر شامل حال و سرنوشت محض مردم جوزجان وفاریاب وسرپل نیست وپای شئونیسم تا هرجا که یاری دهد از پا نخواهد نشست مگر اینکه اتحاد سرتاسری مظلومین، این هیولای وحشتناک بربریت را جلو گیرد وهمه باهم به حقی که مستحق داشتن آنیم یعنی برابر زیستن وانسانی زیستن نایل گردیم.
به امید حرکت رستاخیزی سرتاسری همه مردم خصوصاً قلم بدستان کشور برعلیه این پدیدۀ شوم ومنحوس تاریخ که خواهان غصب حقوق انسانی باشندگان این سرزمین در خانه وکاشانۀ اجدادی وآبائی خود ایشان است.

از طرف اداره فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان

www.ffta1.com

سين زى
خونبهای جوانان شبرغان با تسمیه شوارع شهر بنام ابدالی ها و هوتک ها پرداخته شد

سلام
اميدوارم كه از اين تحليل خويش خوش شده باشيد چون جهان بيني شما همينقدر است و بس !
هر جامعه قابل اعتبار زبان ، دين ، و كلتور مشخصي دارد كه الحمد الله زبان ملي اين كشور پشتو است كه در همه اقوام جهان شناخته شده است .
شما عزيز من اگر اينقدر نميدانيد كه تاجيك يا تازيك در تاريخ به چي كسي گفته ميشود ؟
توصيه من به حيث يك برادر به شما اين است كه يك بار (تاجيكان در مسير تاريخ)اثر غبار را بخوانيد تا بدانيد ....
اگر پشتونها راديو را غژدبلى ميگويد اين يعني چي؟
اين پرسان اين را ميرساند چرا ؟
من به شما اغازاده ميگويم كه به اب چرا او ميگويد ؟
جالب ادم هاي استيد .
ها فراموش نكنيد كه كتاب را براى شما توصيه كردم از بازار بخريد و خوب بخوانيد تا درست بدانيد ؟؟؟؟؟؟

انصاری
خونبهای جوانان شبرغان با تسمیه شوارع شهر بنام ابدالی ها و هوتک ها پرداخته شد

من نتنها که کتاب افغانستان در مسیر تاریخ را چند با خوانده ام با خود دارم و ضرورت به خریدنش نیست و از ابدالی ها گرفته تا شاه شجاع ها خوانده ام امیر دوست محمد خان را نیز میشناسم . خیانت خائینات را یکایک یاداشت دارم . ها آب را او میگویم اب را عرب ها پدر میگویند ما رادیو را رادیو میگویم آنرا صندوق خبر ها نمیگویم . بلی من تصدیق میکنم که زبان پشتو در سراسر دنیا شهرت و عمومیت داشته تمام ادیبان و شعرای نامی بزبان پشتو صحبت میکردند مانند : مولوی ، سعدی ، حافظ عمر خیام ، فردوسی ، بیدل و حتی ابن سینای بلخی نیز بزبان پشتو حرف میزد و فارسی و دری را اصلآ بلد نبودند ، فقط رحمن بابا و استاد اولمیر فارسی زبانان خوبی ما بودند شما راست گفتیت .

سين زى
خونبهای جوانان شبرغان با تسمیه شوارع شهر بنام ابدالی ها و هوتک ها پرداخته شد

به اغاى كه بسيار مطالعه دارند به نام انصاري !!!
طرز ديد شما مربوط مطالعه و تحقيق شما ميشود ؟
چون تا به حال فرق بين افغانستان در مسير تاريخ و تاجيكان در مسير تاريخ را كرده نمتوانيد .
باز هم به شما توصيه ميكنم كه همان كتاب را پيدا كنيد كه طرز ديد تان از حال خوب تر شود
باز هم اگر پيدا كرده نتوانستيد من ادرس مكمل انرا به شما ميدهم .
اميداوارم هر چه زود تر ان را گرفته و خوب و بار بار مطالعه كنيد ؟؟؟

ناشناس

خونبهای جوانان شبرغان با تسمیه شوارع شهر بنام ابدالی ها و هوتک ها پرداخته شد

به تایید آنچه برادر عزیز ما تند باد نوشته اند من به عنوان یک تبعه افغان که شاهد ظلم های غیر انسانی آخوند ها و فارس های فاشیست در ایران درمقابل افغانی ها بوده ام میخواهم به شما عزیزان یاد آور شوم که ایران از یکسو جو بی اتفاقی را در افغانستان عزیز ما چاق میکند ولی خودشان حقوق ابتدایی ترک ها، آذری ها، کرد ها ، عرب ها و بلوچ ها با بی رحمی تمام زیر پاه میکنند. فاشیست های فارس میخواهند بوسیله یکعده جوان خون گرم نفاق قومی و ملی را در افغانستان دامن بزنند.

شما این سایت را باز کنید تا ببینید که در خود ایران بر علیه مردمان ترک و غیر فارس چه میگذرد. ولی همین فارسهای نابکار از عدالت در افغانستان داد میزنند.

http://www.turkiran.com

جوزجان یک ولایت افغانستان است و احمد شاه ابدالی ، میرویس هوتکی ، وزیر اکبر خان جز از شخصیت های تاریخی در پهلوی دیگر شخصیت ها اند و نباید در مقابل شان حساسیت نشان داده شود. در غیر آن وحدت ملی و عدالت اجتماعی را که ما از آن داد میزنیم خود زیر پاه میکنیم.

به نیرنگ های یک گروه فاشیست تاجک که از طریق فاشیست های فارس حمایه میشوند تن در ندهید. ایشان فقط فروخته شده های هستند که دساتیر سیاف وهابی را در گذشته عملی کردند وامروز مانند سگهای از بند گریخته بدون در نظر داشت عواقب اعمال شیطانی شان دست به هر گند میزنند.

ناشناس
خونبهای جوانان شبرغان با تسمیه شوارع شهر بنام ابدالی ها و هوتک ها پرداخته شد

سلام به همکاران سایت وزین کابل پرس?

برادر محترمیکه به تأیید آقای تند باد نوشتند، من فکر میکنم که در نوشته های ایشان بسیار گپ های نادرست وجود دارد،
در حالیکه ایشان از تلف شدن حق ترک ها در ایران سخن زدند و بعداً بدگویی تاجیکان را کردند که من بسیار متأثر شدم.
برادر محترم! من یک ترک هستم و تمام هستی خود را فدای احیای جایگاه مناسب خلق ترک افغانستان در پهلوی دیگر اقوام مینمایم، ولی با فرموده شما جداً مخالف هستم، پشتون، ترک و تاجیک ( البته که هزاره مربوط ترکتبار افغانستان هست ) و دیگر اقوام افغانستان میوه های یک باغ هستند باید هویت همدیگر را بپذیرند و هیچ کسی تفوق طلبی نکند.
شما سخت اشتباه میکنید که میگویید ( جوزجان یک ولایت افغانستان است و احمد شاه ابدالی ، میرویس هوتکی ، وزیر اکبر خان جز از شخصیت های تاریخی در پهلوی دیگر شخصیت ها اند و نباید در مقابل شان حساسیت نشان داده شود. ) آیا ممکن است که یک والی ازبک ویا قومندان پولیس تاجیک ویا هزاره در قندهار ایفای وظیفه بکند!!! آیا ممکن است که یک چهار راهی بنام های نوایی، مختوم، حافظ، بیدل، مولانا، بابر، تیمور، غزنوی، و ........ در هلمند ویا قندهار نامگذاری شود!!! مسلماً چنین چیزی ممکن نیست، اما باید که همه اقوام افغانستان باهم برادر ولی برابر زیست نمایند. شما درحالیکه از حقوق ترک ها طرفداری میکنید و تاجیکها را دشنام میدهید، این کار درستی نیست. من معتقد هستم که حتی برادران پشتون به صفت یک قوم به نسبت اینکه حکمرانان ظالم و مستبد افغانستان از قوم پشتون بودند، نباید طرف نظر خصمانه قرار بگیرند بلکه توجه جامعه پشتون به این واقعیت جلب شود که حاکمان ظالم و مستبد درحالیکه از نام آنها تجارت کرده است، به حق آنها نیز خیانت کرده است، دو ونیم قرن است که حکومت به دست اشخاص برخاسته از قوم پشتون است ولی زندگی قوم پشتون به مراتب بدتر از هر قوم دیگر است.

زنده باشید،
توره میمندی عضو فدراسیون فرهنگی ترکان افغانستان

ناشناس

خونبهای جوانان شبرغان با تسمیه شوارع شهر بنام ابدالی ها و هوتک ها پرداخته شد

شما را بخدا هر کيکه هرچه که در توان دارد مانع اين عمل کثيف اولاده های مومندها و ابدالی ها و باباها وخانهای دو سره شوند اگرنه فيصد کمی که از تاريخ وفرهنگ غنی ما اقوام غير اوغان بجا مانده آنها را هم نابود ميسازند. ياالله دست به کارشويد.

شهاب

خونبهای جوانان شبرغان با تسمیه شوارع شهر بنام ابدالی ها و هوتک ها پرداخته شد

به جواب چرند نویس که هزیان های تندباد راتایید نموده و خودش بیچاره اقلآ جرات نوشتن نام خودرا هم نداشته است! باید بگویم گذشتگان تان آن قدر ظلم،جنایت ،خیانت، نیرنگ، حیله، دروغ ، فریب و قرآن مهر کردن های دروغین را درحق همه اقوام ساکن این کشور روا داشته اند که حالا شما وامثال شمااگر هزار بار قرآن هم بخورید وبخواهیید دربین اقوام مظلوم این سر زمین با یاوه گویی های بی اساس ودور از منطق خویش تفرقه ایجاد نماید مووفق نه خواهید شد. مطمین باشید که مردم ازین بیشتر به گفتار شما توجه نه می کنند بلکه اعمال تان را ملاک قضاوت خویش قرار می دهند.ملیت هاواقوام مظلوم این سر زمین به جزاز بر قراری عدالت وختم زور گویی وبرتری جویی های قومی ومنطقه یی برابری و برادری وانسان وار زیستن که حق طبیعی هر انسان است چیزی بیشتری، نه می خواهند. شما حتی به همین حد اقل داشتن حق طبیعی انسانی، انسان های این خاک وقعی نه گذاشته ومثل دورهء های زمامداران جابر وظالم تان با مردم برخورد می نمایید. به امید روزیکه به هوش بیایید و به حرف حق تسلیم شوید وبیشتر ازین سبب بد بختی، مردم این کشور نه گردید.

کوهستانی

خونبهای جوانان شبرغان با تسمیه شوارع شهر بنام ابدالی ها و هوتک ها پرداخته شد

من میخواهم چند سطری به جواب توره میمندی بنویسم که میگوید عضو این فدراسیون نفاق افگنان هم است.

اول اینکه شما با وصف عضویت در یک فدراسیون به اصطلاح فرهنگی ندانسته اید که آقای تند باد تمام تاجکها را نه بلکه فقط آنعده فروخته شده گان تاجک را خطاب قرار داده که مانند گودی های کوکی به ساز فاشیست های فارس میرقصند.

دوم اینکه او میگوید که حساسیت نشاندادن و جوزجان را از نوایی و قندهار را از میرویس هوتکی کردن خود عملی است که شما خود آنرا انتقاد میکنید.

افغانستان کشور همه است و والی قندهار اگر یک ازبک باشد یا تاجک ، اگر هزاره باشد یا بلوچ و یا پشتون دردی را دوا نمیکند. مهم این است که اهل کار باشد و به مردم محل خدمت کند. این است ملاک خوبی و توانایی نه قومیت .

ما باید تمام شخصیت های کشور را قدر کنیم و این کاری است که باید صورت بگیرد ولی نه با تهدید با تخریب و پاشاندن تخم نفاق طوریکه یکعده اینجا میخواهند تحت نام همین نامگذاری جاده های جوزجان آنرا دامن زنند.

خلیل الله انصاری
خونبهای جوانان شبرغان با تسمیه شوارع شهر بنام ابدالی ها و هوتک ها پرداخته شد

با عرض سلام به نویسندگان و نظر سنجان افغان ! افغان یعنی فغان داد و واویلا در مفابل ظلم و ستم ولی اوغان همان پشتون را گویند که ما در مقابلش تا آندمی که بر عنعنات و فرهنگ ما دست درازی نکنند و در معاملات درونی ما تعرض ننمایند و در پسند و نا پسند اشخاص تاریخی ما مداخله نداشته باشند , هیچگونه تعصب نداریم و آنها بمانند ما اهل این دیار اند , با نظریات آقای مزاری خوشنویس نود در صد موافقم الی تعرض شان بر اسلام , زیرا اسلام یک دین عدالت بوده عدل را عذل نمیکند . مخصوصآ شعر زیبا ی نوشتند و هنر نوکر شدن را در کتابچه یاداشتم با خط رسا نوشتم و به اجازه ایشان در آینده این جمله ایشانرا در جملات مضامینم ضم مینمایم , تحلیل برادر بهرام چوبین و محمد مورد پسند من و همه خوانندگان خواهد بود و به" ورور چمکنی " گوشزد مینمایم تا اختلاف نیندازند , نام گذاری مناطق و شاهراه های هر شهر و دیاری مربوط و منوط به تاریخ همان ماحولی میباشد که به آن آشنائی دارند و از افتخارات خود می پندارند . فرضآ اگر اسم بابه یادگار یا خواجه آبجوش بر یکی از شاهراه های شهر پکتیا گذاشته شود , تعجب آور و مزحک بنظر نمیرسد ؟ بلی ! اگر آنها بدون در نظر داشت تعصبات قومی و لسانی حاظر اند ایچنین ابتکاری از خود نشان دهند مردم شبرغان و مزار نیز حاضرند حتی نام خوشحال خان ختک را زیب و زینت یکی از شاهراه های مهم ولایت شان گردانند و الی همان گفته مزاری صاحب است که از هنر مندی نوکران بایست در هراس باشیم , زیرا ما به چل و نیرنگ آشنائی نداریم ولی اینقدر میدانیم که این یک خدعه آشکار است و بس

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 15 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس